دسته
وبلاگهاي برگزيده
ارتباطات
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 1430825
تعداد نوشته ها : 2594
تعداد نظرات : 825
Rss
طراح قالب
موسسه تبیان
چیزی به نام نقد هنر وجود ندارد

چیزی به نام نقد هنر وجود ندارد

فرهنگ > ادبیات  - در جهانی که رعیتی وجود ندارد سلطانی نیست کما اینکه در دنیای پادشاهان رعیتی نیست. پس نه تنها نقد وجود ندارد تعلیم هم دروغ است.

مهدی صیافی: علی معلم نامی آشنا برای اهل شعر و ادب، ‌شاعری معتقد با احساس و گشاده‌روی، حساس و ژرف نگراست. در عین حال کسی است که مجوز پخش گسترده انواع موسیقی پاپ را از تلویزیون جمهوری اسلامی صادر کرد. ویژگی‌‌های شعر معلم را این‌گونه می‌توان برشمرد؛ ساختار منحصر به فرد و حماسی، بهره‌گیری از حکمت و فلسفه، استخدام اوزان غریب، ‌اسطوره‌پردازی، ردیف‌های بلند، دشوار نویسی و به کارگیری واژگان مهجور و داشتن موسیقی درونی. او طلایه دار و پیش قراول جریان اولیه شعر متعهد انقلاب است که چهره اصلی و وجاهت شعری‌اش را می‌توان در «رجعت سرخ ستاره» تماشا کرد. محبوبیت و شهرت این شاعر فرزانه ما را برآن داشت تا به گفت‌وگویی با او بنشینیم و تا با نظرات عالمانه و شاعرانه این شخصیت ادبی کشورمان بیشتر آشنا شویم.

شما در مورد شعر و هنر و رابطه این دو چه تعریفی را ارائه می‌فرمایید؟
اگر در واقع این سؤال را اندکی علمی‌تر جواب بدهیم در حقیقت می‌باید مسئله هنر را مقدم بدانیم که یکی از افراد هنر است. هنر در لغت فارسی معنی نیک مردی و انسانیت و والایی و کمال است. قدر مسلم سالک طریق شعر یا انواع دیگر هنر می‌کوشد تا در حقیقت به کمال مطلوبی که شایسته مقام انسانی است دست پیدا کند که در ساحت خودش هنری کلامی است که با جوهر نطق و تعقل ارتباط نزدیک دارد. ولیکن به دلایلی کوشیده شده که نتایج عقل را به عنوان حکمت و فلسفه و ثمره ‌خیال را به عنوان شعر نامگذاری کنند و در دوره‌هایی این تقسیم‌بندی بسیار جدی بوده در حالی که در فرهنگ اصیل شرق خصوصاً در اندیشه مسلمانان و به قول شخص اول انسانیت یعنی ذات مقدس حضرت پیامبر اسلام (ص) شعر حکمت است. بنابراین باید بین سخن منظوم و شاعرانه و آنچه حکما در سخن منثور با نام فلسفه ایجاد می‌کنند خویشاوندی و رابطه خاصی وجود داشته باشد. اتفاقاً تاریخ اندیشه هم این مطلب را به نوعی تأیید می‌کند. فلسفه یونان چنان که مشهور است با اندیشه‌های صاحب ایلیاد و اودیسه ارتباط تام دارد و برخی گفته‌اند اصولاً آغاز حکمت یونانی از افسانه‌های پهلوانی و اسطوره‌های یونانی است. در ایران و سرزمین فارسان نیزه‌گذار یعنی عربستان این تقسیم بندی، البته به گونه‌ای که شعر را کلام مخیل و فلسفه را سخن معقول گفته‌اند. اصطلاحاً فلسفه دانشی است که از چیستی‌ها، چرایی‌ها و چه بایدها با دلایل عقلی متکی بر علم یا با دلایل علمی متکی بر عقل سخن می‌گوید حال آنکه از شعر توقع اینچنینی در میان نیست. معاصران ما در غرب دارایی اندیشگی آدمیان را به دو پاره تقسیم کرده‌اند آنچه در ورای عقل و عالم مینوی فکر تحقق می‌یابد و آنچه مادون عقل است. از نوع اول وحی، هنر و اسطوره را و از نوع دومی فلسفه و علم (علوم تجربی) را نام برده‌اند، به هر حال آنچه را که موضوع سخن ماست و شعر نام دارد به نحو خلاصه از زمره هنرها و نوعی گفتاری و نوشتاری مبتنی بر ذوق و خیال عالی و البته دارای جوهر تخییل (تأثیر) بایستی دانست. به اعتباری شعر و شرع و عرش از هم خاستند تا دو عالم زین سه حرف آراستند.

برای عناصر دیگر شعر چون عاطفه و آهنگ و زبان چه جایگاهی قائلید؟
آنها عناصر بنیادی نیستند.

بر این اساس بنیادی‌ترین عنصر شعر چیست؟
چنان‌که در کلیات فوق گفته شد به قول ارسطو انسان حیوان ناطق است و جوهر نطق صرف گفتار و کلام نوشتاری نیست بلکه تمامیت اندیشه نطق است و تجلی و بروز آن سخن و کلام است و کلام یا منظوم است یا منثور و نیز نوشته می‌شود یا تنها به گفت‌وگو در می‌آید. هر کدام از این انواع ویژگی‌هایی دارند که در مرحله ‌بعدی مورد بحث‌اند. حقیقت شعر همان حکمت حقیقی و غیرفلسفی (غیرفلسفه دستگاهی) مثل اندیشه‌های حکمای یونان.

نقشی را می‌توان برای تو هم در شعر قائل بود؟
البته به بهانه شعر یا نثر قابلیت پاسخ دارد و لیکن بنیادی‌تر از پدیده شعر یا هر نوع دیگری از هنر است. اصولاً انسان صاحب تعقل و تخیل دچار توهم هم می‌شود. وهم و خیالات درجه دوم که گاهی صورت شعر هم به خود می‌گیرد و در رؤیا کابوس و خواب‌های شیرین جوانی است همچنان که در بیداری به نحو وهمی به دنبال خوشبختی بودن یا از رنج و بدبختی کناره گرفتن می‌نماید.

توهم، ذاتی انسان‌هاست، چنان‌که تخیل و تعقل و قطعاً ماحصل و نتیجه آن می‌تواند در قالب هر یک از فراورده‌های نطق تجلی کند. فلسفه‌هایی را می‌شناسیم که بیشتر ناشی از توهم آدمیان است تا تعقل و شعرهایی که از حکمت نیست بلکه تصویری از کابوسی شوم و و حشتناک و به همین ترتیب آثار دیگر توهم که شناخته شده است. از مرحله اختیار تا اضطرار و بیماری روانی، ساحت توهم است.

در نزد روانشناسان و روانپزشکان کسانی که دچار انواع شیزوفرنی و دیگر بیماری‌های اینچنینی‌اند قربانیان توهم‌اند. در واقع به طور ضمنی آنچه را که با سلامت، نسبتی دارد می‌تواند از مقوله هنر هنر که نیک مردی و انسانیت و کمال است باشد و آثاری که در حقیقت فرافکنی توهمات جنون آمیز آدمی است. هر چند که در روزگار آشفتگی‌ها به آسانی قابل تشخیص نیست از مقوله دیگری است. بنابراین شعر کمال است. هنر، کمال است و وهم بیمار یا توهم بیمار یا توهم ناشی از نابهنجاری روانی هرچند صورت شعر یا نقاشی، فیلم و سایر هنرها را داشته باشد، لابد در این نوع عقیده مندی تسمیه ‌دیگری دارد.

شاعری ذاتی است یا اکتسابی و آیا نقشی را می‌توان برای آموزش در نظر گرفت؟
شعر همچون موسیقی و نقاشی و سایر هنرها بخشی موهوب و بخشی آموختنی است. این که همه مردم شاعر نیستند یا نقاش نیستند دلیل روشنی است بر اینکه بایستی در جان آدم‌های مورد نظر گرایشی نسبت به یکی از این هنرها باشد تا نوع ایشان را در برابر استادی برای آموختن فن و تکنیک کار بنشاند.

بخش نخستین هدیه آسمانی است حنجره‌ای که اصطلاحاً داودی آفریده شده و درست به اندازه قابلیت یک ساز کامل می‌توان آن را تربیت کرد و ساخته و پرداخته اراده شخص نیست با او متولد می‌شود و با همه کس همراه نیست اما این ساز مثل هر ساز دیگری برای نواختن باید آموخته شود.

می‌گویند نی که ساده‌ترین ساز جهان آدمیان است تقریباً هفت سال عمر شخص با استعدادی را مصروف آموختنش می‌سازد و مسلماً ساز پیچیده حنجره آن هم برای موسیقی‌های سنتی و مجرب میراثی که از انواع آثار فرهنگی انسان‌ها به شمار می‌آید وقتی برای آموختن می‌طلبد شاید بیشتر از نی و سازهای دیگر. شعر این‌گونه است که به نوعی تماشا شبیه است. آدمیان همه می‌بینند، اما شاعران علاوه بردیدن از دیدار هم برخوردارند. دیدار شاید گونه‌ای تأویل عملی باشد. شاعر عمیق‌تر، دقیق‌تر به گونه‌ای دیگر که اگر خیالات‌اش بنویسیدهمه خواهند گفت این شعر است که می‌بینید.

بر اساس سخنان شما می‌توان چه وظیفه‌ای را برای شعرا در نظر گرفت؟
حکیم نظامی از چند چهره شگفت جهان شعر می‌گوید: پیش و پسی بست صفت کبریا پس شعرا آمد و پیش انبیا حکیم نظامی اعتقاد دارد که شاعران نیز پیامبران‌اند البته به آنها وحی نمی‌شود و اصولاً با پیامبر وحی به پایان کار خویش رسیده است همان وحی می‌گوید: فَأَلهَمَها فُجُورَها و تقویها. تقوی الهام می‌شود. و این تأیید به نسبت دریافت گیرنده ما باشد. زیرا در همین سوره توصیه می‌کند که برای جان بردن الهام بد و رسیدن به الهام درست و تقوا بایستی تزکیه کنیم و تزکیه یعنی از آلودگی‌ها فاصله گرفتن به جهان پاک منیر نزدیک شدن. قرار است شاعران در دوره آخرالزمان دنباله کار انبیاء را گرفته و همان مأموریت را به اندازه استعداد خویش به انجام رسانند.

چنین شخصی را می‌توان در جامعه امروز یافت؟
مفهوم و مصداق دو چیز هستند. آرزوها و خواست‌ها و تحقق آن. شخصیت‌ها با یکدیگر متفاوت هستند اگر در حقیقت مفهومی هنر و شعر سخن می‌گوئیم، مطلب همانی است که گفته شد. اما از جهت مصداقی حتی اگر در جهان یک شاعر مطابق تعابیر ما نباشد باز هم لطمه‌ای به اصل قضیه نخواهد خورد.

این چنین است که می‌گوئید جهان در توهم و انحراف غرق است و دیرگاهی است که آدمیان خیالات شیطانی را از رحمانی باز نمی‌شناسند و آسیب‌های جامعه مدنی انسانیت نیز از همین سرچشمه آب می‌خورد. آنکه باید ادب و فرهنگ بیاورد معلم فسق و فجور است بنابراین جهان به شکلی در می‌آید که به مفاهیم هم شک می‌رود وقتی به خود اجازه آرزوی جهان بهتری هم نمی‌دهیم در حالی که یکی از موهبت‌های اهدا شده به انسان همین آزوهای خوب است. گفته‌اند فرزندانت را به نام نیکو بخوان تا شاید وسوسه شوند مصداق اسم خویش باشند.

مشهور است که اعراب عصر جاهلیت غلامان و کنیزان خود را به نام‌های نیکو می‌نامیدند و بلعکس فرزندانشان را حتی گاهی با نام‌های حیوانات صدا می‌کردند. جحش، معاویه و نام‌هایی از این قبیل یعنی گورخر و توله سگ. اگر از اعراب خردمندی پرسیده می‌شد که چرا غلامت را با نامی ارجمند نامیده‌ای و به عکس فرزندت را به اسم حیوان صدا می‌زنی جواب این بود که موجوداتی در نهفت و نهان جهان در پی آزار آدمیان‌اند و اگر فرزند من نام انسانی داشته باشد لابد از دیوها و جنیان از هاتف و مارد و سهلا و موجودات دیگری که اغلب به چشم نمی‌آیند ولی قادر به آزار نفوس انسانی هستند در امان نمی‌ماند. غلامم را با نام نیکو نامیدم تا آزارهایی که در راه فرزندانم وجود دارد نصیب بندگانم شود و فرزندانم برهند. می‌بینیم که در اینجا هم حتی در نامگذاری به دفع شری را اندیشیده‌اند.

بدنامگذاری می‌کنند تا بدی نصیب آن کسی شود که نام نیکو دارد. پس آرزو، ‌خواست و خواست‌های نیکو، طبیعی آدمیان است. ما آرزوی فرداهای روشن‌تر را هر روز با خویشتن به روز دیگری منتقل می‌کنیم و هرگز خسته نمی‌شویم از اینکه به آنچه مورد علاقه ماست نرسیده‌ایم باشد که در فرصتی دیگر این معنی متحقق شود.

انواع شعر و ساحت‌های زبانی در نظر شما به چه صورت است؟
از انواع شعر می‌پرسید و انواع اصطلاحی است که در ادبیات به گونه‌هایی از شعر اطلاق می‌شود. به دو بیتی، غزل، مثنوی و غیره... اما مراد شما در حقیقت ساحت‌های زبانی موجود و تقسیم‌بندی‌های شعر است. چنانچه در موسیقی هم این مسئله را مشاهده می‌کنیم و هم در نقاشی.

در شعر نیز این‌گونه است شعر سنتی یعنی شعر موزون مقفای مخیل سخنی است که از رودکی تا عصر ما دوام یافته است و در طول تاریخ خویش ساحت‌های مختلفی را از جهت سبکی و زبانی و دیداری در نوردیده است. شعر خراسانی گونه‌ای است و عراقیان به شکل دیگری سخن می‌گویند و شعر شیوه هندی و سبک‌های بعدی مثل سبک بازگشت مشروطه و غیره حتی شیوه‌های برزخی بین دو سبک مثلاً بین سبک خراسانی و عراقی یا عراقی و هندی که سبک وقوع نامیده می‌شود در حقیقت تاریخ شعر سنتی از زمان نه چندان دور به دلیل ارتباطات بیشتر و گسترده‌تر انسانی ساحت زبان فارسی و عرصه دیدار شاعر و آرزوها و ذوق او دگرگون شد.

آن وقت شخصیتی چون نیما و از پی روندگان وی گونه دیگری از سخن را در میان آوردند. تماشای تازه و زبان تازه زبانی که برای شناختنش شاید همان موسیقی امتحان خوبی باشد اگر قرار است تصنیفی در موسیقی ردیف خوانده شود لابد از کلماتی بهره می‌برد و از خیالات و تماشایی که حافظ و سعدی و عارف قزوینی در تصنیف‌هایش و شیدا در تصنیف‌هایش داشته در حالی که درموسیقی پاپ لازم است از ساحت دوم زبان فارسی بهرمند شویم یعنی همان چه زبان روز است و رسانه‌ها با آن سخن می‌گویند روزنامه‌ها را با آن زبان می‌نویسند و شاعران معاصر گفتارشان را با آن شیوه متجلی می‌سازند.

بنابراین به نحو فهرست و خلاصه سه ساحت شعری وجود دارد. البته در دو ساحت هیچ تردیدی نیست اما ساحت سوم شاید احتیاج به استدلال بیشتری داشته باشد که فعلاً مقدور نیست. آن سه ساحت، ‌ساحت شعری سنتی ساحت شعر نیمایی و ساحت سوم شعر نوگرایان آوانگارد روزگار ما هستند. این ساحت آخری مرجع دیگری دارد. حتی نیما این‌گونه تماشایی را تجربه نکرده است و شاگردان نیما هرچند نوآور بودند نسبت به گذشتگان از دنیای آشفته ‌کابوس گونه‌ای که به قول غربی‌ها جهان موجودات خوناشام و زامبیهایی که از گور بر می‌خیزند آلوده با جامه‌ای در خور مردگان حشر می‌شوند تا مردمان را دچار کابوس شب و روز نمایند و دقیقه‌های دیگر.

همه‌ آنچه که در فیلم‌ها، کلیپ‌ها حتی در رقص و شادخواری‌ها به چشم می‌آید و نه شادی است و نه شادخواری کابوسی است وحشتناک و شاید ساحت چهارمی در راه باشد به اعتبار خیالاتی که کودکان را جز با آن ترتیب می‌کنند. قصه‌ هری‌پاتر و ارباب حلقه‌ها جهانی تازه‌ای را وعده می‌دهند که بیشتر با اندیشه و کارتن و موسیقی روز، موسیقی ابزار دیجیتال، صداهایی که هرگز نشنیده‌اید. صداهایی که در خیالات کابوس گونه دیوانگان هم به ندرت شنیده می‌شود. ساحت چهارم در راه است و رسانه‌های بزرگ تدارک کننده آن و نوابغی در مقام تولید آثار صوتی و تصویری و زبانی در همه‌جهان.

پس همان‌گونه که فرمودید می‌توان سبک‌های شعری را متأثر از فضای جامعه دانست؟
بله همین که می‌گوییم تماشا و اصل هر شاعری تماشاست آنچه که گفتم دیدن و دیدار شاعر در واقع یک مقداری عمیق‌تر هم می‌بیند و اینکه اگر دنیا دنیای بهشت گونه‌ای است او در شعر این را زیباتر می‌بیند. اگر کابوس‌گونه و جهنمی است او جهنمی‌تر می‌بیند.

پس می‌توان خاستگاه شعر معاصر را نشانگر شرایط حال دانست؟
قطعاً، یعنی مدنیت. حالا فرص بحث پیرامون این مسئله نیست. انسان موجودی است از جنس آب و باید جاری باشد و زندگی کوچ است چه شما بخواهید و چه نخواهید. همین الان که نمی‌خواهند مردم کوچ کنند. هم به سیر و هم صیرورت کوچ می‌کنند. یک مرتبه جلوی این آب سد بزنند و به صورت مرداب در بیاید، دیری بپاید. یعنی اگر بالاخره یک راهی پیدا کند و از یک طرف هم آب وارد بشود تا یک حدودی باز پاکیزه می‌ماند. اما اگر یک نوع ثبوت هم در اندیشه آدم قائل به ثبات باشد می‌شود الان که کسی نمی‌خواهد بمیرد در حالی که گذشتگان از مرگ نمی‌ترسیدند. مرگ را دنباله زندگی می‌دانستند به دلیل همین قضیه مردمی که در کنار خیابان‌های هند می‌خوابند و برمی‌خیزند از مهاراجه‌ها و بچه مهاراجه‌هایی که در هالیوود و بالیوود و این بازی‌ها شرکت دارند سالم‌ترند. برای اینکه این مرگ را باور کرده‌اند و جاری بودن را باور دارند. جاری بودن دارد فراموش می‌شود وقتی انسان جاری نیست مرداب می‌شود. و وقتی مرداب شد در واقع روز به روز بر انواع بیمناکی و اشکالش افزوده می‌شود.

در گذشته هم همین شرایط بود یا این مربوط به زمان ما می‌شود؟
نه حتی در زمان طفولیت من پیرمردها و مردها آدم‌هایی که متعلق به یک نسل قبل بودند خودشان را جاری می‌دانستند به خاطر همین هیچ پیرمردی آنقدر خرفت نمی‌شد که او را ببرند خانه بزرگسالان مانند اتومبیلی که از کار می‌افتد می‌برند در قبرستان اتومبیل. مرد وقتی پیر می‌شد ارجمندتر می‌شد چون می‌شد خرد محض، ‌خرد ناب و مردم افتخار می‌کردند به داشتن پیران خانواده‌شان اما امروز به محض اینکه یک مقداری نیروهای شما فروکش می‌کند مایه تمسخر این و آن قرار می‌گیرید و فوری می‌خواهند از شر شما خلاص بشوند و در یک خانه بزرگسالان می‌بندتان و از آن طرف هم مادرها اصلاً این تدارک بچه‌ها را بر عهده نمی‌گیرند.

چه شد از گذشته منقطع شدیم و به اینجا رسیدیم فرهنگ وارداتی بود یا تکنولو‍ژی‌های جدید؟
نباید این‌طور ببینیم این مشکل را حل نمی‌کند که همه چیز را به اسم مثلاً غریبه بنویسیم. این مسئله می‌تواند هزار علت داشته باشد. حتماً آن نیست که مثلاً با غرب ارتباط پیدا کردیم و در واقع غرب مایهیک چنین ماجراست. غرب هم در این مسئله با ما شریک است یعنی او هم دچار این مصیبت است. اما این مصیبت‌ها ممکن است در این سو و آن سوی دنیا با هم متفاوت باشد وگرنه جهانی است. این بحران بحران جهانی است و همه اسیرند و خوب در یک چنین حادثه بزرگی کار کودکانه‌ای است که من دیگری را متهم کنم و دیگری هم مثلاً سومی را متهم کند. مشکلی حل نمی‌شود.

شما آدمی مثل مرحوم لرزاده را در روزگار ما چگونه می‌بینید؟
لرزاده در حقیقت، خودش است که سالیان دراز این قضیه را در درون خودش صیانت می‌کند و با خوش می‌آورد. او آخرین خاطره است وگرنه ماجرا خیلی وقت پیش اتفاق افتاد و آن وقت به پایان رسیدکه سوخت تغییر کرد یعنی شما دیگر نمی‌توانستید هیزم بسوزانید مثلاً در خانه‌های امروزی اگر سرما آدم را هم بکشد نمی‌تواند چند تا کنده هیزم بیاورد و آنجا بسوزاند. سوخت یعنی خیلی چیزهای امروزی به دلیل اینکه کوچ تبدیل می‌شود به اسکان.

یعنی ما توانایی بروز دادن هنرمان را نداشتیم؟
اصلا نمی‌شد. مدنیت از یونان شروع شد و خیلی وقت پیش به قول تورات اولین بار که قوم به شنعار رسیدند و بابل را ساختند. بلبله بابلی از شنعار شروع شد و آنقدر از ما فاصله دارد که اصلاً کسی نمی‌داند کی بود. مدنیت سابقه‌اش خیلی خیلی زیاد است شاید شش هزار سال هفت هزار سال بلکه بیشتر این سدی که جلوی آب زده شده از شش‌هزار سال پیش اتفاق افتاده ولیکن آثارش را امروز داریم می‌بینیم. آثار سیاه این حوادث امروز می‌بینیم.

به نظر من شاعران امروزی ما کمتر توجه به قدما و شعر کلاسیک دارند؟
این را نمی‌شود گفت ممکن است بسیاری از آنها هم داشته باشند. یک آدمی مثل شاملو بی‌خبر از گذشته ایران نبود یعنی به معنی بی‌خبری محض یا آدمی مثل اخوان ثالث حتماً اطلاعات بسیار خوبی داشت ولی اینها دلیل نمی‌شود که انسان دچار طبع مدنیت نشود. این طبع مثل بیماری‌هایی مانند آنفلوآنزای خوکی و از این دست می‌ماند.

وضعیت شعر امروزی را چگونه می‌بینید؟
چنان‌که عرض شد امروزه سه ساحت زبانی بر گفتار و نوشتار شاعرانه ما حکم می‌کند که ساکنان هریک از این سه روستا شاید هم شهر برای سکونت خویش دلایلی دارند شاعرانی که به شیوه‌ سنتی سخن می‌گویند و پافشاری می‌کنند که البته درست می‌گویند و عقیده دارند نبایستی تجربیات ارجمند کسانی را که با تأمل زیبایی‌ها را کشف کرده‌اند و حقیقت‌ها را دریافته‌اند به دور انداخت. اصلاً آشفتگی جهان به خاطر همین فاصله گرفتن از تراث و میراث گذشتگان است اگر می‌توانستند همه‌ قبیله را وادار به بازگشت به سرزمین‌های آباد گذشته می‌کردند اما هزار حیف که به گفته حکیمان پیشین و حتی کتاب خدا زندگی از آب است و زندگان از جنس آب و آب هرگز به محلی که از آن گذشته است باز نمی‌گردد. رسیدن به عصر رودکی و فردوسی، نظامی و حافظ تنها خواب و خیالی است که می‌تواند ساعات خیال پردازی را خوش کند و نه بیش از این. البته تجربیات آنها در آثار ما نیز متجلی می‌شود نه به اندازه روزگاران آبسالی و خوشی پیشین.

در شهر دوم مردمانی سکونت گزیدند که شاید عمر آبادیشان از اواخر قاجار و دوره مشروطه فراتر نرود. بنابراین از معاصران ما هستند. اما این معاصران که روزی و روزگاری با این اندیشه به میدان آمدند که صرف تقلید از پیشینگان گره‌ای از کار آدمی نمی‌گشاید.

سخن نو آر که نو را حلاوتی است دگر و بنا را بر نوآوری گذاشتند نوآوری که حد و مرزی نداشت. در گذشته‌های دور نوآوران بودند اما نوآوران در صده‌ها و هزاره‌ها متولد می‌شدند. مثل باباطاهر که گفت: الف قدم که در الف آمدستم و مثل خاقانی که در پانصد هجری متولد شد. نوآوران گذشته کسانی بودند که علاوه بر هنر شاعری از موهبت ابداع برخوردار بودند. ابداع یعنی نوآوری مشروع درست مقابل بدعت که نوآوری غیر مشروع است.

نوآوران دو گروهند آنان که معتقد و آنان که به دروغ خود را نوآور می‌نامند و نمی‌دانند که چرا نوآورند به هر حال در گذشته نوآوری از دایره ابداع فراتر نمی‌رفت در صده‌ای یا هزاره‌ای یک کسی متولد می‌شد به قامت فردوسی و تا آمدن مبدعی دیگر از پی او می‌رفتند با افتخار از او تقلید می‌کردند و هر که به نمونه اصلی نزدیک‌تر می‌شد ارجمندتر بود. از نیما به این سو ماجرا از جنس دیگری شد. نمی‌گوییم نیما خود اهل ابداع بود یا بدعت بماند برای روزگار دیگری اما از پس او همه نوآور شدند. هیچ کس نکوشید به شیوه کاروانسالار گام بردارد یعنی کاروانسالاری در بین نبود بیابان فراخ و هرکس هرگونه‌ای که می‌خواست طی طریق می‌کرد از اسماعیل شاهرودی که ارادتمند نیما بود و نیما او را دوست می‌داشت شنیدم که اخوان را شاعری کهنه سرا و قدیمی و مرتجع به حساب می‌آورد.

او تماشای گذشتگان را در قالب نیما می‌خواهد عرضه کند در حالی که گوشت و استخوانش با بیماری ارتجاع آمیخته است. اخوان را اسماعیل شاهرودی و امثال او هرگز باور نکردند و شیوه او را شاید هم حق داشتند. اخوان می‌کوشید به انحاء مختلف خود را به نیما بچسباند بدعت‌ها و بدایع و قصه‌های دیگری که پیرامون سخن نیما نوشت و هیچ گوینده دیگری از سلسله ارادتمندان نیما این همه مایه نگذاشت اما درست مثل آن پسر چنگیز که مهمان خوانده می‌شد او نیز بر سر سفره نیما مهمان بود. و نسبت فرزندی برایش قائل نبودند. بعدها متوجه شدیم که اصولاً نیما قاعده شعر را بر نوآوری گذاشته است. هرکس که می‌تواند خود سالار کار و بارو راه خویشتن است اما در عین حال ناگهان نقد شعر در میان آمد و بسیاری از سخن‌ها و عقاید متعصبانه با پا درمیانی نقد شعر نو به حقیقت رخت بربست اما آنقدر سرگرم بودند که متوجه مطلب نشدند و بالاخره ساکنان این آخرین شهر که به گردش تماشاها و دنیای شگفت دیجیتالی، ‌دهکده‌ جهانی و رسانه ‌همگانی بزرگ و هزار لطیفه ‌دیگر می‌روند تا شناسنامه خویش را به نوعی گم یا انکار کنند. اصولاً با گذشه‌خویش در ستیزند و اهمیت ندارد که مقصد و مقصود کجاست.

آیا شما قائل به نقد شعر هستید و چه جایگاهی برای آن ترسیم می‌کنید؟
نقد در سخن پیشینگان تشخیص سره از ناسره بوده است. بایستی محکی باشد تا سیه روی شود هر که در او غش باشد. بنابراین نقد فلسفه‌ای در پشت خویش دارد که اگر قرار بر ارزیابی است بایستی معیاری در دست آدمیان باشد. به چه حساب یکدیگر را ارزیابی می‌کنند. جغرافیا را با متری می‌سنجند. کمیت‌های وزنی را با ترازو و هر نوع ارزیابی میزانی دارد. میزان نقادی شعر در روزگار ما چیست؟ اگر نوآوری اصل است و هر که پا درمیان می‌گذارد به سلیقه و شیوه‌خویشتن جهانی نو و تازه می‌آفریند و خود آن جهان را می‌شناسد و دوست دارد با کدام معیار او را نفی کند و او چگونه خود را اثبات می‌کند.

برای نقادی بالاخره بایستی از دو معیر حقیقی یکی وجود داشته باشد. یا آدمیان در طی طریق یا تجربه‌های کلامی‌شان حقایقی را کشف کرده باشند که متفقاالیه همه باشند و یا مانند قراردادهای اجتماعی که اصالتی ندارد بلکه آدمیان به شیوه جمعی و دموکراسی به آن رأی می‌دهند و می‌پذیرند چنین باشد و چنین نباشد. به هر صورت یکی از این دو حقیقت یا کشف یا قرار داد وقتی که نه کشفی در میان است و نه قراردادی چه کسی حق دارد دیگری حتی برای آنکه وارونه سخن می‌گوید، حتی برای اینکه به جای کلمات مستعمل از مهمل استفاده می‌کند.

حتی برای اینکه خیر را به جای شر و شر را بجای خیر گرفته است مورد نقادی و ارزیابی قرار دهد. هرکس سلطان خویش و رعیت خویش است و در جهانی که رعیتی وجود ندارد سلطانی نیست کما اینکه در دنیای پادشاهان رعیتی نیست. پس نه تنها نقد وجود ندارد تعلیم هم دروغ است تا دیگران در اثر تو بیایند این نیز مضحکه دیگری است که یا می‌دانیم یا نمی‌دانیم ولی حقیقتاً پذیرفته نیست. انسان خردمند که بدون متر در حقیقت جهان را در نوردد و بدون ترازو وزن کند.

منبع : خبر آن لاین

دسته ها : گفتگو - هنری
شنبه سی یکم 5 1388
خوردن زولبیا حرام است!
رهوا: یک مفتی وهابی علت حرام بودن این شیرینی را وجود بخشی صلیبی‏مانند در میان این شیرینی ذکر می‏کند و برای تناول این شیرینی وجود دلیل شرعی را ذکر می‏کند که در آن وجود ندارد.

نشریه "الخبرالاسبوعی"، با اعلام این خبر، نوشت: شیخ «محمدعلی فرکوس المکنی» معروف به ابی‏عبدالعزیز، در فتوایی حکم حرمت الطمینه و شیرینی‏های دیگری که در ماه رمضان استفاده می‏شود را صادر کرد.

بدین ترتیب بسیاری از مریدان و پیروان وی خود را از خوردن این شیرینی لذیذ که به گفته ابی‏عبدالعزیز از بدعت‏هایی محسوب می‏شود که در دین وارد شده است، محروم کردند.

وی دلیل دیگر حرمت خوردن این شیرینی را وجود بخشی صلیبی‏مانند در میان این شیرینی ذکر می‏کند و برای تناول این شیرینی وجود دلیل شرعی را ذکر می‏کند که در آن وجود ندارد.

شایان ذکر است فتاوای مضحک و عجیب زیادی از سوی مفتیان سلفی و وهابی صادر می‏گردد که یکی از مهم‏ترین دلایل آن، دوری لجوجانه آنها از معارف و تعلیمات مفسران وافعی قرآن و سنت ـ یعنی اهل‏بیت علیهم‏السلام ـ است.
دسته ها : مذهبی - خبر - فتوی
شنبه سی یکم 5 1388
رمضان، ماه بندگی و بهره مندی از رحمت و بخشش باری تعالی  
۳۱ مرداد ۱۳۸۸
رجب و شعبان با همه خوبیها و برکات شان به پایان رسیدند و خوشا به حال آنان که این دو ماه را درک کردند و از فیوضاتش بهره مند شدند و خود را در این نهر زلال معرفت شستشو دادند و به استقبال رمضان آمدند و اینک ...
 
 
رجب و شعبان با همه خوبیها و برکات شان به پایان رسیدند و خوشا به حال آنان که این دو ماه را درک کردند و از فیوضاتش بهره مند شدند و خود را در این نهر زلال معرفت شستشو دادند و به استقبال رمضان آمدند و اینک ... و اینک ، رمضان آمد، ماه خدا ، ماه رحمت و مغفرت، ماه نزول قرآن و ماه بندگی به درگاه حق و بهره مندی از رحمت و بخشش باری تعالی ،حال که رجب و شعبان را پشت سر گذاشتیم و خود را آماده رمضان و روزه گرفتن کرده ایم ،ماه قرآن را درک کرده و از فیوضات بی بدیل و فراوانش بهره مند شویم.
بد نیست در ابتدای مطلب آشنایی بیشتری با واژه رمضان داشته باشیم، ماه رمضان نهمین ماه از ماههای قمری و بهترین ماه سال است. رمضان از مصدر «رمض‏» به معناى شدت گرما و تابش آفتاب بر رمل... معنا شده است، انتخاب چنین واژه‏اى از لطافت‏خاصى برخوردار است. چرا که سخن از گداخته شدن است و شاید به تعبیرى دگرگون شدن در زیر آفتاب گرم و سوزان نفس و تحمل ضربات بى امانش،زیرا که رمضان ماه تحمل شداید و عطش است، عطشى ناشى از آفتاب سوزان یا گرماى شدید روزهاى طولانى تابستان و عطش دیگر حاصل از نفس سرکشى که پیوسته مى‏گدازد و سوزشش براستى جبران ناپذیر است.
در مقایسه این دو سوزش، رابطه عکس برقرار است، بدین معنی که نفس سرکش با چشیدن آب تشنه‏تر مى شود وهرگز به یک جرعه بسنده نمى‏کند و پیوسته آدمى را در تلاش خستگى ناپذیر جهت ارضاى تمایلات خود وا مى‏دارد .اما از سوى دیگر، عطش ناشى از آفتاب سوزان سیرى پذیر و قانع کننده است.
رمضان اسمى از اسماء الهى است و نباید ‏به تنهایى ذکر شود مثل اینکه بگوئیم، رمضان آمد یا رفت، بلکه باید گفت ماه رمضان آمد، یعنى ماه را باید به اسم اضافه کرد، هشام بن سالم از حضرت امام محمد باقر (علیه السلام) روایت می کند و مى‏گوید: ما هشت نفر از رجال در محضر حضرت ابى جعفر امام باقر (علیه السلام) بودیم، پس سخن از رمضان به میان آوردیم. حضرت فرمودند: نگوئید این است رمضان، و نگوئید رمضان رفت و یا آمد، زیرا رمضان نامى از اسماء الله است که نمى‏رود و نمى‏آید که شى‏ء زائل و نابود شدنى مى‏رود و مى‏آید، بلکه بگوئید ماه رمضان، پس ماه را اضافه کنید در تلفظ به اسم، که اسم اسم الله است، و ماه رمضان ماهى است، که قرآن در او نازل شده است، و خداوند آن را مثل و عید قرار داده است همچنان که پروردگار بزرگ عیسى بن مریم (سلام الله علیهما) را براى بنى اسرائیل مثل قرار داده است، و از حضرت على بن ابى طالب (علیه السلام) روایت‏شده که شما به راستى نمى‏دانید که رمضان چیست (و چه فضائلى در او نهفته است).
رسول خدا صلى الله علیه و آله در فضیلت این ماه می فرمایند : اى مردم ! ماه خدا، با برکت ، رحمت و آمرزش به شما رو کرده ، ماهى که پیش خدا بهترین ماه و روزهایش بهترین روزها و شبهایش بهترین شبها و ساعاتش بهترین ساعات است.
از بهترین اعمال در شبها و روزهاى ماه مبارک رمضان، تلاوت قرآن است. اگر چه تلاوت قرآن در تمام اوقات ثواب دارد، ولى چون قرآن در ماه رمضان نازل شده است، از اجر و ثواب ویژه‏اى برخوردار است چنانچه در حدیثی از معصوم می خوانیم: لکل شى‏ء ربیع و ربیع القرآن شهر رمضان ، براى هر چیزى بهارى است و بهار قرآن رمضان است. به همین علت این امتیاز قرآن به اعتبار نزولش در ماه رمضان از ماههاى دیگر بیشتر است.
و یا در حدیث دیگری از حضرت محمد ،صلى الله علیه و آله در مورد تلاوت قرآن در این ماه می خوانیم: من تلا فیه آیة من القرآن کان له مثل اجر من ختم القرآن فى غیره من الشهور، اگر کسى در این ماه یک آیه از قرآن تلاوت کند، ثوابش مثل کسى است که در غیر ماه رمضان یک ختم قرآن کرده است.
از وظایف روزه داران دراین ماه مبارک ، دعا و درخواست‏ حوایج از درگاه حضرت حق است چرا که بنده احساس نیاز به پیشگاه بى نیاز کرده و دستهاى احتیاج خود را به درگاه او دراز مى‏کند. اعتکاف در یک دهه از ماه مبارک رمضان برابر با ثواب دو حج و دو عمره است.
در ماه مبارک رمضان حوادث و رویدادهای مهمی روی داده که می توان به برخی از آنها مانند، وفات حضرت خدیجه در دهم رمضان سال دهم بعثت، ولادت امام حسن مجتبی علیه السلام نیمه رمضان سال دوم هجرت، جنگ بدر در سال دوم هجرت، فتح مکه در سال هشتم هجرت، مراسم عقد اخوت و پیمان برادری میان مسلمانان و ایجاد اخوت اسلامی بین پیامبر و حضرت علی علیه السلام و بیعت مردم به ولایت‌عهدی امام رضا علیه السلام در سال 201 قمری اشاره کرد.
از جمله نکات مهم در ماه مبارک رمضان، دستور تهیه غذا های معمول در این ماه است.
در آشپزی ماه رمضان سنت بر این است که روزه داران هر شام بر سر سفره افطار گرد هم آیند و پس از طلب قبولی روزه دعا کنند و آن دعا این است: بسم الله ؛ اللهم لک صمنا و علی رزقک افطرنا فتقبله منا انک انت السمیع العلیم.و سپس روزه خود را با روزی حلال و پاکیزه باز می کنند و پسندیده است افطار با خرما یا آب گرم (یا چای شیرین) یا رطب یا حلوا یا نبات و لبن باز شود.
در ماه مبارک رمضان ، رژیم غذایی ما نباید به نسبت قبل خیلی تغییر کند و در صورت امکان باید ساده باشد . رژیم غذایی همچنین باید طوری تنظیم شود که بر روی وزن تأثیر زیادی نداشته باشد . البته اگر فرد دچار اضافه وزن است ، ماه رمضان فرصت مناسبی برای بازگشت به وزن و حالت طبیعی است .
با توجه به ساعات طولانی ناشتا بودن ، باید غذاهایی را مصرف کنیم که به کندی هضم می شوند مثل غذاهای حاوی فیبر زیاد . غذاهای دیرهضم معمولاً ۸ ساعت در دستگاه گوارش می مانند در حالیکه غذاهای سریع الهضم فقط ۳ تا ۴ ساعت در معده باقی می مانند .
غذاهای دیر هضم عبارتند از : حبوبات و غلات مثل جو ، گندم ، جو دوسر ، لوبیا ، عدس ، آرد،‌ غلات، برنج با پوست و غیره - که کربوهیدراتها نامیده می شوند -
غذاهای سریع الهضم عبارتند از : غذاهایی که حاوی قند ، آرد سفید و غیره هستند - به این گروه کربو هیدراتهای تصفیه شده گفته می شود -
غذاهای حاوی فیبر عبارتند از : غذاهای حاوی سبوس ، گندم سبوس دار ، غلات و حبوبات ، سبزیها مانند لوبیای سبز ، نخود ،‌ذرت ،‌ اسفناج ، برگ چغندر ، میوه های با پوست ، میوه خشک شده مثل برگه زردآلو ، انجیر ،‌ آلو خشک ، بادام و غیره .
غذاهای مصرفی باید در حالت تعادل با یکدیگر باشند و از همه گروههای غذایی مثل میوه، سبزیجات ،‌گوشت ، مرغ ، ماهی ، نان ، حبوبات و محصولات لبنی در رژیم غذایی باید وجود داشته باشد . غذاهای سرخ شده باید محدود شوند زیرا باعث عدم هضم ، سوزش سردل و اختلال در وزن می شوند .
ادعیه و اعمال مختلفی در ماه مبارک رمضان از جمله شب های عزیز قدرتوصیه شده که تمام و کمال در مفاتیح الجنان قید شده است و در این مقال نمی گنجد.
در توصیف ماه رمضان همین بس که شبهای با عظمت قدر در آن واقع شده است و قلم توان توصیف در این باره را نداشته و حق مطلب را ادا نمی کند به هر حال برنده و سودمند کسی است که نهایت استفاده از فیوضات و برکات این ماه مبارک را برده و با طیب خاطر و دلی سرشار از رحمت و لطف الهی از این ماه خارج شده و در اول شوال-عید سعید فطر- با خوشحالی سرشار از محبت الهی موفقیت در روزه داری را جشن بگیرد.پس بیاییم دل و وجود خود را از نفس سرکش اماره تهی کرده و دست به سوی معبود دراز کرده و با خلوص دل هرچه که می خواهیم از او بخواهیم چرا که در این ماه عزیز هیچ کس با نیت خالص دست خالی بر نمی گردد و درهای رحمت الهی به روی همه باز است و درهای خشم آتش خدا بسته.
احسان عربی مفرد 
منبع : بازیاب
دسته ها : مذهبی - علمی - مقالات
شنبه سی یکم 5 1388

طنز/ یک هلو، هزار هلو

فرهنگ > طنز  - شهرام شکیبا

رئیس‌جمهور پنج‌شنبه شب در گفت و گو با شبکه اول سیما درباره «وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی» و دلایل تغییر وزیر آن گفت: «همه مردم می‌دونن آقای دکتر لنکرانی از مدیران بسیار خوب کشورن، واقعاً موفق بودن. زحمت کشیدن، اصلاً من یه علاقه ویژه شخصی به ایشون دارم. انسان پاک و دوست داشتنی‌ست. در یه جا گفتم مثل هلو می‌مونه. آدم می‌خواد بخوره این جوون مؤمن واقعاً دلسوز کشور رو. کارم کرد واقعاً در. اما ما در بهداشت و درمان به یک تحلیلی رسیدیم، ما مطالعه کردیم وضع بهداشت و درمان کشور رو. خب نصف جمعیت کشور خانم‌ها هستن. بیش از نیمی از کادر پزشکی کشور هم خانم‌ها هستن. حالا می‌آیم توی ارزیابی بهداشت و سلامت و بیماری‌های کشور. خانم‌ها در اینجا آسیب‌پذیری‌شون بالاس. به دلایل گوناگون. خانم‌ها اصلاً بیان نمی‌کنن به خاطر حجب و حیایی که دارن، همه جا حاضر نیستن مشکلاتشون رو بیان کنن. خیلی وقتا از همسرشونم پنهان می‌کنن. . .»
به سخنان فوق از چند منظر می‌توان نگاه کرد و خیلی نکات را می‌توان استخراج کرد از جمله:

1- اگر دکتر لنکرانی هلو باشد، وزیر اطلاعات چه میوه‌ای است؟
2- آیا همه جوانان مؤمن و دلسوز کشور را که مثل «هلو» می‌مانند، باید بخوریم؟
3- فقط رئیس‌جمهور می‌تواند جوانان مؤمن و دلسوز کشور را که مثل «هلو» می‌مانند، بخورد، یا سایرین هم می‌‌توانند؟
4- آگهی: به چند جوان مؤمن و دلسوز مثل «هلو»، جهت خوردن نیازمندیم.
5- آیا دریافتن اینکه نصف جمعیت کشور زن هستند، 4 سال مطالعه لازم دارد؟
6- فهمیدن اینکه بیش از نیمی از کادر پزشکی کشور زن هستند، چطور؟
7- «دلایل گوناگون» آسیب‌پذیری خانم‌ها در بهداشت، درمان و بیماری‌ها چیست؟
8- آدم یا مریض هست، یا نیست. اینکه حجب و حیا نمی‌خواهد.
9- مگر بناست آدم مریضی‌هایش را داد بزند وسط خیابان. خب می‌رود یواشکی به دکتر می‌گوید.
10- اینکه شخصی مریضی‌اش را از همه، حتی همسرش پنهان می‌کند، چه ربطی به وزیر دارد؟ مگر وزیر می‌خواهد مطب بزند که دیگران باید رویشان بشود به او بگویند چه مریضی‌ای دارند؟
11- این وزارتخانه یک بخش «آموزش پزشکی» هم دارد. وضع آن چه می‌شود؟
12- با این اوضاع و احوال بیماری و بهداشت و حجب و حیا، وزیر چطور می‌خواهد مسائل را در هیأت وزیران مطرح کند؟

منبع : خبر آن لاین

دسته ها : ادبی - طنز
شنبه سی یکم 5 1388

پیامبر اکرم(ص) مى‏فرماید: «ماه رجب ماه خدا و ماه شعبان ماه من و ماه رمضان، ماه امت من است،هر کس همه این ماه را روزه بگیرد بر خدا واجب است که همه گناهانش را ببخشد، بقیه عمرش را تضمین کند و او را از تشنگى و عطش دردناک روز قیامت امان دهد.»


«رمضان» در لغت از «رمضاء» به معناى شدت حرارت گرفته شده و به معناى سوزانیدن مى‏باشد.(1) چون در این ماه گناهان انسان بخشیده مى‏شود، به این ماه مبارک رمضان گفته‏اند.

پیامبر اکرم(ص) مى‏فرماید: «انما سمى الرمضان لانه یرمض الذنوب؛(2) ماه رمضان به این نام خوانده شده است، زیرا گناهان را مى‏سوزاند.»

رمضان نام یکى از ماه‏هاى قمرى و تنها ماه قمرى است که نامش در قرآن آمده است و یکى از چهار ماهى است که خداوند متعال جنگ را در آن حرام کرده است.(مگر جنبه دفاع داشته باشد.)

در این ماه کتاب‏هاى آسمانى قرآن‏کریم، انجیل، تورات، صحف و زبور نازل شده است.(3)

این ماه در روایات اسلامى ماه خدا و میهمانى امت پیامبر اکرم(ص) خوانده شده و خداوند متعال از بندگان خود در این ماه در نهایت کرامت و مهربانى پذیرایى مى‏کند؛ پیامبر اکرم(ص) مى‏فرماید: «ماه رجب ماه خدا و ماه شعبان ماه من و ماه رمضان، ماه امت من است،(4) هر کس همه این ماه را روزه بگیرد بر خدا واجب است که همه گناهانش را ببخشد، بقیه عمرش را تضمین کند و او را از تشنگى و عطش دردناک روز قیامت امان دهد.»(5)

این ماه، در میان مسلمانان از احترام، اهمیت و جایگاه ویژه‏اى برخوردار و ماه سلوک روحى آنان است و مؤمنان با مقدمه‏سازى و فراهم کردن زمینه‏هاى معنوى در ماه‏هاى رجب و شعبان هر سال خود را براى ورود به این ماه شریف و پربرکت آماده مى‏کنند، و با حلول این ماه با شور و اشتیاق و دادن اطعام و افطارى به نیازمندان، شب‏زنده‏دارى و عبادت، تلاوت قرآن، دعا، استغفار، دادن صدقه، روزه‏دارى و... روح و جان خود را از سرچشمه فیض الهى سیراب مى‏کنند.

                                                          فضائل ماه رمضان

1. برترین ماه سال
ماه مبارک رمضان به جهت نزول قرآن کریم در آن و ویژگى‏هاى منحصرى که دارد در میان ماه‏هاى سال‏قمرى برترین است؛ قرآن کریم مى‏فرماید: «ماه رمضان ماهى است که قرآن براى هدایت انسان‏ها در آن نازل شده است.»(6)

پیامبر گرامى(ص) درباره ماه رمضان مى‏فرماید: «اى مردم! ماه خدا با برکت و رحمت و مغفرت به شما روى آورد، ماهى که نزد خدا از همه ماه‏ها برتر و روزهایش بر همه روزها و شب‏هایش بر همه شب‏ها و ساعاتش بر همه ساعات برتر است، ماهى است که شما در آن به میهمانى خدا دعوت شده و مورد لطف او قرار گرفته‏اید، نفس‏هاى شما در آن تسبیح و خوابتان در آن عبادت، عملتان در آن مقبول و دعایتان در آن مستجاب است.... بهترین ساعاتى است که خداوند به بندگانش نظر رحمت مى‏کند... .»(7)

2. نزول کتب آسمانى در این ماه
تمام کتب بزرگ آسمانى مانند: قرآن کریم، تورات، انجیل، زبور، صحف در این ماه نازل شده است. حضرت امام صادق(ع) مى‏فرماید: «کل قرآن کریم در ماه رمضان به بیت المعمور نازل شد، سپس در مدت بیست سال بر پیامبر اکرم(ص) و صحف ابراهیم در شب اول ماه رمضان و تورات در روز ششم ماه رمضان، انجیل در روز سیزدهم ماه رمضان و زبور در روز هیجدهم ماه رمضان نازل شد.»(8)


3. توفیق روزه
در ماه رمضان خداوند متعال توفیق روزه‏دارى را به بندگانش داده است؛ «پس هر که ماه [رمضان] را درک کرد، باید روزه بگیرد.»(9)

انسان افزون بر جنبه مادى و جسمى، داراى بُعد معنوى و روحى هم هست و هر کدام در رسیدن به کمال مطلوب خود، برنامه‏هاى ویژه را نیاز دارند، یکى از برنامه‏ها براى تقویت و رشد بُعد معنوى، تقوا و پرهیزگارى است؛ یعنى اگر انسان بخواهد خودش را از جنبه معنوى رشد و پرورش دهد و به طهارت و کمال مطلوب برسد، باید هواى نفس خود را مهار کند و موانع رشد را یکى پس از دیگرى بر دارد و خود را سرگرم لذت‏ها و شهوات جسمى نکند. یکى از اعمالى که در این راستا مؤثر و مفید است روزه‏دارى است، قرآن کریم مى‏فرماید: «... اى افرادى که ایمان آورده‏اید! روزه بر شما نوشته شد، همان گونه که بر پیشینیان از شما نوشته شده، تا پرهیزگار شوید.»(10)


برخى از فواید و فضائل روزه:
الف. تقویت تقوا، پرهیزگارى و اخلاص؛(11)
امام صادق(ع) مى‏فرماید: خداوند متعال فرموده: «روزه از من است و پاداش آن را من مى‏دهم.»(12)

حضرت فاطمه(س) مى‏فرماید: «خداوند روزه را براى استوارى اخلاص، واجب فرمود.»(13)


ب. مانع عذاب‏هاى دنیوى و اخروى:
امام على(ع) مى‏فرماید: «روزه روده را باریک مى‏کند گوشت را مى‏ریزد و از گرماى سوزان دوزخ دور مى‏گرداند.»(14)

پیامبر اکرم(ص) مى‏فرماید: «روزه سپرى در برابر آتش است.»(15)


ج. آرامش روان و جسم:
روزه‏دارى روح و روان و قلب و دل و نیز جسم را آرامش داده و باعث سلامتى روح و تندرستى جسم مى‏شود.

پیامبر اکرم(ص) مى‏فرماید: «روزه بگیرید تا سالم بمانید.»

باز مى‏فرماید: «معده خانه تمام دردها و امساک [روزه [بالاترین داروهاست.»(16)

حضرت امام باقر(ع) مى‏فرماید: «روزه و حج آرام‏بخش دلهاست.»(17)

حضرت على(ع) مى‏فرماید: «خداوند بندگان مؤمن خود را به وسیله نمازها و زکات و حدیث در روزه‏دارى روزه‏هاى واجب [رمضان[ براى آرام کردن اعضا و جوارح آنان، خشوع دیدگانش و فروتنى جان‏هایشان و خضوع دلهایشان حفظ مى‏کنند.»(18)

امروزه در علم پزشکى و از نظر بهداشت و تندرستى نیز در جاى خود ثابت شده که روزه‏دارى تأثیرهاى فراوانى بر آرامش روح و روان و سلامتى جسم و بدن دارد، دفع چربى‏هاى مزاحم، تنظیم فشار، قند خون، و... نمونه آن است.(19)


د. مانع نفوذ شیطان:
امام على(ع) به پیامبر اکرم(ص) عرض کرد: یا رسول الله! چه چیزى شیطان را از ما دور مى‏کند؟ پیامبرگرامى(ص) فرمود: روزه چهره او را سیاه مى‏کند و صدقه پشت او را مى‏شکند.»(20)

بنابراین، روزه مانع نفوذ شیطان‏هاى جنى و انسى شده و وسوسه‏هاى آنان را خنثى مى‏کند.


ه . مساوات بین غنى و فقیر:
انسان روزه‏دار در هنگام گرسنگى و تشنگى، فقرا و بینوایان را یاد مى‏کند و در نتیجه به کمک آن‏ها مى‏شتابد. حضرت امام حسن عسگرى(ع) درباره علت وجوب روزه مى‏فرماید: «تا توانگر درد گرسنگى را بچشد و در نتیجه به نیازمند کمک کند.»(21)


و. احیاء فضائل اخلاقى
حضرت امام رضا(ع) درباره علت وجوب روزه مى‏فرماید: «تا مردم رنج گرسنگى و تشنگى را بچشند و به نیازمندى خود در آخرت پى‏ببرند و روزه‏دار بر اثر گرسنگى و تشنگى خاشع، متواضع و فروتن، مأجور، طالب رضا و ثواب خدا و عارف و صابر باشد و بدین سبب مستحق ثواب شود،... روزه موجب خوددارى از شهوات است، نیز تا روزه در دنیا نصیحت‏گر آنان باشد و ایشان را در راه انجام تکالیفشان رام و ورزیده کند و راهنماى آنان در رسیدن به اجر باشد و به اندازه سختى، تشنگى و گرسنگى که نیازمندان و مستمندان در دنیا مى‏چشند پى ببرند و در نتیجه، حقوقى که خداوند در دارایى‏هایشان واجب فرموده است، به ایشان بپردازند... .»(22)


4. وجود شب قدر در این ماه
شب قدر از شب‏هایى که برتر از هزار ماه است و فرشتگان در این شب به اذن خدا فرود مى‏آیند و جمیع مقدرات بندگان را در طول سال تعیین مى‏کنند(23) و وجود این شب در این ماه مبارک نعمت و موهبتى الهى بر امت پیامبر گرامى اسلام(ص) است و مقدرات یک سال انسان‏ها (حیات، مرگ، رزق و...) براساس لیاقت‏ها و زمینه‏هایى که خود آنها به وجود آورده‏اند تعیین مى‏شود و انسان در چنین شبى با تفکر و تدبر مى‏تواند به خود آید و اعمال یک سال خود را ارزیابى کند و با فراهم آوردن زمینه مناسب بهترین سرنوشت را براى خود رقم زند.(24)

حضرت امام صادق(ع) مى‏فرماید: «تقدیر مقدرات در شب نوزدهم و تحکیم آن در شب بیست و یکم و امضاء آن در شب بیست و سوم است.»(25)


5. بهار قرآن
نظر به این‏که قرآن کریم در ماه مبارک رمضان نازل شده و تلاوت آیات آن در این ماه فضیلت بسیارى دارد، در روایات اسلامى، از ماه رمضان به عنوان بهار قرآن یاد شده است؛ چنان‏که حضرت امام باقر(ع) مى‏فرماید: «هر چیزى بهارى دارد و بهار قرآن ماه رمضان است.»(26)


یک نکته!
بدیهى است فضائل و ثواب‏هایى که براى ماه مبارک رمضان و روزه‏دارى ذکر شده و به برخى از آن‏ها اشاره شد، از آنِ کسانى است که حقیقت آن را درک کنند و به محتواى آن عمل و در گفتار و کردار به کار گیرند و به آن‏ها جامه عمل بپوشانند. چنان در روایات اسلامى براى روزه‏دارى آدابى ذکر شده و کسانى که صرفاً تلاوت قرآن مى‏کنند، ولى به آیات و احکام آن عمل نمى‏کنند و یا آن که از روزه‏دارى تنها رنج گرسنگى و تشنگى را مى‏کشند و بوسیله گناه، تأثیر روزه را از بین مى‏برند و ماه مبارک رمضان و فضاى معنوى آن تأثیرى بر اشخاصى بر جاى نمى‏گذارد، مورد نکوهش قرار گرفته‏اند.

چنان‏که پیامبر اکرم(ص) به زنى که با زبان روزه کنیز خود را دشنام مى‏داد فرمود: چگونه روزه‏دارى و حال آن‏که کنیزت را دشنام مى‏دهى؟! روزه فقط خوددارى از خوردن و آشامیدن نیست، بلکه خداوند آن را علاوه بر این دو، مانع کارها و سخنان زشت که روزه را بى‏اثر مى‏کنند قرار داده است، چه اندکند روزه‏داران و چه بسیارند کسانى که گرسنگى مى‏کشند.»(27)

حضرت امام سجاد(ع) در دعاى حلول ماه رمضان به درگاه خداوند عرض مى‏کند: به وسیله روزه این ماه یاریمان ده تا اندام‏هاى خود را از معاصى تو نگه داریم و آن‏ها را به کارهایى گیریم که خشنودى تو را فراهم آورد، تا با گوش‏هایمان سخنان بیهوده نشنویم و با چشمانمان به لهو و لعب نشتابیم و تا دستمانمان را به سوى حرام نگشاییم و با پاهایمان به سوى آن‏چه منع شده ره نسپاریم و تا شکمهایمان جز آن‏چه را تو حلال کرده‏اى در خود جاى ندهد و زبان‏هایمان جز به آن‏چه تو خبر داده‏اى و بیان فرموده‏اى گویا نشود... .»(28)

بنابراین، در ماه مبارک باید تمام اعضا و جوارح را از حرام دور نگه داشت و با اخلاص، توکل و توسل از اهل‏بیت(ع) و عمل به دستورها و احکام قرآن کریم و دورى از گناهان، انجام توبه نصوح و واقعى، عبادت، شب‏زنده‏دارى، درک فضیلت شب قدر و... فضیلت ماه مبارک رمضان را درک کرد و از آن در راستاى رسیدن به کمال حرکت کرد و باید در این ماه به گونه‏اى خودسازى کرد که با اتمام ماه مبارک تأثیر و فواید آن در روح و جان افراد باقى باشد و اثر آن تا ماه رمضان سال بعد ماندگار باشد.


پى‏نوشت‏ها:


1. مفردات الفاظ القرآن، راغب اصفهانى، ص 209، دارالکتاب العربى، بیروت.

2. بحارالانوار، علامه مجلسى، ج 55، ص 341، مؤسسه الوفاء، بیروت.

3. ر.ک: الکافى، محمد بن یعقوب کلینى، ج 2، ص 628، دارالکتب الاسلامیة، تهران.

4. وسائل الشیعه، شیخ حر عاملى، ج 2، ص 628، دارالکتب الاسلامیة، تهران.

5. ...

6. سوره بقره، آیه 185.

7. ر.ک: وسائل الشیعه، همان، ج 10، ص 313.

8. ر.ک: الکافى، همان، ج 2 ،ص 628.

9. سوره بقره، آیه 185.

10. سوره بقره، آیه 183.

11. همان.

12. میزان الحکمة، محمد محمدى‏رى‏شهرى، ترجمه: حمیدرضا شیخى، ج 7، ص 3207، مؤسسه دارالحدیث، قم.

13. همان، ص 3209.

14. همان.

15. همان.

16. همان.

17. همان.

18. همان.

19. تفسیر نمونه، آیت‏الله مکارم شیرازى و دیگران، ج 1 ،ص 631، دارالکتب الاسلامیة، تهران.

20. مستدرک الوسائل، محدث نورى، ج 7، ص 154، مؤسسه آل‏البیت، قم.

21. میزان الحکمة، همان.

22. همان، ص 3209.

23. سوره قدر، آیه 1 ـ 5.

24. تفسیر المیزان، علامه طباطبایى، ج 18، ص 132؛ ج 19، ص 90، مؤسسه مطبوعاتى اسماعیلیان، قم.

25. وسائل الشیعه، همان، ج 10، ص 354.

26. وسائل الشیعه، همان، ج 6، ص 203.

27. الکافى، همان، ج 4، ص 87.

28. الصحیفة السجادیة، امام سجاد(ع) ص 186، دفتر نشر الهادى، قم.

                                                                                                                                                 على امیرخانى

منبع : بازیاب

دسته ها : مذهبی - مقالات
شنبه سی یکم 5 1388
تصاویر روزنامه های کاغذی متحرک می‌شوند!
یک هفته نامه آمریکایی از شماره آینده خود با کمک فناوری جدید جوهر - الکترونیک تصاویری را در صفحات چاپی خود منتشر خواهد کرد که حرکت می کنند.

به گزارش خبرگزاری مهر، هفته نامه Entertainment Weekly با کمک تازه ترین مرز فناوری موسوم "جوهر الکترونیک" از شماره آینده خود تصاویر متحرک را به جای تصاویر ثابت روزنامه های عادی منتشر می کند.

جوهر الکترونیک فناوری است که به کمک آن امکان ساخت نمایشگرهای بسیار باریک برای ایجاد روزنامه های الکترونیک فراهم می شود.

با بازکردن صفحات شماره آینده این هفته نامه کاغذی، ویدئویی روشن خواهد شد که یک آگهی را از شبکه تلویزیونی "سی بی اس" و یک آگهی از یک شرکت نوشابه سازی در صفحات چاپی پخش خواهد کرد.

عملکرد این سیستم شبیه به کارت تبریک الکترونیک است که وقتی باز می شوند موسیقی پخش می کنند با این تفاوت که علاوه بر موسیقی اکنون امکان پخش تصاویر متحرک نیز ایجاد شده است.

در مجموع می توان یک ویدئوی به مدت زمان 40 دقیقه را در صفحات داخلی روزنامه ها و مجلات چاپ کرد و به دفعات آنها را دید.

در این مجله از نمایشگرهای باریک تولید شرکت LA-firm Americhip استفاده می شود. ضخامت این نمایشگرها تنها 7/2 میلیمتر و وضوح تصویر آنها 320 در 240 پیکسل است. این نمایشگرها مجهز به باتریهای قابل شارژی هستند که از طریق یک مینی پورت "یو اس بی" به شارژر متصل می شوند.

به گزارش مهر، جوهر الکترونیک نوعی کاغذ الکترونیک و فناوری است که اجازه ساخت نمایشگرهای به قطر حدود 3/0 میلیمتر و به بزرگی یک برگه A4 را می دهد.

براساس گزارش فاینشال تایمز، درحال حاضر این فناوری برای تولید پخش کننده های کتابهای الکترونیک نسل جدید استفاده می شود. اکنون در تازه ترین تکامل این فناوری امکان ساخت نمایشگرهای رنگی به بزرگی یک برگه A4 و وضوح تصویر بالا فراهم شده است.

علاوه بر هفته نامه Entertainment Weekly این فناوری قرار است از سال آینده برای متحرک کردن جلد مجله Esquire نیز استفاده شود.
منبع : تابناک
دسته ها : خبر - علمی
شنبه سی یکم 5 1388
استفتاءآیت الله مکارم درباره حج امسال
آیت الله العظمی مکارم شیرازی در پاسخ به استفتاء سازمان حج و زیارت در مورد حج تمتع امسال و خطرات بیماری آنفلونزای خوکی که متوجه حجاج می شود گفت: اگر خطر آنفلوانزا جدی باشد نه تنها مانع استطاعات در حج می شود که ممکن است سفر حرام شود.

به گزارش خبرگزاری مهر، آیت الله مکارم شیرازی در پیامی گفت: حج تمتع موضوع مهمی است که به آسانی نمی توان از آن صرفنظر کرد البته خطرات نیز اگر جدی باشند نه تنها مانع استطاعت در حج می شود بلکه ممکن است آن سفر تبدیل به حرام شود.

بنابراین هرگاه این بیماری در حد فعلی باقی بماند یا مانند آن باشد مانع از حج تمتع نیست اما اگر با گذشت یکی دو ماه آینده اوضاع رو به وخامت بگذارد و خطر جدی شود آن زمان باید تصمیم بر جلوگیری گرفت.

این مرجع تقلید در این پیام ضمن آرزو برای سلامتی مسلمین تاکید کرد: از خداون متعال می خواهم این خطر را از همه مردم جهان به خصوص زوار بیت الله الحرام برطرف سازد و توفیق حج تمتع امسال را از عاشقان زیارت خانه اش سلب نفرماید.
منبع : تابناک
دسته ها : مذهبی - خبر - فتوی
شنبه سی یکم 5 1388

سلوک امام خمینی ره در ماه رمضان

اندیشه  - حضرت امام، رضوان‌الله علیه، توجه ویژه‏ای نسبت‏به ماه رمضان داشته و بدین جهت، ملاقات‏های خودشان را در ماه رمضان تعطیل می‏کردند و به دعا و تلاوت قرآن و.‌.‌. می‏پرداختند.

حضرت امام، رضوان‌الله علیه، توجه ویژه‏ای نسبت‏به ماه رمضان داشته و بدین جهت، ملاقات‏های خودشان را در ماه رمضان تعطیل می‏کردند و به دعا و تلاوت قرآن و.‌.‌. می‏پرداختند. و خودشان می‏گفتند: «خود ماه مبارک رمضان، کاری است‏».

در این ماه، ایشان، شعر نمی‏خواندند و نمی‏سرودند و گوش به شعر هم نمی‏دانند‌، دگرگونی خاصی متناسب با این ماه در زندگی خود ایجاد می‏کردند، به گونه‏ای که این ماه را سراسر به تلاوت قرآن مجید و دعا کردن و انجام دادن مستحبات مربوط به ماه رمضان سپری می‏کردند.

حضرت امام رحمه‌الله درباره رمضان چنین می‏سرایند:
ماه رمضان شد، می‌‌و میخانه بر افتاد / عشق و طرب و باده به وقت‏سحر افتاد. افطار به می‌ کرد برم پیر خرابات / گفتم که تو را روزه به برگ و ثمر افتاد.
با باده وضو گیر که در مذهب رندان / در حضرت حق این عملت‏بارور افتاد.

از جمله برنامه‏های ویژه‏ حضرت امام، رضوان‌الله علیه، در ماه مبارک رمضان، عبادت و تهجد بود. امام، عبادت را ابزار رسیدن به عشق الهی می‏دانستند و به صراحت‏بیان می‏کردند که در وادی عشق، نباید به عبادت به چشم وسیله‏ای برای رسیدن به بهشت نگاه کرد.
اکثر آشنایان امام نقل می‏کنند که از سن جوانی، نماز شب و تهجد، جزو برنامه‏هایشان بود.
بعضی از نزدیکان ایشان می‏گفتند که وقتی در ظلمت و تاریکی نیمه‏ شب، آهسته وارد اتاق امام می‏شدند، می‏دیدند که با خضوع و خشوعی خاص، نماز می‏خواندند و قیام و رکوع و سجود را به‏جا می‏آوردند که حقاً وصف ناپذیر بود.
یکی از اعضای دفتر ایشان، در این باره می‏گوید: پنجاه سال است که نماز شب امام، ترک نشده است. امام در بیماری و در صحت و در زندان و در خلاصی و در تبعید، حتی روی تخت‏بیمارستان قلب هم نماز شب خواندند.

امام، توجه خاصی به نوافل داشتند و هرگز، نوافل را ترک نمی‌‏کردند. نقل شده است که امام، در نجف اشرف، با آن گرمای شدید، ماه مبارک رمضان را روزه می‏گرفت و با این که در سنین پیری بودند و ضعف بسیار داشتند، تا نماز مغرب و عشا را به همراه نوافل به‏جای نمی‏آوردند، افطار نمی‏کردند! و شب‏ها تا صبح، نماز و دعا می‏خواندند و بعد از نماز صبح، کمی استراحت می‏کردند و صبح زود برای کارهایشان آماده می‏شدند.

خانم زهرا مصطفوی می‏گوید:
راز و نیاز امام و گریه‏ها و ناله‏های نیمه شبش، چنان شدید بود که انسان را بی‌اختیار به گریه می‏انداخت.

یکی از اساتید قم نقل می‏کرد: شبی مهمان حاج آقا مصطفی بودم. ایشان خانه‏ جداگانه‏ای نداشتند و در منزل امام زندگی می‏کردند. نصف شب از خواب بیدار شدم و صدای آه و ناله‏ای شنیدم، نگران شدم که مگر اتفاقی افتاده است؛ حاج‌آقا مصطفی را بیدار کردم و گفتم: «ببین چه خبر است!». ایشان نشست و گوش داد و گفت: «صدای امام است که مشغول تهجد و عبادت است‏»
در ماه مبارک رمضان، این شب زنده‌داری و تهجد، وضعیت دیگری داشت. یکی از محافظان بیت می‏گوید در یکی از شب‏های ماه مبارک رمضان، نیمه شب، برای انجام کاری مجبور شدم از جلوی اتاق امام گذر کنم. حین عبور، متوجه شدم که امام زار زار گریه می‏کردند! هق‌هق گریه‏ امام که در فضا پیچیده بود، واقعاً مرا تحت‌تأثیر قرار داد که چگونه امام، در آن موقع از شب با خدای خویش راز و نیاز می‏کند.

آخرین ماه مبارک رمضان دوران حیات امام، به گفته‏ ساکنان بیت، از ماه مبارک رمضان‏های دیگر متفاوت بود! به این صورت که امام، همیشه، برای خشک کردن اشک چشم‏شان دستمالی را همراه داشتند، ولی در آن ماه مبارک رمضان، حوله‏ای را نیز همراه بر می‏داشتند تا به هنگام نمازهای نیمه شب‏شان، از آن استفاده کنند!

امام خمینی، رضوان‌الله علیه، توجه خاصی به قرآن داشتند، به‏طوری که روزی، هفت‏بار قرآن می‏خواندند!
امام در هر فرصتی که به‏دست می‏آوردند، ولو اندک، قرآن می‏خواندند. بارها دیده شد که امام حتی در دقایقی قبل از آماده شدن سفره - که معمولاً به بطالت می‏گذرد - قرآن تلاوت می‏کنند! امام، بعد از نماز شبش تا وقت نماز صبح، قرآن می‏خواند.

یکی از اطرافیان امام می‏گوید:
امام در نجف چشم‏شان درد گرفت و به دکتر مراجعه کردند. دکتر بعد از معاینه‏ چشم امام گفت: «شما باید چند روزی قرآن نخوانید و به چشم‏تان استراحت‏بدهید». امام، خندیدند! و فرمودند: «دکتر، من چشم را برای قرآن خواندن می‏خواهم! چه فایده‏ای دارد که چشم داشته باشم و قرآن نخوانم؟ شما یک کاری کنید که من بتوانم قرآن بخوانم.»
و در ماه رمضان یکی از همراهان امام در نجف اظهار می‏کرد که امام خمینی در ماه مبارک رمضان هر روز ده جزء قرآن می‏خواندند؛ یعنی در هر سه روز یک بار قرآن را ختم می‏‌کردند.
علاوه بر آن، هر سال چند روز قبل از ماه مبارک رمضان دستور می‏دادند که چند ختم قرآن برای افرادی که مد نظر مبارک‏شان بود، قرائت‏شود.

امام در ماه رمضان توصیه‏ می‌کردند:
از کردار و رفتار ناشایسته‏ خود، استغفار کنید. اگر خدای نخواسته، گناهی مرتکب شده‏اید، قبل از ورود به ماه مبارک رمضان توبه کنید. زبان را به مناجات حق تعالی عادت دهید. مبادا در ماه مبارک رمضان از شما غیبتی، تهمتی و خلاصه گناهی سر بزند و در محضر ربوبی با نعم الهی و در مهمانسرای باری تعالی آلوده به معاصی باشید.

منبع : خبر آن لاین
دسته ها : مذهبی - خبر - گفتگو - مقالات
شنبه سی یکم 5 1388
بهشتی: داستان انتخابات و عملکرد جناح مقابل را از ساعت دو بعدازظهر می‌دانستیم

کیوان مهرگان ، امین علم الهدی: دو ماهی که ایران از خرداد ماه پشت سر گذاشت بیش از 20 سالی که میرحسین موسوی سکوت کرده بود، خبر داشت؛ خبرهایی که امروز ثبت و ضبط و فردا در حافظه جمعی ایرانیان ماندگار خواهد شد، درست بسان حوادث 20 سال پیش. میرحسین موسوی که آمد همه، همه چیز در او یافتند الا سخنی تازه. چون 20 سال جانب سکوت گزیده بود و وقتی این سکوت شکست، علاوه بر آن همه چیز، سخنی به قدمت یکصد سال دموکراسی خواهی از حنجره او به گوش ها رسید، برای همین منحنی اقبال جامعه از موسوی از روز اعلام نامزدی تا روز انتخابات چنان رشدی داشت که اگر همه چیز به روال عادی می گذشت شاید امروز جلوی نام میرحسین موسوی می نوشتیم؛ آقای رئیس جمهور. تا روز انتخابات مردم در جریان هستند اما از روز انتخابات به این طرف حجم و سرعت حوادث به گونه یی پیش رفت که بسیاری از اتفاقات مهم در خبرها و نظرها نیامد. از جمله این اخبار تکاپوی ستاد موسوی از روز رای گیری به این طرف است.

دکتر سیدعلیرضا حسینی بهشتی از مشاوران نزدیک موسوی در گفت وگو با «اعتماد» همه آنچه را که در ستاد اتفاق افتاده نمی گوید اما در لابه لای سخنانش به بیان آنچه ناگفته مانده، اشاره می کند. بهشتی از تدوین آنچه در انتخابات گذشته خبر می دهد؛ تدوین آنچه فصل مهمی از تاریخ این سرزمین نازنین است.

---

-شما از نزدیک ترین افراد به مهندس موسوی هستید. روز انتخابات در ستاد مرکزی چه خبر بود، میرحسین موسوی چه کاری انجام می داد؟

ستاد در روز انتخابات در قسمت های مختلف فعال بود اما مهم ترین قسمت ستاد کمیته صیانت از آرا بود که این قسمت سیستمی را راه اندازی کرده بود برای ارتباط آنلاین با ناظران صندوق ها؛ البته آن قسمت از ناظرانی که اجازه حضور پای صندوق ها را گرفته بودند. این مساله که مطرح می کنند مبنی بر حضور 40 هزار نماینده مهندس موسوی بر سر صندوق ها اندکی با واقعیت تفاوت دارد. ما نزدیک به 40 هزار داوطلب داشتیم و برای آنها درخواست صدور کارت نظارت داده بودیم که از این تعداد 25 هزار نفر بیشتر نتوانستند به عنوان ناظر پای صندوق حضور داشته باشند. دوستان به مابقی افراد اجازه حضور ندادند و کارت نظارت شان را صادر نکردند. در عین حال از همان تعداد نیز عده زیادی زمان شمارش آرا از صندوق ها اخراج شدند. خیلی موانع درست کردند تا نظارت صورت نگیرد. قبل از آن پیش بینی کردیم اس ام اس ها را قطع کنند و با آنکه وزارت ارتباطات به ما اطمینان داده بود مبنی بر قطع نشدن سیستم پیامک ها برای اطمینان بیشتر خطوط تلفنی نیز برای ستاد در نظر گرفته شد. شب انتخابات با قطع شدن سیستم پیامک ها قرار بود از خطوط تلفن استفاده کنیم که در روز انتخابات بیش از 300 خط تلفن ستاد صیانت از آرا را نیز قطع کردند. آقای موسوی هم نزدیک ستاد کمیته صیانت از آرا بودند که در جریان کار باشند.

-شما در جریان قطع شدن پیامک ها و بعد از آن تلفن های ستاد یا راه ندادن ناظران به صندوق ها با مراجع قانونی رایزنی داشتید؟

هم اعضای اصلی ستاد و هم مهندس موسوی در روز انتخابات و حتی قبل از آن رایزنی های زیادی برای حل مشکلات انجام دادند.

-با چه افراد یا مراجعی؟

با وزارت کشور که هم تماس گرفته شد افرادی نیز به عنوان نماینده ستاد به وزارت رفتند. با شورای نگهبان، قوه قضائیه و حتی بیت رهبری نیز رایزنی های زیادی انجام دادیم. هر کاری که می‌توانستیم انجام دادیم اما اراده یی مبنی بر حل اختلافات دیده نمی شد. در عین حال با همان اخباری که نمایندگان توانستند به ستاد برسانند یا مراجع رسمی خبر می دادند، نشان می داد اقبال خیلی گسترده یی درباره انتخابات وجود دارد و اکثر افرادی که می آمدند به عنوانی ابراز تمایل به سمت موسوی داشتند. نزدیک ساعت دو بعدازظهر بود که ما حس کردیم مساله دیگری مطرح است. تا آن زمان بیشترین دغدغه نبودن تعرفه انتخاباتی در شهرها بود که البته بعد از آن نیز این مساله ادامه پیدا کرد مانند شهرهای تبریز یا شیراز. البته مساله تمدید ساعت رای گیری نیز وجود داشت. در اکثر انتخابات دولت خود زمان رای گیری را تمدید می کرد که تعداد بیشتری در انتخابات شرکت کنند اما در این انتخابات مساله کاملاً تفاوت داشت؛ در بسیاری از حوزه ها بعد از ساعت 30/7 بعدازظهر دیگر اجازه دادن رای نمی دادند و این مساله بسیار عجیب بود.

-ساعت دو بعدازظهر چه اتفاقی افتاد؟

به نظر می رسید اساساً مساله شمارش آرای حقیقی منتفی شده است و بیشترین زوم روی شمارش کامپیوتری است که قرار بود به صورت آزمایشی مورد استفاده قرار بگیرد.

-بحثی مطرح شده است مبنی بر آنکه علی لاریجانی روز انتخابات به میرحسین موسوی تبریک گفته است، شما این گفته را تصدیق می کنید؟

من چنین امری را به خاطر ندارم اما از بعضی موسسات رسمی و بعضی خبرگزاری های رسمی بعدازظهر همان روز تماس گرفتند و تبریک گفتند. آنقدر اختلاف زیاد بود که به نظر نمی رسید حتی بین مهندس موسوی و احمدی نژاد رقابت به دور دوم کشیده شود.

-از طرف مقامات رسمی فردی تبریک گفت؟

الان حضور ذهن ندارم.

-چه شد مهندس موسوی ساعت 11 شب اعلام پیروزی بکنند؟ چون این اتفاق مورد انتقاد شدید جریان رقیب قرار گرفت.

خبرگزاری های حامی دولت در ابتدای شب خبر پیروزی احمدی نژاد را روی خروجی خودشان قرار دادند حتی اطلاعاتی که ما داریم نشان دهنده آن است که روزنامه های حامی دولت پنجشنبه تیتر خودشان را انتخاب کرده بودند و در بعضی موارد مجبور شدند تیتر خودشان را برای آنکه مساله یی به دست رقیب اش نیفتد عوض کنند. معلوم بود روند انتخابات آنچنان که طبق قانون است طی نشود. ما آماری داشتیم و همچنین تماس هایی که خبر از پیروزی موسوی در انتخابات می دادند و بر همین اساس میرحسین موسوی خبر پیروزی خود را اعلام کرد.

-در روز انتخابات شاهد پلمب شدن ستاد های انتخاباتی مهندس موسوی بودیم. در رایزنی هایی که انجام دادید علت کار را چطور توضیح دادند؟

یکی از مسائلی که بسیار مشکوک بود حمله ور شدن به ستاد های مهندس موسوی در روز انتخابات و پلمب بدون مجوز آنها بود. به عنوان مثال بعدازظهر همان روز ستاد قیطریه و بعد از آن ستاد مرکزی موسوی در میرهادی بدون حکم مشخصی پلمب شد. مراجع رسمی هم در این مورد هیچ دلیلی را بیان نکردند به این صورت که در بسیاری از موارد ارتباط و رایزنی ما یک طرفه بود؛ ما نامه می نوشتیم و گزارش می دادیم اما هیچ عملکرد مشخصی از جانب طرف مقابل صورت نمی گرفت. نه تنها کاری نمی کردند حتی گاه جوابی نیز نمی دادند.

-اعلام نتایج انتخابات از ساعت 12 شب شروع شد تا ساعت 9 و بعد از آن در یک سکوت خبری رفت تا ظهر شنبه. در این زمان وضعیت ستاد و مهندس موسوی چطور بود؟

ما آن روز تا ساعت پنج صبح بیدار بودیم. استراحت اندکی کردیم و دوباره به آن اخباری که منتشر می کردند گوش می دادیم چون داستان انتخابات و عملکرد جناح مقابل را از ساعت دو بعدازظهر می دانستیم به همین خاطر آنچنان از اخبار منتشر شده متعجب نبودیم اما از بعضی از حرف ها و گفته هایی که زودتر از زمان رسمی شورای نگهبان زده می شد غافلگیر شدیم.

-میرحسین موسوی روز شنبه بعد از اعلام نتایج انتخابات با توجه به آمارهایی که در دست داشت چه عملکردی را در پیش گرفت؟

ما کار خاصی نمی توانستیم انجام دهیم چرا که یکسری رابط داشتیم با موارد اخذ رای که بسیاری از آنها همان روز انتخابات دستگیر شدند. اعضای ستاد هم تا دو روز بعد از انتخابات همه به زندان افتادند و بنا به دلایل بی اساس آنها را در زندان نگه داشتند. روز شنبه بیشتر درگیر آن بودیم که چه کسی را دستگیر کردند، چرا آنجا را بستند و چراهای زیاد دیگری که مجبور بودیم به آنها رسیدگی کنیم.

-اما همان روز مردم معترض به خیابان آمدند و هزینه بسیاری هم دادند. تیم اولیه مهندس موسوی و خود ایشان آن روز کجا بودند، چه کاری انجام می دادند؟

ما آن روز جلساتی داشتیم چرا که برای مهندس موسوی اصل بوده و هست که کمترین هزینه یی نیز بر مردم وارد نشود به همین خاطر روز شنبه جلساتی بود که با یک برنامه ریزی دقیق و مشخص که مردم نیز در آن هزینه یی ندهند به نتیجه برسیم. از طرف دیگر مساله این بود که ما قصد براندازی نداشتیم و نداریم. در چارچوب نظام آمده و در انتخابات شرکت کرده بودیم. قصد این بود که اعتراضی خارج از ساختار رخ ندهد.

-طبیعتاً از انتخابات تا روز 25 خرداد یکسری غافلگیری اجتماعی داشتیم. برای راهپیمایی روز 25 خرداد آقای موسوی و آقای کروبی هر دو تقاضای مجوز کرده بودند و مجوز داده نشد اما مردم به خیابان آمدند. چنین راهپیمایی را با چنین عظمتی تصور می کردید؟

خیر، مطمئناً ما تصور نمی کردیم چنین جمعیتی به خیابان بیاید. همان طور که اشاره کردید مهندس موسوی و آقای کروبی هر دو تقاضای مجوز کرده بودند و تا ظهر همان روز معلوم نبود که مجوز صادر می شود یا نه. ظهر خبر رسید که مطمئناً مجوز صادر نمی شود. به دلیل آنکه ما هیچ رسانه یی نداشتیم تا به مردم این اتفاق را خبر دهیم و بگوییم برای ندادن هزینه به خیابان نیایید درخواست گفت وگو در صدا و سیما را داشتیم اما آنها اجازه ندادند به همین خاطر قرار بر این شد که آقایان موسوی و کروبی به راهپیمایی بیایند تا از شدت برخوردهای احتمالی نیروهای امنیتی با مردم کم شود. ما برای اعتراضات و راهپیمایی سه راه داشتیم؛ یک مساله برخوردهای خارج از ساختار و خشن از جانب مردم شکل بگیرد. راه دوم نیز چنین بود اما راه سوم یک اعتراض مسالمت آمیز مدنی بود که مردم در 25 خرداد چنین برخورد کردند و این همان خواست ما بود.

دیگر اینکه اعضای اصلی ستاد نیز به خیابان بیاییم و اگر مردم در جاهایی تجمع کرده بودند با آنها حرف بزنیم تا بروند اما وقتی با آن موج عظیم جمعیتی روبه رو شدیم خودمان نیز در کنار دیگران به جمعیت پیوستیم. چون راهپیمایی مجوز نگرفت هیچ انتظاماتی نیز در نظر نگرفته بودیم اما شاهد بودیم مردم بدون هیچ چالش و برخوردی توانستند در راهپیمایی مسالمت آمیز 25 خرداد حضور پیدا کنند. حتی تعداد اندکی از افراد که شعارهای خارج از ساختار می دادند توسط خود مردم کنترل می شدند. البته این اتفاقات آنچنان دور از ذهن نبود چرا که قبل از انتخابات در خیابان های اصلی شهر که دو دسته طرفداران مهندس موسوی و احمدی نژاد جلوی یکدیگر قرار می گرفتند بدون هیچ برخورد خشنی به طرفداری از کاندیدای مورد نظر خود مشغول بودند. من همان زمان به یکی از دوستان در روزنامه کلمه سبز گفتم اگر این مساله در اوایل انتخابات بود حتماً درگیری های خونینی شکل می گرفت. این مساله نشان داد مردم به سطح بالایی از فهم و شعور سیاسی رسیده اند و اگر برخوردهای تندی بعد از انتخابات شکل گرفت به خاطر اشتباه مردم یا اعتراضات نبود.

-با توجه به حضور پرشور مردم در راهپیمایی 25 خرداد به نظر می رسید باید روش ها و نوع نگاه حاکم بر انتخابات از طرف جریان حاکم عوض شود اما چنین اتفاقی رخ نداد، برای این خواست مردم که آنچنان ابراز کردند شما کاری انجام دادید؟

ما پیگیری های زیادی کردیم. جلسات زیادی با مراجع مختلف قانونی انجام دادیم که یک تجدید نظر کلی نسبت به انتخابات شکل بگیرد چراکه خواست مردم نه تغییر نظام بود و نه تغییر ساختارهای کلی قدرت، بلکه تنها خواست شان تغییر نهاد اجرایی نظام یعنی دولت بود. البته جریان حاکم از این خواست برداشت اشتباهی داشت چرا که از دید آنان این جریان یک جریان برانداز بود که به دنبال تغییر نظام است. این نوع تحلیل در گفتارها و برخوردهایشان نمود داشت اما خواست مردم این نبود. این اشتباه تحلیلی باعث شد معضلاتی پیش بیاید که برای آینده نظام نیز خطرآفرین است. تصور می شد از ابزارهای قانونی بتوانیم به خواست مردم جامه عمل بپوشانیم اما چنین نشد. البته ما به شورای نگهبان که قبل از انتخابات بسیاری از اعضایش موضع گیری رسمی به نفع احمدی نژاد کرده بودند امیدی نداشتیم.

-شنیده می شد آقای موسوی گفته بودند اگر انتخابات باطل شود در دور بعدی انتخابات به عنوان کاندیدا حضور پیدا نمی کنند، این مساله حقیقت داشت؟

مساله یی که مطرح بود مشکل شخصی بعضی افراد با آقای موسوی بود، به همین خاطر آقای موسوی گفتند شما انتخابات را دوباره برگزار کنید و اگر مشکل شما با شخص من است من در این دور انتخابات کاندیدا نخواهم شد.

-سه روز بعد از انتخابات نمایندگان کاندیداها با مقام رهبری دیدار کردند، چه اتفاقاتی در آن جلسه رخ داد؟

آن چیزی که منتشر شد صحبت های مقام رهبری بود و صحبت های نمایندگان کاندیداها پخش نشد. در آن جلسه نمایندگان سه کاندیدای معترض هر سه به انتخابات اعتراضات جدی داشتند و خواستار ابطال آن بودند و نمونه های تخلفات و تقلبات مطرح شده را نیز بیان کردند؛ خواسته های نمایندگان مطرح شد.

-صحبت های مقام رهبری در آن دیدار بسیار امیدوارکننده بود. برخوردهای امنیتی با راهپیمایی بعدی نیز نوید از یک حرکت مسالمت آمیز می داد. چه اتفاقی افتاد که در روز جمعه آن اتفاقات رخ داد و بعد از آن شنبه برخوردها به شدت افزایش یافت و هزینه های مردمی بسیار گسترده تر شد؟

همان طور که اشاره کردم برداشت از اعتراضات مردمی نادرست بود. مردم به نظام اعتراضی نداشتند، تنها به انتخاباتی که درون نظامی نیز بود، اعتراض می کردند. آنها خواستار براندازی نبودند، نه مردم بلکه مطمئناً کاندیداهایی که در انتخابات ریاست جمهوری اسلامی ایران شرکت کرده بودند خواستار براندازی نبودند. اما برداشت درست در تضاد با این واقعیت بود. برداشت جناح حاکم و القای آنان به دیگران این بود که مردم می خواهند نظام را به سمت براندازی ببرند و خواست ساختارشکنی است، به همین خاطر در آن شنبه چنین رخ داد و برخوردها به شدت امنیتی تر از گذشته شد.

-در این مدت نامی از آقای هاشمی در میان نبود، آیا مهندس موسوی با آقای هاشمی دیداری انجام داد؟

نه، چراکه مساله، مساله کاندیداها بود نه مساله آقای هاشمی و حتی آقای خاتمی، چراکه مساله در راستای انتخابات دیده می شد و دلیلی نداشت این دو بزرگوار بخواهند خود را درگیر کنند.

-اما از یک زمانی به بعد ما شاهد بودیم این افراد نیز وارد اعتراضات شدند.

بله از زمانی که برخوردهای امنیتی شدت یافت و مساله آینده نظام مطرح شد، آقای هاشمی به عنوان یکی از پشتوانه های نظام و آقای خاتمی وارد میدان شدند. نوع برخوردی که با مردم شده بود، بسیار ناپسند بود. برخوردهایی که ما نمی خواستیم شاهد آن باشیم که متاسفانه رخ داد. ما نیز می دانستیم اگر فضا امنیتی تر بشود جایی برای روش های مدنی نخواهد ماند.

-هر سال به واسطه تبلیغات مراسم هفتم تیر به شکل رسمی برگزار می شد اما امسال ما شاهد بودیم در مراسم مسجد قبا ازدحام جمعیت تا شریعتی نیز رسید. علت این امر را چه می دانید؟

البته ما هر سال خودمان نیز مراسمی برگزار می کردیم. در این مراسم مهندس موسوی حضور پیدا می کردند اما مطمئناً ازدحام جمعیت امسال بسیار بیشتر بود. ما به هیچ وجه انتظار چنین جمعیتی را نداشتیم به همین خاطر مراسمی که قرار بود برگزار شود، تنها در داخل مسجد خلاصه می شد اما با آمدن این میزان جمعیت نتوانستیم مراسم را به صورت کامل برگزار کنیم. آقای کروبی در این مراسم حضور داشتند، آقای موسوی هم قرار بود بیایند که نتوانستند از خیابان ها رد شوند البته مساله دو دلیل داشت؛ یکی از آنها به خاطر ازدحام جمعیت بود و دیگری به خاطر مانع شدن بعضی از ماموران امنیتی. در این مراسم تنها کاری که توانستم بکنم گرفتن یک بلندگوی دستی از پلیس بود تا به مردم اطلاع بدهم مهندس موسوی نمی توانند در مراسم حضور پیدا کنند.

-قبل از مراسم از مراکز امنیتی با شما تماسی گرفتند؟

بله مراکز امنیتی بعد از تعطیل کردن روزنامه کلمه سبز با ما بسیار نزدیک شده بودند. به همین خاطر هرچند روز یک بار تماس می گرفتند. قبل از برگزاری مراسم در مسجد قبا همچنین تماسی گرفتند و گفتند مواظب جمعیت و اعتراضات آنها باشید. مراسم مسجد قبا تا انتها درگیر خشونت نشد. متاسفانه در انتهای مراسم با حرکت مردم به سمت خیابان شریعتی برخوردها خشن شد.

-روزنامه کلمه سبز به چه دلیلی بسته شد؟

از روزنامه با من تماس گرفتند و گفتند نیروهای امنیتی به داخل روزنامه آمده اند و تحریریه را در اتاق ها حبس کرده اند به سرعت خودم را به روزنامه رساندم. نوع برخورد نیروهای امنیتی مانند برخورد با یک خانه تیمی منافقین بود. همه جا را می گشتند. وقتی علت کارشان را پرسیدم گفتند در تظاهرات هفت تیر چند نفر به این ساختمان پناه آورده اند و در پشت بام نیز عده یی دیگر مشغول عکاسی بودند. بعدها فهمیدم گفته آنها واقعیت نداشت اما اگر هم واقعیت داشت در یک روزنامه و یک نهاد خبری از اتفاقات مهم عکس می گیرند. اگر خبرنگاری از چنین اتفاقی عکس نگیرد باید پرسید آن عکاس کجا بوده که عکس نگرفته؟ عکس گرفتن از یک تظاهرات چه مشکلی دارد. در همان جا مسوول یکی از تیم های امنیتی که آمده بود برگه یی را آورد که آن را امضا کنم. در آن برگه نوشته بود در ستاد مخفی تعدادی سی دی خلاف پیدا کرده و تعدادی دختر و پسر را دستگیر کردیم. من برگه را امضا نکردم، گفتم کی اینجا چنین اتفاقاتی رخ داده است؟ در عین حال آن چند روز روزنامه تعطیل بود و روزنامه نگاران آمده بودند حقوق شان را بگیرند.

-اعضای تحریریه چند روز در بازداشت ماندند؟

زمانش فرق می کرد بعضی از دوستان تا 16 روز در بازداشت بودند.

-حضور مهندس موسوی در نماز جمعه چطور رخ داد؟ آیا این اتفاق با هماهنگی هاشمی بود؟

بله با هماهنگی آقای هاشمی این اتفاق رخ داد. آقای هاشمی خواسته بودند آقای موسوی و آقای کروبی در نماز جمعه حضور یابند و چنین شد البته آقای موسوی بسیار شک داشتند برای حضور در نماز جمعه در عین حالی که نیروهای امنیتی می خواستند مانع حضور ایشان شوند خودشان نیز نمی خواستند جو ملتهب شود اما ایشان آمدند و واکنش های مردمی بسیار مثبت بود.

-احتمال دستگیری مهندس موسوی یا نزدیکان ایشان وجود دارد؟

خیر فکر نمی کنم چنین کاری بکنند که منجر به ملتهب شدن دوباره فضا شود.

-اگر بخواهند شما را دستگیر کنند، شما چنین آمادگی دارید؟

هم من و هم تمام اعضای خانواده ام آمادگی چنین اتفاقی را داریم.

دسته ها : خبر سیاسی - گفتگو
شنبه سی یکم 5 1388
در دعای نخستین روز ماه مبارک رمضان، بخشش گناهان و پذیرش عبادات مورد تأکید و توجه قرار دارد .


دعای روز اول ماه مبارک رمضان:

اللهمَّ اجعل صِیامی فیهِ صِیامَ الصائِمین، وَ قِیامی فیهِ قِیامَ القائِمین
وَ نَبِّهنی فیهِ عَن نَومَةِ الغافِلین، وَ هَب لی جُرمی فیهِ
یا اِلهَ العالَمین
وَاعفُ عَنّی یا عافِیاً عَنِ المُجرِمین

خدایا قرار ده روزه ام را در این ماه روزه روزه داران واقعى
و شب زنده داری ام را نیز مانند شب زنده داران
و بیدارم کن در آن از خواب بی خبران
و گناهم را بر من ببخش اى معبود جهانیان
و درگذر از من اى درگذرنده از گناهکاران

کلام امیر:

ازری بنفسه من استشعر الطمع ، و رضی بالذل من کشف عن ضره ، و هانت علیه نفسه من امر علیها لسانه.

هر کس طمع در درون داشته باشد خود را حقیر کرده و کسیکه ناراحتیهایش را فاش کند به ذلت خویش راضی شده  و کسیکه زبانش را بر خود امر کند شخصیت خود را پایمال کرده است .

دسته ها : مذهبی - احادیث - مقالات
شنبه سی یکم 5 1388
X