دسته
وبلاگهاي برگزيده
ارتباطات
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 0
تعداد نوشته ها : 2594
تعداد نظرات : 825
Rss
طراح قالب
موسسه تبیان
احمدی‌نژاد دولت و نظام را فدای مشایی کرده/ رئیس‌جمهور اگر به مشایی علاقه دارد او را به مطالعه بگمارد

احمدی‌نژاد دولت و نظام را فدای مشایی کرده/ رئیس‌جمهور اگر به مشایی علاقه دارد او را به مطالعه بگمارد

 محمد تقی رهبر رییس فراکسیون روحانیون مجلس ، با تاکید براینکه حضور مشایی در دولت باعث تیرگی روابط دولت با مراجع تقلید است از رییس جمهوری خواست تکلیف خود را با رییس دفترش هر چه زودتر مشخص کند.

وی با اشاره به دیدار اخیر مشایی با چند هنر پیشه زن سینما در نهاد ریاست جمهوری گفت : هرکسی که کوچکترین ذره ای عرق اصولگرایی داشته باشد این کارهای سخیف که از سوی رییس دفتر رییس جمهور انجام می شود را تایید نمی کند. همه اصول گرایان وبه خصوص حامیان واقعی رییس جمهور خون دل می خورند از این که چنین فردی رییس دفتر رییس جمهور است.

 به گزارش فردا، حجت الاسلام تقی رهبر هم چنین به اعطای وامهای میلیونی از سوی دولت به برخی هنرمندان اشاره کرد و افزود:‌ نمی‌دانم بر پایی نمایشگاه فلان هنرمند کذا که هوییتش مشخص است چه ربطی به رییس دفتر رییس جمهور دارد که باید 80 ملیون پول بیت المال برای آن هزینه شود. این پول ها در حالی از سوی ایشان اهدا می شود که بسیاری از کشاورزان به خاطر خشکسالی ها پی در پی از گرسنگی می میرند ولی دولت از پرداخت یک وام یک ملیون تومانی طفره می رود.

رییس فراکسیون روحانیون مجلس درباره رابطه دولت با مراجع تصریح کرد:‌ متاسفانه مراجع تقلید به خاطر وجود چنین افرادی در دولت به شدت از آقای احمدی نژاد گله مند هستند. در سفر اخیری که به همراه چند نفر از روحانیون مجلس به قم داشتم در دیدار با بعضی از مراجع تقلید هرگاه موضوع تعامل بهتر دولت با علما ومراجع را مطرح کردم ، چند نفر از مراجع ضمن انتقاد شدید از رویکرد فرهنگی دولت تاکید داشتند تا این رویه در دولت احمدی نژاد وجود دارد این گلایه ها وعدم تعامل باقی است.

تقی رهبر خاطرنشان شد:‌ متاسفانه آقای احمدی نژاد، تمام دولت ونظام را فدای ایشان کرده و با وجود اینکه هزینه های حمایت از مشایی برای او ودولتش سنگین است، نسبت به این کار اصرار می ورزد.

وی در خاتمه به احمدی نژاد توصیه کرد : آقای رییس جمهور هر چه سریعتر تکلیف خود را با آقای مشایی روشن کند و اگر به وی علاقه دارد او را در جایی به کار بگیرد که مطالعه کند تا دیگر نتواند در اموری که به او مربوط نیست دخالت کند.

دسته ها : گفتگو - سیاسی
سه شنبه ششم 11 1388
متاسفانه به نام اسلام از گذشتگان و اساطیر خود یاد نمی‌کنیم
غلامحسین دینانی در گفت و گو با خبرآنلاین:

متاسفانه به نام اسلام از گذشتگان و اساطیر خود یاد نمی‌کنیم

غلامحسین ابراهیمی دینانی از غفلت درباره جهانی شدن فرهنگ ایران یاد کرد و گفت اگر به این موضوع توجه نشود، هم به ایران و هم به جهان ظلم می‌شود.

دینانی در گفت و گو با سرویس اندیشه خبرآنلاین بر توجه به فرهنگ و گذشته ایران، تاکید کرد و گفت : "بدون تردید یکی از درخشان‌ترین و بزرگترین تمدن‌هایی که بر روی کره زمین، بروز و ظهور داشته است، تمدن ایران باستان است."

دینانی ملی‌گرایی بی‌مورد را صحیح ندانست و ادامه داد : " تمدن و فرهنگ ایرانی به اندازه‌ای غنی است که نیاز به جانبداری و تعصب ندارد. تمدن ایران ریشه در تاریخ دارد و در زمان‌های دور، این تمدن بیشترین تقابل و تعامل را با تمدن یونانی داشته است. تمدن یونان نام اساطیر و نخبگان گذشته خود را به خوبی حفظ کرده است، اما متاسفانه ما در حفظ تاریخ و نام بزرگان خود کوتاهی کرده‌ایم. در صورتی که بسیاری از بزرگان و اندیشمندان جهان از اندیشمندان ایرانی متأثّر بوده‌اند."

دینانی درباره اهمیت تاریخ تمدن افزود: " تمدن‌ها اگر با آگاهی تاریخی همراه باشند، از بین نمی‌روند، بلکه مانند افسانه سمبولیک مرگ ققنوس بار دیگر متولد می‌شوند. البته باید توجه داشت که مراد از آگاهی به تاریخ بدیهیات و موارد بارز نیست، بلکه مواردی است که پنهان هستند و توجه بیشتری را به خود می‌طلبند."

وی درباره توجه به تاریخ اظهار داشت : " هیچ موجودی در این جهان به جز انسان، دارای تاریخ و گذشته نیست. البته منظور این نیست که موجودات دیگر دارای پیشینه و تاریخ نیستند، بلکه مراد این است که تنها انسان قادر به ثبت و ضبط تاریخ است. البته برخی فیلسوفان از جمله هگل معتقدند که برخی از جوامع بشری مانند قبایل بدوی آفریقایی به دلیل اینکه زندگانی بسیطی داشته‌اند، دارای تاریخ نیستند."

این کارشناس فلسفه اسلامی درباره یاد نکردن از گذشتگان، گفت: " متاسفانه به بهانه اسلام از گذشتگان و اساطیر خود یاد نمی‌کنیم، در صورتی که اسلام با شرک مخالف است و ایرانیان نیز جزء اولین موحدان نسل بشری هستند. «آتش»‌ یک مظهر بوده است و نه یک الهه، بنابراین آئین مهر، آئینی توحیدی بوده است."

ابراهیمی دینانی درباره جایگاه رفیع حکمت عملی و حکمت توحیدی در تاریخ ایران اظهار داشت: " یونان فیلسوف‌پرور و ایران حکیم‌پرور بوده است. در فرهنگ ایران باستان، حکیم و پیامبر هم‌معنا بوده‌اند. متاسفانه نه تنها در زمان کنونی بلکه در زمان گذشته نیز غرب‌زده بوده‌ایم و همواره حکما و اندیشمندان خود را متاثر از فلسفه و حکمت یونان می‌دانیم، در صورتی که این تأثیرپذیری دو طرفه بوده است و فلسفه یونان نیز از فلسفه ایران تاثیر پذیرفته است."

استاد فلسفه افزود: " هگل، فیلسوف آلمانی، با اینکه با مشرق زمین رابطه چندان خوبی نداشت، اما تاکید می‌کند که «معنویت» برای نخستین بار با طرح فلسفه نور از سوی ایرانیان وارد تاریخ شد."

دسته ها : علمی - گفتگو
يکشنبه چهارم 11 1388
مرتضوی مدارکش را ارائه کند
گفتگو با عبدالحسین روح‌الامینی
حدود هفت ماه از جنایت کهریزک می‎گذرد. با گذشت هر روز، ابعاد جدیدی از پرونده آمران و عاملان وقوع این حوادث برای افکار عمومی روشن می‎شود؛ از صدور اطلاعیه نهادهای ذی‎ربط تا تهیه و انتشار گزارشهای نهادهای نظارتی که همگی در تعیین مقصرین این رخداد به نقطه مشترکی رسیدهاند.در میان هیاهوی رسانهای برای انتشار ابعاد مختلف این حادثه، سکوت شاکیان پرونده اعم از خانوادههای قربانیان و یا مضروبین کهریزک شاید شاهدی بر تلاش آنان برای به سرانجام رسیدن این پرونده باشد؛ آنانی که به‎دور از غوغاسالاریهای رسانهای در انتظارند تا در آیندهای نزدیک در نخستین جلسه دادگاه بخشی از متهمان کهریزک حاضر شوند.برای مشخص شدن روند پرونده شاکیان این پرونده، بار دیگر با دکتر «عبدالحسین روحالامینی» پدر محسن روح‎الامینی (از قربانیان فجایع تأثربرانگیز کهریزک) به گفت‎وگو نشسته‎ایم.

به عنوان نخستین سئوال علت حضور کمرنگ خانوادههای قربانیان کهریزک در رسانه‎ها چیست؟
من سکوت رسانه‌ای خانواده قربانیان کهریزک اعم از مقتولین و مضروبین را قبول ندارم. تاکنون هرجا که فضا و ضرورت بوده، مصاحبه کردهایم. البته بقیه کار را صرف پیگیری حقوقی و قضایی موضوع کرده‎ایم. ما یک مسیر قانونی و حقوقی را دنبال کردیم که تاکنون نتایج خوبی هم داشته است. معمولا کسانی به‎دنبال جنجال رسانهای می‎روند که ممکن است دستشان خالی باشد، اما وقتی پروندههای مرتبط پر از اسناد و مدارک است، چرا باید چنین کنیم. سازمان قضایی نیروهای مسلح اطلاعیه خوبی صادر کرده که در آن اتهام قتل عمد را پذیرفته است و همه مجازات سنگین قتل عمد را می‎دانند. البته این اول راه است و ممکن است مجازات عاملان در دادگاه، از برخی آمران و برخی تصورات و شبیهسازیها هم خیلی بالاتر برود. در بخش متهمان قضایی هم وقتی کمیته مجلس آن گزارش را داد، گام مثبتی برداشته شد. البته می‎شد این گزارش را مفصلتر و کاملتر هم ارایه کرد. مثلا عدم نام بردن از مرحوم رامین آقازاده قهرمانی، مقتول چهارم کهریزک که بعد از آزادی از زندان به رحمت خدا رفت و خوشبختانه در گزارش شماره یازده نشریه پنجره هم به آن اشاره شده است و پرونده ایشان هم با پرونده سه مقتول دیگر در سازمان قضایی نیروهای مسلح مفتوح است. اما ممکن بود که وجدان عمومی جامعه را خیلی جریحه‎دار کند. البته در همین حدی که مطرح شده، اقدام رو‎به‎جلو و مثبتی است. وقتی گزارش مجلس بر تخلفاتی که بر اساس اسنادی که ماه‎ها بررسی شده، صحه می‎گذارد و دادستانی سازمان قضایی نیروهای مسلح اتهام قتل عمد را به‎عنوان کیفرخواست مطرح می‎کند، دیگر احتیاجی به فضاسازی رسانهای نداریم. معمولا آن‎هایی وارد این مسائل شدهاند که دست‎شان به‎جایی بند نیست، اما این پرونده پر از از اسناد، مدارک، شواهد و گزارشهای متقن است.

با این تفاسیر روند رسیدگی قضایی روند مطلوبی به‎نظر می‎رسد؟
ما در آستانه تشکیل دادگاهی هستیم که مستندات فراوانی در پرونده آن وجود دارد. با کیفرخواستی که سازمان قضایی نیروهای مسلح صادر کرده، اتهام تعدادی از متهمان مطرح شده و احتمالا هم قرار منع تعقیب برای برخی از متهمان صادر شده است که البته هنوز چیزی در این زمینه به شاکیان اعلام نشده. سازمان قضایی نیروهای مسلح از بین 22 نفری که به اتهاماتشان رسیدگی کرده، طبق اطلاعیه صادره برای 12 نفر کیفرخواست در نظر گرفته و برای 10 نفر نیز قرار منع تعقیب صادر شده است. البته وقتی به‎طور رسمی به شاکیان این موضوع را اعلام کنند، حق اعتراض برای شاکیان بهمدت ١٠ روز در پرونده محفوظ است. این حق ماست که به صدور منع قرار تعقیب بعضی اعتراض کنیم، پس دست ما در این موضوع هنوز باز است. البته در بخش دادسرای انتظامی قضات برخی در تلاش بودند که پروندههای قضات را از یکدیگر تفکیک کنند که از نظر ما و متخصصانی که به این پرونده وارد بودند، این تفکیک کار پسندیدهای نبوده و ما معتقدیم پرونده دادستان، معاونین و دادیار در این جرم باید یکجا مورد رسیدگی قرار گیرد و خدای نکرده ضعیفکشی نشود. تا جایی‎که ما اطلاع داریم، این تفکیک صورت نگرفته است. در جلسهای که دو هفته قبل با حضرت حجتالاسلام والمسلمین کاظم صدیقی، رییس دادگاه انتظامی قضات، داشتیم ایشان به ما اعلام کردند که هنوز این پرونده به وی ارجاع نشده است که بهزودی پس از ارجاع مسیر قضایی خود را انشاءا... طی خواهد کرد. ما باید تلاش کنیم که پرونده روال حقوقی و قضایی خود را طی کند.

پس در این صورت دادگاه متهمان جنایت کهریزک چه زمانی برگزار خواهد شد؟
ما اخیرا با قاضی پرونده ملاقاتی داشتیم. حجم پرونده بالاست و بالغ بر 3 هزار صفحه سند است. در حال حاضر، وکلای ما آماده بازبینی پرونده هستند که احتمالا این کار را به‎زودی انجام خواهند داد. قاضی هم مشغول مطالعه پرونده است و پس از مطالعه پرونده و بازبینی پرونده توسط وکلای ما، قاعدتا امیدواریم جلسه دادگاه به شکل علنی به‎زودی تشکیل شود.

با توجه به اینکه اخباری مبنی بر تلاش برخی نهادها برای گرفتن رضایت از شاکیان منتشر شده بود، در حال حاضر تعداد شاکیان پرونده چه تعداد است.
در این مدت تلاشهایی از سوی برخی طرف‎ها و وکلای آن‎ها صورت گرفت تا از بعضی شاکیان رضایت بگیرند. شنیدهایم که در این خصوص هزینه نمودند و ظاهرا هم از برخی رضایت گرفتهاند. البته تعداد بسیار زیادی از شاکیان رضایت ندادند که خانواده مقتولین و تعدادی از مضروبین کهریزک از این جمله هستند. در عین‎حال که ما مسئله را رها نکرده و نخواهیم کرد، حتی رضایت دادن برخی تأثیری در رسیدگی پرونده در دادگاه ندارد، چون جنبه عمومی جرم بر جای خود باقی است و در این پرونده جز مضروبین و خانواده مقتولین شکایات وجه عمومی هم دارد.

آیا برای پیگیریهای بیشتر موضوع دیدارهایی با مقامات و مسئولان قضایی داشتهاید؟
ما جز با مسئولان پرونده در سازمان قضایی نیروهای مسلح و مسئولان مربوطه در دادسرای انتظامی قضات دیدار دیگری با سایر مقامات و مسئولان نداشته‎ایم که البته این کار ضرورتی هم نداشت چون کار در حال انجام است. البته ابراز همدردی عموم طبقات مردم و مسئولان مختلف تسلیبخش خانوادهها بوده است.

پس از روند رسیدگی به پرونده در دستگاه قضایی اظهار رضایت می‎کنید؟
در دستگاه قضایی و نیز نیروی انتظامی، قضات و کارکنان بسیار شریفی هستند که آن‎ها از وقوع این حادثه حتی آزرده‎دل‎تر از ما هستند. چون آن‎ها هم دیدند که تخلف و جنایت عدهای سبب هتک حیثیت بسیاری از قضات و کارکنان نیروهای انتظامی و قوه قضاییه شده و عفونت این اعمال و جنایات منزجر کننده، به‎حدی است که از دربان قوه قضاییه تا عالیترین قضات و آحاد پرسنل نیروی انتظامی همه از آن منزجر هستند و از آنها برائت می‎جویند. کسانی که به این مطلب توجهی نمیکنند، عرض خود می‎برند که این مسئله در گزارش مجلس نیز مورد تأکید قرار گرفته است.

با این حساب، واکنش دادستان سابق تهران به گزارش مجلس شورای اسلامی را چگونه ارزیابی می‎کنید؟
چون پرونده او و بقیه متهمین در مراجع ذی‎صلاح در دست رسیدگی است، اگر او اسناد و مدارکی دارد باید به آنجا ارایه دهد، همان‎طور که مضروبین و خانوادههای قربانیان چنین کاری کردند. به‎نظر می‎رسد کسانی که دست‎شان در دفاع از خود تهی است، چنین می‎کنند. ما توصیه می‎کنیم کسانی که در این موضوع متهم هستند، به‎جای غبارآلود کردن فضا و نامهپراکنیهای سیاسی، قبول مسئولیت کنند. این ساده‎ترین کار است که رسما و کتبا از آحاد ملت ایران، خانوادههای مقتولین و مضروبین این حادثه عذرخواهی کنند. آن‎ها قبل از آنکه سزای اعمال‎شان را در دادگاه در این دنیا ببینند، برای نجات از عذاب اخروی استعفاء کنند که این کمترین کاری است که می‎توانند انجام دهند. حداقل کاری که از این‎ها انتظار داریم، این است که به‎جای آوردن عذرهای بدتر از گناه، به قانون تمکین کنند. وجدان عمومی جامعه بیدار است و گزارش دستگاههای نظارتی مثل مجلس، سازمان بازرسی کل کشور و کمیته پیگیری دبیرخانه شورایعالی امنیت ملی هم وجود دارد که با صراحت درباره جنایت کهریزک اعلام نظر کردهاند که البته گزارش سازمان بازرسی و شورایعالی امنیت ملی در این خصوص منتشر نشده است. بر این اساس، انتظار از متهمان این پرونده این است که به‎جای اینکه عذر بدتر از گناه بیاورند با عذرخواهی از آحاد ملت ایران و خانوادههای مقتولین و مضروبین، حداقل قبل از اینکه به مجازات اعمال خود برسند، استعفاء دهند.

سرانجام گزارشی که از سوی دفتر حقوق شهروندی رییس قوه قضاییه در دوره آیتا... شاهرودی تهیه شد، چه شد؟
پیگیری این گزارش که از نقاط قوت قوه قضاییه است و پیرو شکواییه پدر شهید کامرانی در 17 مرداد‎ماه خطاب به رییس وقت قوه قضاییه حضرت آیتا... شاهرودی تهیه شد، اکنون در دو مسیر در حال پیگیری است؛ مسیر نخست در دادسرای انتظامی قضات و مسیر دیگر در شعبه 13 دادسرای کارکنان دولت. ابعادی از این گزارش مانند بخش نیروهای مسلح در دادسرای نیروهای مسلح و بخش قضات در دادسرای انتظامی قضات در دست رسیدگی است. البته بخشهای دیگری از این پرونده مرتبط با افراد کشوری هنوز مانده است که امیدواریم قبل از پایان رسیدگی به آن بخش‎ها، مسببین آن با پوزش و عذرخواهی از ملت ایران و آسیب‎دیدگان این جنایت استعفاء دهند وگرنه منتظر مجازات در دستگاه قضایی که جزیی از مجازات سنگین اخروی است، باشند. «وسیعلم الذین ظلمواای منقلب ینقلبون.»

پیگیری مسئله از سوی مقامات عالیرتبه نظام را چگونه ارزیابی می‎کنید؟
اطمینان شاکیان و خانوادههای مضروبین و مقتولین این جنایت به پیگیریهای مقامات عالی‎رتبه نظام به‎خصوص مقام معظم رهبری یقینی است و این مسئله، هم به‎صورت حضوری و هم به‎صورت کتبی مشاهده و آثار آن دیده شده است و می‎توان گفت که ایشان نسبت به خانوادهها جلوتر و پیشتازتر هستند و ضمن مطالبه جدی در مجازات آمران و عاملان این جنایت، فرمودند که اگر عنوان مجرمانه ثابت شود، حاشیه امنی برای هیچکس وجود ندارد و البته اصلاح رویهها و انتظام امور به‎گونهای که از ایندست حوادث نداشته باشیم، بسیار بااهمیت است.

به‎عنوان سئوال آخر، چقدر به عاقبت این پرونده خوشبین هستید؟
این پرونده موضوع خوشبینی و بدبینی نیست. ما پیگیر مسیر قانونی هستیم و اطمینان داریم که این راه نتیجه می‎دهد. خون عزیزان ما ان‎شاءالله تحت هیچ شرایطی پایمال نخواهد شد.

منبع: هفته‌نامه پنجره
دسته ها : گفتگو - سیاسی
يکشنبه چهارم 11 1388
گفت‌و‌گو با علیرضا آقاخانی بازیگر نقش سیامک در فیلم «تنها دو بار زندگی می‌کنیم»

گفت‌و‌گو با علیرضا آقاخانی بازیگر نقش سیامک در فیلم «تنها دو بار زندگی می‌کنیم»

 علیرضا آقاخانی در فیلم «تنها دوبار زندگی می کنیم»، به عنوان یک «نابازیگر» برای اولین بار جلوی دوربین رفت و با بازی در نقش «سیامک» چنان خوش درخشید که نظر منتقدان جشنواره را به سمت خود جلب کرد.

در آن جشنواره فیلم «تنها دوبار...» فیلم برگزیده منتقدان و خبرنگاران مطبوعات شد. «علیرضا آقاخانی» با بازی روان و یکدستش، در این موفقیت سهم بسزایی داشت. روزنامه خراسان به بهانه اکران فیلم «تنها دوبار...» با او به گفت وگویی ترتیب داده که در زیر می‌خوانید.

اگر موافقی این گفت وگو را، با صحبت درباره موفقیت های جشنواره ای ات شروع کنیم.
در رشته بازیگری یک جایزه از جشنواره فیلم هند گرفتم. در جشنواره آسیاپاسیفیک (آسیا و اقیانوسیه) نامزد دریافت جایزه شدم که به خاطرش، به استرالیا رفتم، در «گرانادا»ی اسپانیا نیز این فیلم دو جایزه گرفت.

واکنش داوران و مخاطبان، نسبت به این فیلم چطور بود؟
خیلی خوب بود. آن ها می توانستند با شخصیت های فیلم همذات پنداری کنند. در سراسر دنیا، آدم های زیادی داریم که از جنس حسرت های «سیامک»  داشته اند. آدم هایی که در زندگی شان، کارهایی را که دوست داشته اند انجام نداده اند. ما آدم ها در زندگی دنبال کلیت ها هستیم. اما فیلم به ما می گوید باید دنبال جزئیات باشیم.

به نظر تو حسرت های «سیامک» جزئی بود یا کلی؟
بستگی به تعریف افراد دارد. هر فردی در زندگی دنبال چیزی می گردد و به یک سری مسائل، بیشتر اهمیت می دهد. یک سری حسرت های سیامک بزرگ و کلی بود. مثل اخراج از دانشگاه، یک سری از حسرت هایش کوچک بود. مثلا این که چرا جمله «دوستت دارم» را به یک نفر نگفته است. سیامک در حال حاضر، افقی پیش رویش نمی بیند. یک آدم خالی از عشق و گرما و زندگی است. هر چیزی که به آن نرسیده، برایش تبدیل به حسرت شده است.

فکر می کنی چرا نام «تنها دوبار زندگی می کنیم» برای این فیلم انتخاب شده است؟
من فکر می کنم شاید کنایه ای باشد به این که همین یک بار، زندگی را دریابیم. یک تلنگری به آدم می زند که «وقتی عشق نباشد انگار زندگی نیست». در هر سن و هر موقعیتی وقتی عاشق شوی، دل تو زندگی را از نو شروع می کند. این فیلم زندگی را به قبل و بعد عاشق شدن تقسیم می کند.

شنیده ای که بازی ات را به بازی های فیلم های «نفس عمیق» (پرویز شهبازی) و «شب های روشن» (فرزاد موتمن) شبیه دانسته اند؟
من این فیلم ها را ندیده ام. خیلی هم می گویند چرا ندیده ای. یکی از مجلات تخصصی اصرار داشت مرا به بازیگران این فیلم ها شبیه کند. می گفتند تو شبیه «مهدی احمدی» بازی می کنی. گفتم واقعا این بازیگر را نمی شناسم. الان من آن چنان حر فه ای و هنری نیستم اما فیلم دیدن را دوست دارم. می گویند صدایت شبیه اوست. من در این فیلم یک شخصیت را بازی کرده ام. زندگی عادی من و آقای مهدی احمدی، بیرون از این شخصیت هاست.

خودت فکر می کردی یک روز بازیگر شوی؟
نه. بازیگر شدنم اتفاقی بود. هیچ وقت فکر نمی کردم بخواهم بازیگر شوم. نمی خواهم اغراق کنم. اما بازیگر شدن، جزو آرزوهایم نبود. سینما رفتن را دوست داشتم. اما نه این که آرزو کنم کاش جای فلان بازیگر بازی می کردم. آقای بهزادی -کارگردان فیلم- مرا در خیابان دیدند و پرسیدند دوست داری فیلم بازی کنی؟ گفتم تا حالا به این موضوع فکر نکرده ام. چند جلسه با هم قرار گذاشتیم. از بین سه چهار نامزد، من انتخاب شدم.

فکر می کنی چقدر در موفقیت فیلم سهم داشته ای؟
به نظر من موفقیت فیلم، به زحمت های «بهزادی» برمی گردد. او مرا قدم به قدم در عرض یک سال و نیم به نقش نزدیک کرد. چون من بازیگر نبودم. وقتی فیلم تمام شد، بهزادی وقت گذاشت و خیلی چیزها را از نظر تکنیکی به من یاد داد. من پیشنهادهای زیادی برای بازی داشتم. اما نرفتم چون می خواستم ببینم واکنش ها نسبت به فیلم «تنها دوبار...» چگونه است.

بهزادی می گفت به بازیگران اجازه نمی داده است فیلم نامه را بخوانند. چطور با این موضوع کنار آمدی؟
من هنوز هم فیلم نامه را نخوانده ام. روش کارشان طوری بود که سکانس به سکانس به صورت یک برگه، فیلم نامه را به ما می دادند. یعنی صفحه بعد از برگه را نمی دانستیم چه بود. بار اولی که رفتم فیلم را در جشنواره دیدم، همه چیزش برایم تازگی داشت.

نابازیگران همیشه در معرض این اتهام هستند که خودشان را بازی کرده اند. درباره تو هم چنین حرفی زیاد گفته می شود.
شما یک ساعتی هست که با من هستید. می توانید قضاوت کنید من شبیه به سیامک هستم یا نه.

به نظر من شبیه نیستی. چون تو می خندی. اما سیامک اصلا نمی خندید.
البته «سیامک» آخر فیلم یک لبخند کوچکی زد. اگر از من بپرسید، به شما می گویم که هیچ شباهتی به سیامک ندارم. به هر حال هیچ ماست بندی نمی گوید ماست من ترش است. (می خندد) سیامک یک شخصیت چند لایه بود. سیامک آدم کم حرفی است که حرکات آهسته و کندی دارد. اصلا نمی خندد. حسرت هایی از گذشته دارد که می خواهد آن ها را جبران کند.

درباره شخصیت مقابلت صحبت کن. برخی معتقدند او بیشتر یک شخصیت نمادین است و در واقعیت ممکن نیست چنین آدمی وجود داشته باشد؟
شهرزاد با بازی نگار جواهریان بیشتر از این که بخواهد یک شخصیت باشد، بیان گر یک نگاه و روش زندگی است. این که می شود این جوری هم به زندگی نگاه کرد. می شود امیدوار بود. دنبال زندگی دوید و نیمه پر لیوان را دید. شهرزاد نمادی از عشق و آفتاب بود.

منبع : خبر آن لاین

دسته ها : گفتگو - هنری - فرهنگی
شنبه سوم 11 1388
انتقاد مهدی همت از سوء استفاده تندروها از نام پدرش؛
این همت، حاج همت واقعی نیست
افراطیون بدون آنکه کوچکترین اعتقادی به راه ومنش شهید همت داشته باشند، در جهت مقاصد سوء سیاسی خود از نام آن شهید سوء‌استفاده می‌کنند.
در پی انتشار هفته نامه ای به نام« همت» که به خاطر توهین به مسئولان نظام توقیف و لغو امتیاز شد، فرزند شهید همت نسبت به سوء استفاده برخی جریان های تندرو از نام شهید همت انتقاد کرد.

در حالی که هفته نامه همت هفته گذشته منتشر و توقیف شد، هفته نامه موج اندیشه امروز (دوشنبه) اقدام به انتشار ویژه نامه ای کرد که هیچ تفاوتی با هفته نامه توقیف شده همت ندارد. در لگوی این نشریه آمده است« به یاد شهید همت».

در همین زمینه، مهدی همت فرزند شهید ابراهیم همت با انتقاد شدید از سوء استفاده برخی جریاناتی که مدعی حمایت از دولت هستند از شهید همت، گفت: افراطیون بدون آنکه کوچکترین اعتقادی به راه ومنش شهید همت داشته باشند، در جهت مقاصد سوء سیاسی خود ازنام آن شهید سوء استفاده می کنند.

مهدی همت درگفت وگو با خبرنگارسرویس سیاسی «فردا » اظهار داشت: متاسفم که با نام شهید همت، به چهره های برجسته نظام اهانت می شود و کسی هم در این زمینه پاسخگو نیست.

او درموردپیگیری خانواده همت برای جلوگیری از سوء استفاده از نام این شهید، تاکید کرد: علی رغم تمام پیگیری هایی که در این زمینه انجام دادیم به ما می گویند، ‍شهید همت متعلق به خانوده اش نیست.

فرزند شهید همت ادامه داد: بعد از اینکه خانواده همت نتوانست جلوی اینگونه سوءاستفادها را بگیرد، ترجیح دادیم سکوت کنیم چرا که اگر امروز آبرویی برای حاج همت نزد مردم وجود دارد به دلیل سکوت ماست. اگر سکوت نکنیم چه بسا تهمت هیی به فرزندان آن شهید بزنند و حاج همت را هم بدنام کنند.

وی افزود:حاج همت که درحال حاضر از طرف عده ای خاص تبلیغ می شود، ‍حاج همت واقعی نیست، بلکه دروغ وتحریف از اسم آن شهید بزرگوار است. چرا که آ ن شهید بزرگوارهیچ گاه خودش و ایمانش را دور نزد. عشق مردم به او به دلیل همین اخلاص اش بود.

فرزند شهیدهمت افزود: کسانی که اعتقاد دارند همت متعلق به همه مردم ایران است، به جای سو استفاده از نام این شهید، حرمت خانوداده ایشان راحفظ کنند.
منبع : فردا
دسته ها : گفتگو - سیاسی
سه شنبه بیست و نهم 10 1388
همکلام با نویسندهٔ راه شیری
گفتگو با زنده یاد محمد ایوبی
محمد ایوبی، نویسنده و داستان نویس پیشکسوت کشور که سال جاری با رمان«صورتک‌های تسلیم» به عنوان نامزد بخش پایانی جایزه ادبی جلال آل احمد نیز معرفی شد، بامداد شنبه ۱۹ دی در تهران درگذشت. وی در آخرین روزهای حیات خود در گفت‌و‌گویی با «اشا» به بررسی موضوع امکان مینی‌مال نویسی در ادبیات فارسی بر مبنای قرآن کریم پرداخت که از منظر شما می‌گذرد.

سابقه‌ در ادبیات فارسی

«محمد ایوبی»، نویسنده و کاندیدای بخش نهایی دومین دوره جایزه ادبی جلال آل احمد، در گفت‌و‌گو با خبرنگار «اشا»، مینی‌مال‌نویسی بر اساس قصه‌های قرآن کریم را موضوعی سابقه‌دار در ادبیات فارسی حتی در روزگار معاصر دانست که با نام‌هایی غیر از مینی‌مال به خوانندگان ارائه شده است و اظهار کرد: در نگاهی اجمالی به متون ادبی کهن فارسی به روشنی می‌توان به بازسازی و قصه‌‌نویسی‌های بسیار کوتاه از متن قرآن کریم برخورد کرد که با نامی غیر از مینی‌مال منتشر و ارائه ‌شده است؛ به عنوان مثال سعدی در گلستان خود به مقاله‌نویسی اشاره دارد که بر مبنای آیات قرآن انجام می‌گیرد و می‌گوید که این امر تاکنون در زبان فارسی وجود نداشته است و من برای بار نخست آن را از زبان عربی به زبان فارسی آوردم و یا قصه‌هایی قرآنی مرحوم «مهدی آذریزدی» و حتی طرح‌های داستانی بسیار کوتاه «سیدعلی کاشفی خوانساری» را نیز می‌توان از جمله این نمونه‌ها دانست که با نام و یا جریانی ادبی تحت نام مینی‌مال‌نویسی منتشر نشد‌ه‌اند.

رمز ماندگاری

این نویسنده همچنین به رمز و دلایل ادبی که می‌تواند آن را ماندگار کند، اشاره کرد و توضیح داد:‌ در یک نگاه کلی نویسنده نمی‌تواند به تنهایی موجب مانایی اثر باشد، بلکه اثر و درونمایه‌ آن است که می‌‌تواند خود را به عنوان موضوعی ماندگار در ذهن مخاطب به ثبت برساند و بی‌شک قصه‌نویسی بر مبنای آیات و مفاهیم قرآن کریم به دلیل اینکه قرآن خود دارای ماندگاری بالایی در طول تاریخ بوده است برخلاف بسیاری از سبک‌های ادبی که تنها به ظاهر و شخصیت‌های پدیدآورنده توجه دارند و نه به معنایی که منتقل می‌کنند، ماندگار خواهد بود.

نویسنده رمان «صورتک‌های تسلیم» ادامه داد: داستان‌های قرآن برای بازنویسی در ادبیات فارسی تاکنون به شیوه‌های متفاوتی مورد بهره‌برداری قرار گرفته‌اند و امروز هنگامی که صحبت از حضور آنها در یک سبک ادبی جدید می‌کنیم، باید توجه کنیم که بحث ما چگونگی نامگذاری روی آن نیست، بلکه چگونگی برخورد با موضوع است که اهمیت پیدا می‌کند.

شیوه‌های مینی‌مال‌نویسی با عنایت به قرآن

ایوبی افزود: در ورود به این بحث نباید فراموش کرد که مینی‌مال نویسی را نباید تنها یک سبک ادبی پست‌مدرن بدانیم که از غرب به ادبیات ما وارد شده است، چرا که سال‌ها پیش از این و در سال‌های دهه ۴۰ نمونه‌های اولیه آن در ادبیات فارسی معاصر نیز دیده شده است که نمونه آن را می‌توان در داستانک‌های «محمود طیاری» دید، اما به دلیل اینکه در آن روزگار و حتی امروز مینی‌مال را به دلیل نداشتن یک آغاز، فراز و فرود داستانی، تنها یک طرح ادبی داستانی در نظر می‌آوردند، این موضوع اهمیت چندانی پیدا نکرد و در روزگار معاصر نیز افت توجه مخاطبان به شعر به همراه پایین بودن کیفیت اشعار منتشر شده ذهنیت مخاطبان این بخش از ادبیات را به مینی‌مال سوق داده است.

وی ادامه داد: مینی‌مال با وجود اینکه از عناصر داستانی تنها اوج را در خود دارد، اما هنگامی که به عرصه‌هایی مثل مینی‌مال‌نویسی قرآنی وارد شویم نباید فراموش کنیم که هر نویسنده نگاه خودش را به موضوع داستانی دارد و نمی‌توان او را به پیروی از سبکی هدایت کرد، اما نویسنده در عین حال باید چارچوب و سبک نگارشی قرآن را در ارائه یک مفهوم مورد توجه قرار دهد و از آن خارج نشود.

دربارهٔ نویسنده:

محمد ایوبی (داستان نویس) این اواخر به علت بیماری قلبی و عفونت ریه در بستر بیماری بودکه به همین علت، ساعت ۱:۳۰ شنبه دربیمارستان ابن سینا از دنیا رفت.

همسر ایوبی در توضیحی درباره‌ علت درگذشت او، گفت: جمعه ۱۸ دی‌ماه برای جراحی لگن به بیمارستان منتقل شد؛ اما اعلام شد که ریه‌اش آب آورده است و به کما رفت که در نهایت ظهر روز شنبه درگذشت.

محمد ایوبی متولد سال ۱۳۲۱ در اهواز بود. رمان‌های «راه شیری»، «سفر تا سرطان مغول»، سه‌گانه «آواز طولانی جنوب»، مجموعه‌ داستان «مراثی بی‌پایان» و رمان «روز گراز» از جمله آثار منتشر شده‌ او هستند.

او، سایت ادبی «خزه» را از سال‌ها پیش راه‌اندازی کرده بود که از جمله سایت‌های قابل اهمیت ادب فارسی به شمار می‌رفت.
منبع : فردا
دسته ها : گفتگو - فرهنگی
سه شنبه بیست و دوم 10 1388
محمد هاشمی از علت سکوت برادرش می گوید: گوش شنوایی نیست

محمد هاشمی از علت سکوت برادرش می گوید: گوش شنوایی نیست

 محمد هاشمی در مورد علت سکوت برادرش مقابل هجمه ها گفت: بدلیل اینکه گوش شنوایی وجود ندارد ایشان سکوت پیشه کرده اند.

محمد هاشمی رییس دفتر رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام به علت سکوت رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در برابر هجمه ها اشاره کرد وگفت: بدلیل اینکه گوش شنوایی وجود ندارد ایشان سکوت پیشه کرده اند . ضمن اینکه ایشان همیشه گفته اند که جان و اعتبار وآبروی من در برابر اعتلای نظام هیچ ارزشی ندارد و آن را حاضرم برای بقای نظام بدهم که تاریخ هم این ادعا را ثابت کرده است. از آن گذشته قرآن هم مومنین را به صبر وسکوت دعوت کرده است.

وی در مورد سکوت رئیس مجمع تشخیص مصلحت در مورد اتهامهایی که علیه فرزندان ایشان مطرح است، به مهر گفت: هم آیت الله هاشمی رفسنجانی و هم اعضای خانواده ایشان بارها به این تهمتها از راههای گوناگون پاسخ گفته اند ولی عده ای زیربار نمی روند. در حقیقت این سناریویی برای حذف و بدنام کردن آیت الله هاشمی رفسنجانی است.

محمد هاشمی افزود: آیت الله هاشمی رفسنجانی جزو خاکریزهای اول نظام بوده وخواهند بود و هم اکنون بسیاری از دلسوزان نظام ایشان را مانع تهاجم به اصل نظام می دانند و افرادی که دانسته و ندانسته و بدون اینکه جرمی د دادگاه صالحه اثبات شده باشد به ایشان وخانواده شان تهمت زده وتوهین می کنند تیشه به ریشه نظام می زنند. 

وی با اشاره به جایگاه نظارت درکشور، اظهار داشت: حیطه نظارت در نظام های مختلف متفاوت است، مثلا در برخی از نظام های برنامه محور، قوانین و نهادهای نظارتی وجود دارد که نظارت در این نظام ها متفاوت ازنظام های دیگری است که براساس برنامه عمل نمی کنند و قانون محورند.

وی نظام جمهوری اسلامی ایران را نظامی کامل وجامع دانست که مانند نظام های مذکور هم برنامه محوراست وهم قانون محور.

ضرورت تقویت جنبه نظارتی برنامه پنجم توسعه کشور
عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام با تاکید براینکه باید جنبه نظارتی برنامه پنجم توسعه کشور تقویت شود، گفت: هرقانونی که در مجلس تصویب و توسط دولت اجرا می شود، سازمانهای نظارتی هم باید نسبت به اجرای کامل وصحیح آن قانون، نظارت لازم را اعمال کنند تا تخطی از آن صورت نگیرد.

وی عملکرد دستگاههای نظارتی موجود در کشور را موازی یکدیگر ندانست و گفت: حیطه کاری دستگاههای نظارتی کشور مشخص است اما مشترک نیست، همچنین این دستگاهها براساس وظیفه ذاتی خود ویا براساس شکایت انجام شده بصورت موردی نظارتشان را اعمال می کنند.

هاشمی با اشاره به اینکه مجلس شورای اسلامی علاوه بر قانونگذاری وظیفه نظارت هم برعهده دارد، عنوان کرد: مجمع تشخیص مصلحت نظام هم مانند مجلس بر اجرای سیاستهای کلی که خود تصویب می کند نظارت می نماید ودرحوزه های دیگر دخالت نمی کند.

مردم نامحرم نیستند
وی در ادامه با تاکید براینکه در جمهوری اسلامی ایران اصلی بنام شفاف سازی وجود دارد، گفت: مردم نامحرم نیستند وباید از وقایعی که در کشور رخ می دهد آگاه باشند. ضمن اینکه رسانه ها هم آئینه تمام نمای رویدادهای مختلف برای افکار عمومی در جامعه باشند.

رئیس دفتر رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام تصریح کرد:  براین اساس رسانه ها باید رویدادهای مختلف جامعه را شفاف و صادقانه بدون تحریف ویا سانسور به نفع جناحی خاص، جهت تنویر افکارعمومی منعکس کنند. که البته باید گفت که تنها رسانه ها در انعکاس بد اخبار قصور ندارند بلکه برخی دستگاهها هم در دادن اطلاعات غلط به رسانه ها مقصرند.

برخی رسانه ها بی تقوایی می کنند
وی با اشاره به اخبار کذب و منفی برخی از رسانه ها، عنوان کرد: با کمال تاسف باید بگویم که هم اکنون برخی از رسانه ها بی تقوایی می کنند و به جای اطلاع رسانی بیطرفانه با ایجاد جنگ روانی فضای اتهام زنی را درجامعه بوجود آورده اند.

رئیس اسبق سازمان صدا وسیما در ادامه به دستگاه نظارتی سازمان صدا وسیما اشاره کرد و افزود: دستگاه نظارتی که درسازمان صداوسیما وجود دارد ، برعملکرد و برنامه های این سازمان ازنظر رعایت شئونات اسلامی درابعاد مختلف سیاسی، اجتماعی، اقتصادی وفرهنگی-هنری نظارت می کند تا انحرافی صورت نگیرد.

صدا و سیما گزارش عملکرد بدهد
وی با بیان اینکه تاکنون گزارش نظارتی ازعملکرد سازمان صداوسیما در رسانه ها مشاهده نشده است، تا براساس آن بتوان فهمید که رسانه ملی از سیاستهای تعیین شده خود عدول کرده یا نه، یادآور شد: اما درزمانی که من ریاست سازمان صدا وسیما را برعهده داشتم مرتبا گزارش های نظارتی از عملکرد سازمان در رسانه ها منتشرمی شد.

هاشمی درادامه به مسائل و برخی نکات مطرح شده در خصوص خانواده آیت الله هاشمی رفسنجانی اشاره کرد وافزود: حذف آقای هاشمی از نظام  و انقلاب یک سناریوی قدیمی است. از اول انقلاب همواره برخی از افراد وخانواده ها بدلائل مختلف مورد بغض وکینه عده قلیلی واقع شده بودند.

مسئولین به هاشمی اتهام نزنند
وی گفت: در اوایل انقلاب منافقین، خارج نشینان ضد انقلاب و سلطنت طلبان معاند آیت الله هاشمی رفسنجانی را مورد هجمه خود قرار می دادند. اما متاسفانه اکنون افرادی که در حکومت ونظام مسئولیت دارند به آیت الله هاشمی رفسنجانی اتهام می زنند و  برخی رسانه ها نیز بدون توجه به توصیه های رهبر معظم انقلاب آنها را بدون هیچ ابایی منتشر می کنند.

عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام گفت : در حقیقت اکنون دوجریان غالب در کشور وجود دارد که یکی از آنها به گفته دبیرکل حزب موتلفه بدنبال حذف هاشمی است و دیگری درپی ایفای نقش ایشان بعنوان واسطه برای ایجاد وحدت وانسجام در نظام است.

منبع : خبر آن لاین

دسته ها : گفتگو - سیاسی
يکشنبه بیستم 10 1388
خودمان را از مردم پنهان نکنیم
گفتگو با سعید پیردوست
جام جم: سعید پیردوست، بازیگری را از 40 سال پیش شروع کرده است. او کوله‌باری از خاطرات مختلف را با خود به همراه دارد، البته پیردوست از زمانی بیشتر شناخته شد که در مجموعه‌های طنز مهران مدیری ظاهر شد.

از کارهای این بازیگر پیشکسوت می‌توان به فیلم‌های مزاحم، چهره، دندان مار و ... اشاره کرد. آشنایی او با سیروس الوند به سال‌ها پیش برمی‌گردد. زمانی که در دبیرستان بدر به مدیریت مرحوم الوند درس می‌خوانده است. آن هم کنار افراد دیگری مانند مسعود کیمیایی و فرامرز قریبیان. او اکنون در سریال «خسته‌دلان» ایفاگر نقش بهبودی است. به همین مناسبت با او به گفتگو نشستیم.

از چه زمانی به گروه سازنده سریال خسته‌دلان پیوستید؟

سال 87 این کار کلید خورد و قرار بود کار 5 ماه طول بکشد، اما به خاطر شرایط مکانی و زمانی تصویربرداری خسته‌دلان نزدیک به یک‌سال طول کشید و در این فاصله توانستم تنها در یک تله‌فیلم به نام «شکر و قهوه» به کارگردانی علیرضا امینی بازی کنم.

در فیلم آقای «هفت‌رنگ» هم بازی داشتید. درست است؟

بله. آن کار هم به من پیشنهاد شد و در 2 پلان آن بازی کردم، اما به دلیل حضورم در سریال خسته‌دلان از آن کار هم انصراف دادم، چون آقای الوند اصرار داشتند من در کنار کار حضور داشته باشم، چون متن‌ها را شب می‌نوشتند و ما صبح کار می‌کردیم.

اما فیلمنامه را محمدهادی کریمی نوشته و گویا شما با فیلمنامه کامل سرصحنه رفته‌اید؟

بله، اما بازنویسی نهایی متن‌ها را خود الوند انجام می‌داد. برای همین ممکن بود موقعیت داستان، تعداد پرسوناژها و کلا شرایط تغییر کند، بنابراین حضور تک‌تک افراد الزامی بود.

شاید حساسیت زیاد به این دلیل بوده که سیروس الوند کارگردان سینماست و وسواس خاصی در کار دارد؟

درست است. خسته‌دلان اولین تجربه الوند در زمینه ساخت یک مجموعه تلویزیونی بود. به همین دلیل خیلی حساس شده بود و سعی می‌کرد برای کار سنگ تمام بگذارد، به طوری که همه ما فکر می‌کردیم مقابل دوربین 35 هستیم و همه چیز هم کاملا سینمایی بود، از دکور گرفته تا نورپردازی.

چند کوپه اصلی داشتید؟ چون بیشتر کوپه‌ها شبیه هم هستند؟

ما 5 کوپه اصلی داشتیم که در منطقه‌ای از سعادت‌آباد و در یک سوله آن را ساخته بودند. این قطار ساخته شده یک راهروی اصلی و یک رستوران داشت. یک کوپه متعلق به بهداری بود و یکی هم برای رئیس قطار. یادم است نورپردازی در آن راهروی تنگ بسیار کار مشکلی بود، آن هم با توجه به تعداد پرسوناژها. برای همین گاهی وقت‌ها ما فقط روزی دو سه دقیقه تصویربرداری می‌کردیم، اما می‌دانستیم که یک کار خوب ارائه خواهیم کرد و برای همین خستگی از تنمان در می‌رفت.

آشنایی دیرینه شما با کارگردان خسته‌دلان چقدر در حضورتان در این سریال موثر بود؟

من سال‌هاست با خانواده الوند آشنا هستم. پدر آقای الوند مدیر دبیرستان بدر بودند و من آنجا تحصیل کردم و خود الوند را هم از زمانی می‌شناسم که فیلمنامه‌نویس و روزنامه‌نگار بود؛ اما سیروس الوند آنقدر که به نقش‌های فیلمنامه‌اش فکر می‌کند،‌ به رفاقت‌هایش فکر نمی‌کند و هیچ‌گاه از سر دوستی نقشی را به کسی واگذار نکرده و وقتی می‌خواهد کاری را بسازد، چشمش را روی تمام رفاقت‌هایش می‌بندد؛ بنابراین من به خاطر آشنایی‌ام با او در این کار بازی نکردم، بلکه این نقش مثل همه نقش‌های دیگر به من پیشنهاد شد و سپس آن را پذیرفتم.

خودتان نقش بهبودی را چقدر دوست داشتید؟

خیلی زیاد. به نظرم بهبودی شخصیت بامزه‌ای داشت. به قول الوند، بهبودی چاشنی شیرین این سریال است.

بهبودی جزو نقش‌‌های اصلی و حساس نیست، اما خیلی خوب دیده شده است؟

بله. البته ابتدا نظر کارگردان این بود که چون او زیاد حضور ندارد بهتر است با من جلسه‌ای قرار‌داد ببندند، اما آقای الوند اصرار داشتند من در طول کار باشم، چون معتقد بودند نقش من در طول کار زیادتر خواهد شد. به هر حال من هم سعی کردم این نقش را شبیه شخصیت طنزهای 90 شبی اجرا نکنم و اگر شیرینی‌ای در آن کاراکتر وجود دارد، ناخودآگاه است که بیشتر از طریق حرف‌ها و نگاه‌هایش شکل می‌گیرد. به نوعی می‌شود گفت من در این نقش غرق شده‌‌ام، به طوری که وقتی مقابل در قطار می‌‌ایستادم مردم عادی از من می‌پرسیدند که کدام کوپه را باید سوار شوند.

سیروس الوند آنقدر که به نقش‌های فیلمنامه‌اش فکر می‌کند،‌ به رفاقت‌هایش فکر نمی‌کند و هیچ‌گاه از سر دوستی نقشی را به‌کسی واگذار نمی‌کند

حفظ راکورد حسی، آن هم در طول یک سال برایتان سخت نبود؟

خیر، چون وقتی یک بازیگر سه چهار ماه مداوم یک نقش را بازی می‌کند دیگر آن نقش ملکه ذهنش می‌شود و شاید اگر یک سال بعد هم دوباره در آن شرایط قرار بگیرد باز بتواند آن نقش را ایفا کند؛ البته ارتباط برقرار کردن با نقش هم بسیار مهم است.

فکر نمی‌‌کنید اگر داستان خسته‌دلان به صورت دنباله‌دار روایت می‌شد در جذب مخاطب موفق‌تر بود؟

خیر، چون اساسا قصه این کار جا برای دنباله‌دار شدن نداشت و اگر غیر از این بود. قطعا برای مخاطب خسته‌کننده می‌شد، ولی حالا وقتی یک اپیزود تمام می‌شود مخاطب یک نفس راحت می‌کشد و دیگر ذهنش درگیر نمی‌شود.

جاهایی جدیت بهبودی بیشتر از رئیس قطار است چرا؟

چون بهبودی حکم ناظم قطار را دارد و اوست که باید بر همه چیز نظارت داشته باشد، اما رئیس تنها باید روی قوانین کنترل داشته باشد. به هر حال بهبودی سعی می‌کند خودش همه چیز را رفع و رجوع کند پیش از این که رئیس قطار بخواهد دخالت کند.

خودتان کدام قسمت خسته‌دلان را بیشتر پسندیدید؟

قسمت استاد را خیلی دوست داشتم. آقای نصیریان در این قسمت فوق‌العاده بازی کردند.

آیا در سریال خسته دلان از بداهه هم استفاده کردید یا به دیالوگ‌های متن وفادار بودید؟

اصلا فی‌البداهه چیزی را نمی‌گفتیم و همه چیز باید طبق فیلمنامه پیش می‌رفت و حتی یک واو را هم نباید جا می‌انداختیم. کارگردان تاکید داشت درست و منطبق با فیلمنامه کار کنیم.

آیا شما می‌دانید چرا نام خسته دلان را برای سریال انتخاب کرده‌اند؟

به نظر من اسم خوبی برای این سریال انتخاب شده است، چون در این کار ما با آدم‌هایی روبه‌رو هستیم که هر‌کدام گرفتاری بخصوصی دارند و به دنبال راه حل هستند برای رهایی از مشکلات.

در سریال «قهوه تلخ» به کارگردانی مهران مدیری هم بازی دارید. از نقشتان در این سریال برایمان بگویید؟

قهوه تلخ یک طنز هر شبی است. من در این کار نقش یک قهوه‌چی را دارم به نام پهلوان مشیر. در قدیم رسم بر این بوده که وقتی پهلوانی بازنشسته می‌شده، قهوه‌خانه‌ای درست می‌کرده که محفل مردم باشد. به هر حال می‌توانم بگویم این کار یکی از استثنایی‌ترین کارهای مهران مدیری خواهد بود.

آقای پیردوست چرا بجز مهران مدیری با دیگر کارگردان‌های طنزساز همکاری نمی‌کنید؟

چون به مدیری و گروهش اعتقاد دارم و ترجیح می‌دهم تنها با این گروه همکاری کنم. هر چقدر هم که نقشم کوتاه یا بلند‌باشد.

خودتان چقدر روحیه طنز دارید؟

در خانواده و میان دوستان همیشه به عنوان آدمی خنده‌رو معروف بوده‌ام و اگر روزگار سرستیز با من نداشته باشد، آدمی هستم که دیگران از مصاحبتم لذت خواهند برد.

ماندگاری چقدر جزو دغدغه‌هایتان است؟

من زیاد راجع به این مسائل فکر نمی‌کنم. همیشه سعی کرده‌ام ارتباط مستقیم و خوبی با مردم داشته باشم. یک بازیگر نباید خودش را از مردم پنهان کند، چون آنها مشوق ما هستند. در هر حال سعی می‌کنم با اعمال و رفتارم ماندگاری‌ام را تثبیت کنم.

کار با کدام کارگردان برایتان لذت بخش‌تر است.

هر کدام برای خودشان ویژگی خاصی داشته‌اند. مثلا مهران مدیری و سیروس الوند 2 کارگردان خوب هستند. ولی تم کاری‌شان با یکدیگر متفاوت است و نمی‌توان گفت کدام خوب است و کدام خوب نیست.

ارزیابی‌تان از روزهای آینده و حرفه بازیگریتان چیست؟

چون مرغ بر این کنگره تا چند توان خواند

یک روز نگه کن که بر این کنگره خشتیم
منبع : فردا
دسته ها : گفتگو - هنری - فرهنگی
چهارشنبه شانزدهم 10 1388
آنها که مرگ را باور کرده‌اند
پشت صحنه ایستگاه آخرت و آیینه عبرت
برای غسالان فرق نمی‌کند فقیر هستی یا غنی، پیر هستی یا جوان. همه را روی یک سنگ می‌گذارند. آب را بر روی تن مرده باز می‌کنند تا آخرین وداعش باشد. مهیای سفرش می‌کنند، اینجا اجساد بی روحند و زندگی یعنی تنی سرد بر سنگ شیب دار غسالخانه.

با صدای «بسم الله الرحمن الرحیم» کاور باز می‌شود و صدای صلوات و ذکر مبارک یا زهرا (س)، یا ابوالفضل از سویی و ضجه و شیون از سوی دیگر مهمان گوشهایم می‌شود. دیدگانم بر روی سنگ سرد و سخت قفل شده تا باور کنم اینجا ایستگاه آخر است و آیینه عبرت. غسالخانه بهشت زهرا... بوی تند کافور ریه ام را پر می‌کند و اشکم بی اختیار سرازیر می‌شود. چشمانم به روی دستهایی که آرام بر روی بدن مرده حرکت می‌کنند خیره مانده و آرامش آنها حیرتم را افزوده! آنقدر آرامند که انگاری عزیزی را به حمام برده‌اند. لبخند نمی‌زنند و چهره‌هایشان عزادار است.

روپوش سبز رنگ، دستکش‌ها و چکمه‌های مشکی به تن دارند و صورتهایشان با ماسک سفیدی پوشیده شده، اینجا نه از شامپوهای خارجی با مارک‌های مختلف خبری هست، نه از عطرهای گرانقیمت. برای آنها فرق نمی‌کند فقیر هستی یا غنی، پیر هستی یا جوان. همه را روی یک سنگ می‌گذارند و تبعیضی هم برای کسی قائل نمی‌شوند. آب را بر روی تن مرده باز می‌کنند تا آخرین وداعش باشد. مهیای سفرش می‌کنند، قطره‌های آب به چشمانشان می‌پاشد اما خم به ابرو نمی‌آورند. اینجا اجساد بی‌روحند و زندگی یعنی تنی سرد بر سنگ شیب دار غسالخانه.

به کنارش می‌روم و از بالای ماسک چهره با صفای روستایی‌اش را می‌بینم، نگاهم نمی‌کند و به سمت باز کردن کاور می‌رود: «می ترسی!؟» سوالش را با لرزشی در صدایم پاسخ می‌دهم: نه! اما لرزش دستها دروغم را برملا ساخت. پنجاه و چند ساله به نظر می‌رسد، آرامشی که در صورتش نهفته است، آرامم می‌کند و صدایش «سکوت مرگبار» فضا را می‌شکند، اینجا حس مسلم سردی و سکوت است.

سوالاتم را فراموش کردم، در حال جدا کردن اشیای قیمتی از متوفی است، می‌گوید: «شما هم آمدی بپرسی ما قسی القلب هستیم؟ یا این که غذا می‌خوریم؟ والا خانم خبرنگار ما هم آدمیم.»

 
سردی کش آمده بر روی لبم را جمع می‌کنم، ادامه می‌دهد: «خیلی‌ها آمدند و این سوالات را پرسیدند و رفتند. بعد هم نوشتند و در مسابقات برنده شدند. سراغی هم از ما نگرفتند اما اشکالی نداره شما هم بپرس.»

از معصومه می‌خواهم بدون سوال برایم حرف بزند، شاید این بهترین تصمیم بود تا دلش را نشکنم. باز با صدای آرام در حالی که شلنگ شستشو را به دست داشت گفت: «این طوری بهتر شد! کلی حرف دارم بهت بگم. می‌دونی دخترم، مرگ خیلی قشنگه دخترم. هر روز صبح از نزدیک لمسش می‌کنم و این باعث می‌شه که دیگه فکر دروغ گفتن و خود بزرگ بینی رو فراموش کنم. دیگه دلم نمی‌خواد پای حرفهای خاله زنکی دیگران بشینم. محیط اینجا آدمو بی قید دنیا می‌کنه. به نظرم دنیا ارزش نداره و آدم حالت مسافر را داره. اصلا می‌خوام اصل مطلبو بگم؛ به دنیا وابسته نیستم و هر لحظه مرگ را حس می‌کنم.»

نیم نگاهی به چهره متعجب و ترسانم می‌اندازد و ادامه می‌دهد: «اصلا فیلم نیستا اینایی که می‌گم راسته. این کار تو روحیه ما اثر داره. همه فکر می‌کنن ما شاد و و سرحال نیستیم! اما اینجوری نیست. خب درست هم نیست تو کار بخندیم، ما هم عین خانواده این مرده‌ها عزاداریم. کار من اینجا شناسایی جنازه، شستشوی جنازه به همراه کمک غسال، انجام غسل و احکام شرعی به بهترین نحو است. به من ربطی ندارد طرف پولدار است یا نه. ما کار خودمون رو می‌کنیم.»

وقتی رفت و آمد اهالی غسالخانه را با تعجب نگاه می‌کنم، معصومه وظیفه هرکس را برایم می‌گوید: «اینجا هرکسی وظیفه‌ای دارد، وظیفه غسال، آوردن چرخ جنازه و برگرداندن چرخ خالی، برهنه کردن جنازه به کمک غسال، بیرون بردن زباله ها، شستشو و غسل جنازه به همراه غسال و نظافت وان، شستشوی لیف و لگن و سطل زباله پس از هر شستشو. وظیفه آب ریز تمیز نگه داشتن آب حوض، آماده کردن آب غسل و ریختن آن بر روی جنازه، خلعت کردن جنازه همراه با خلعت بر، آوردن چرخ برای جنازه خلعت شده. بردن چرخ جنازه، هنوط کردن جنازه، بریدن خلعت و آماده کردن بندها است.»

مرده را در حوض می‌اندازند و صدای شیون بلند می‌شود، مادر عزیزم، گل قشنگم! نگاهم را به زور از مرده بر می‌دارم و به روبرو نگاه می‌کنم. فاصله دنیای این طرف و آن طرف تنها یک شیشه ضخیم است.

شیشه‌ای که پشت آن چشمهایی نظاره گرند و من تنها لباسهای سیاه و صورت‌هایی که اشک در چهره‌هایشان می‌رقصد را می‌بینم. می‌دانم از آن ور شیشه چه می‌بینند. مراسم آماده شدن عزیزترینشان برای آن دنیا. حمام آخر. دنیای آن طرف رنگ سیاه و ضجه و شیون و گریه است و دنیای این طرف سبز و زیبا. آن طرف از دست داده‌اند و این طرف به دست می‌آورند.

صدای آرام معصومه من را به دنیای اینور کشاند، «من کارم رو می‌کنم، اصلا حرف دیگرانم برام مهم نیست. قبلاً به حرفاشون حساس بودم، اما الان اصلا. من مرگ رو باور کردم و احساس می‌کنم مرگ یک زندگی جدیدتر است. می‌دونی همسن تو بودم که اومدم اینجا خیلی جوون بودم.»

از علت آمدنش برایم می‌گوید: «مشکل مالی و مریضی شوهرم پامو به غسالخونه باز کرد. اومدم که خرج بچه‌هامو در بیارم. مستاجر بودم و خرج کرایه خانه آزارم می‌داد. الان 16 ساله که کارم شستن مرده‌هاست.»

 
دست معصومه برای شامپو زدن بر روی سر مرده حرکت می‌کند، به زیبایی موهایش را می‌شوید و می‌گوید: «برخورد همه آدمها مثل هم نیست. بعضی‌ها هرچند نارحتند، اما بد برخورد نمی‌کنند؛ اما برخی دیگر از شستن عزیز متوفی‌شان نارحت می‌شوند. اما دو تا مسئله برایم قطعی شده تو همه این سالها جسد آدمی که خوب زندگی کرده، حس سبکی یک آدم زنده را دارد انگار نفس می‌کشد. شاید آدم درشت اندام و چاقی هم باشد، اما به راحتی جابجا می‌شود، کفن و دفن راحتی هم دارد. اما کسانی هم هستند که خیلی نحیف و لاغرند، اما غسلشان خیلی سخت انجام می‌شود؛ سنگینند. غسل چنین فردی برای ما هم بسیار ناراحت کننده و دردناک است.»
به «روی دست رفتن» هم اعتقاد دارم. کسی که کارنامه عملش خوب باشد روی دست پرواز می‌کند و می‌رود اما کسی که کارنامه عملش خوب نباشد، ساعتها می‌ماند.

شستشو تمام شده، تن مسافر را خشک می‌کنند و بوی کافور باز فضا را پر می‌کند. آن طرف شیشه ناله‌هایی است که سر داده می‌شود. مشکی پوشانی که برای آخرین بار عزیزشان را ملاقات می‌کنند. پنبه‌ها روی چشم و گوش مرده جا خوش می‌کنند. سفیدی آخرین لباس قدری توی چشم می‌زند!

صدای شیون چند برابر شده، معصومه پیشانی خیس از عرقش را با دست پاک می‌کند و می‌گوید: «خدا رحمتش کنه. برو دختر خسته شدی! اما یادت نره بنویس من کارمو خیلی دوست دارم.»

تنم را به زور پیش می‌کشم و از غسالخانه بیرون می‌زنم. روی نیمکت کنار غسالخانه مردان تقریبا ولو می‌شوم تیزی این صحنه همچنان آزارم می‌دهد، اشک‌هایم بی‌اختیار سرازیر است و به تنهایی اموات فکر می‌کنم. منتظر مرد غسالخانه می‌شوم.

محمود از میان جمعیت عزادار پیدایش می‌شود و با لباسهای خیسش کنارم می‌نشیند، چهره‌اش اخموست. سیگاری آتش می‌زند و رو به آسمان می‌گوید: «کاش زنده‌ها کمی انصاف داشتند.»

- چرا؟ ـ چرا ندارد. بعضی‌ها با ما خوب رفتار می‌کنن اما خیلی‌ها هم فقط فحش می‌دن. سختی کار یکطرف و برخورد بد مردم هم یکطرف. کسی به این فکر نمی‌کند که ما به‌اندازه کافی از کارمان رنج می‌کشیم. همیشه می‌گوییم این مردم داغدار هستند و کارمان را می‌کنیم اما به ما می‌گویند مرده شور، اما مهم نیست ما با خدا معامله می‌کنیم نه با خلق خدا!

از او می‌پرسم: انگار از کارتان راضی نیستید؟ می‌گوید روزهای اول فراری بودم اما حالا راضی، تقریبا روزی ۱۸ یا حداقل ۱۰ متوفی را می‌شویم. مردم شغل ما را بد می‌دانند. حاضر نیستند در خانه ما یک فنجان چای بخورند یا حتی با ما دست بدهند. می‌گویند بوی مرده می‌دهید.

فرزندانم راضی‌اند به رضای خدا. خوب طبیعتا دوست ندارند اما چاره چیست؟ کار سراغ داری؟ کار ما برای فرزندانمان تلخ است؛ عین تلخی شغل من. اما باید ایمان قوی داشت. ببین آدم وقتی اینجا می‌آید باید یک قدرت الهی و یک ایمان قوی داشته باشد و من دارم و می‌توانم مبارزه کنم.

به او گفتم آیا تا حالا شده با مرده‌هایی که غسل می‌دهی ارتباط برقرار کنی، جواب داد: 100 درصد یک روز متوفی را آوردند که خیلی وحشتناک بود، آنقدر که بچه‌ها ترسیدند و حاضر به شستشویش نبودند. نگاهش کردم و گفتم به من بخند و حس کردم داره می‌خنده...! خودم کارهایش را انجام دادم و بعد بچه‌ها برگشتند.

از محمود خواستم به عنوان حرف آخر اگه دردلی داره بگه؟ سری تکون داد و گفت: از دست خبرنگارا ناراحتم. آخه ما استراحت داریم، می‌گوییم و می‌خندیم. قرآن می‌خوانیم. روزنامه می‌خوانیم. اما در سالن غسالخانه محدودتریم و سعی می‌کنیم با غم مردم شریک باشیم، شوخی نکنیم و نخندیم. بعد می‌روند یک جور می‌نویسند که انگار ما قسی القلب هستیم! ما در جامعه دل داریم و اعضای همین مردم هستیم نباید از ما کناره‌گیری کنن. برخوردشون طوری نباشه که باعث ناراحتی و سربه‌زیری ما و خانواده‌هامون باشه.

سکوت می‌کند و نگاهش پشت هاله‌ای از دود سیگار محو می‌شود و می‌گوید: جنازه مومن حرمت داره، نباید روی زمین بمونه باید برم. تو هم زیاد اینجا نمون، مکروهه برات عادت میشه دیگه از «مرگ» هم حساب نمی‌بری!

دیگر طاقت این همه شیون و زاری را ندارم. با متوفی‌هایی که با صلوات روی دستها بلند شده‌اند، از غسالخانه بیرون می‌زنم. تنهایی ناگهان روی قلبم چنبره می‌زند. صدای اموات را که پشت سرجنازه‌شان التماس می‌کنند که «من زنده ام تو رو خدا نبریدم. باور کنید من نمرده‌ام» توی سرم می‌پیچد.

صدای «به عزت شرف لا الله الا الله. محمد رسول الله. علی ولی الله» از هر سو به گوشم می‌رسد. ذکر زنده‌هایی که مرده‌شان را دسته‌جمعی راهی خانه ابدی می‌کنند.

آفتاب در حال غروب است. باید به زندگی برگشت. همان جا که زنده‌ها حتی یک درصد هم به مردنشان فکر نمی‌کنند. باید رفت... غروب نزدیک است.
............................


منبع: خبرگزاری مهر ـ زینب کریمیان
دسته ها : گفتگو
چهارشنبه شانزدهم 10 1388
پیش بینی مطهری از سرنوشت طرح موسوی
هنوز جوهر پیشنهاد علی مطهری نماینده اصولگرای مجلس برای برون رفت از وضعیت موجود و پیدا کردن راهکار خشک نشده بود که پیشنهاد پنج گانه میرحسین موسوی منتشر شد؛ پنج‌گانه‌ای که اگرچه از جنس پیشنهاد هفت‌گانه علی مطهری دور نیست اما با پیشنهاد چهارگانه آیت‌الله هاشمی رفسنجانی که در تنها خطبه نماز جمعه‌ای که پس از انتخابات ریاست جمهوری ایراد و ارائه کرد قرابت بیشتری دارد.

به نوشته «اعتماد»، در این شرایط اگرچه واکاوی پیشنهادات سلف میرحسین موسوی مهم می‌نماید اما آنچه پیش از بررسی این ایده قابل تامل است از سویی زمان و فضای طرح این ایده هاست و از سوی دیگر جایگاه میرحسین موسوی به عنوان اصلی‌ترین کاندیدای معترض به انتخابات. اما شاید آنچه پیش از همه اینها لازم است یافتن پاسخ برای این پرسش است که چرا این بسته‌های پیشنهادی که اتفاقاً ترجیع‌بندهای مشترکی دارند تاکنون به نتیجه نرسیده است؛ سوالی که پاسخ به آن می‌تواند تا حدودی افق پاسخ به پیشنهادهای میرحسین موسوی را روشن کند. از همین رو به سراغ علی مطهری رفتیم؛ نماینده‌ای که چند ماه پیش در پی پیشنهاد صلح حسنی مهدوی کنی از وی خواست خود حکمیت برای آشتی را بر عهده گیرد و چند روز پیش هم بسته پیشنهادی هفت ماده‌ای را منتشر کرد. سوال اصلی از این نماینده اصولگرا علت به نتیجه نرسیدن این پیشنهادها و پیش‌بینی سرنوشت پیشنهاد میرحسین موسوی بود که پاسخ‌های وی در پی می‌آید.

چند روز از طرح پیشنهادات شما برای حل مشکلات فعلی می‌گذرد. برخورد و واکنش بدنه سیاسی قدرت به خصوص رده‌های بالا به پیشنهاد شما چگونه است؟

برخی مقامات از هر دو طرف موافقت کرده‌اند، فقط اراده‌ای لازم است که این طرح را پیش ببرد و فکر می‌کنم اگر بعضی از نخبگان از این طرح حمایت کنند، قابلیت اجرا داشته باشد.

بر فرض اینکه نخبگان هم از این طرح حمایت کنند، برای اجرای آن باید کسانی از بدنه قدرت از این طرح حمایت کنند، به نظرتان این افراد حاضرند روی طرح شما سرمایه گذاری کنند؟ به هر حال پیش از شما هم افرادی مثل آقای مهدوی کنی پیشنهاداتی برای برون رفت از مشکل مطرح کردند و مورد حمایت نخبگان هم قرار گرفت اما مورد حمایت بدنه قدرت قرار نگرفت. مخالفان چه کسانی هستند؟

به نظر می‌رسد گروهی از حامیان دولت تمایلی به پایان دادن به بحران فعلی ندارند و دوست دارند این بحران ادامه داشته باشد. احتمالاً ادامه این بحران منافعی برای آنها دارد چون هر طرحی که مطرح می‌شود سریعاً به آن حمله می‌کنند و تلاش می‌کنند آن را ناکام و عقیم بگذارند.

به عقیده من اگر عده‌ای از نخبگان معتدل مذهبی و سیاسی از این طرح حمایت کنند و هیاتی را مشخص کنند که با دو طرف گفت وگو کنند ان شاء الله این بحران به راحتی حل خواهد شد. قطعاً با بیانیه‌ای که آقای موسوی صادر کردند راه برای حل این بحران هموارتر شده است.

آن گروه مخالف چه نفعی از ادامه مشکلات می‌برد؟

به نظر می‌رسد این افراد در فضای نامتعادل و آشوب و بحران بهتر به اهداف شان می‌رسند.

چه اهدافی؟

اینکه مثلاً برخی از شخصیت‌ها را از انقلاب حذف کنند به خصوص کسانی که مانع رسیدن آنها به اهداف شان هستند. به همین خاطر از فضای آشوب و بحران و عوام فریبی استفاده می‌کنند و کارشان را پیش می‌برند.

جواب سوال قبلی مرا ندادید، بر فرض اینکه عقلا و نخبگان هم از طرح حمایت کنند، این طرح برای اجرا نیاز به حمایت بدنه قدرت، ولایت فقیه، علمای قم و... دارد. مسلماً شما پشتوانه دولت را که انتظار ندارید؟ چه نهادی باید از طرح حمایت کند؟

اگر مراجع قم وارد شوند، بسیار موثر است. در دولت هم کسانی هستند که می‌توان در جهت اجرای طرح از آنها استفاده کرد. یک راه این است که هیاتی تشکیل شود که مورد قبول هر دو طرف باشد. اگر این هیات تشکیل شود تقریباً 50 درصد کار انجام شده است. به عقیده من این کار دور از دسترس نیست.

این هیات را چه کسی یا کسانی تعیین خواهد کرد؟

بزرگانی باید وارد عمل شوند. رئیس مجلس به عنوان نماینده مردم می‌تواند نقش مهمی ایفا کند. از جامعه روحانیت، جامعه مدرسین و مجمع روحانیون هم کسانی هستند که مورد قبول طرفین هستند. فکر نمی‌کنم جمع کردن این هیات کار مشکلی باشد.

پیش بینی شما از سرنوشت طرحی که داده‌اید چیست؟

اگر این آقایان افراطی همچنان به کارهایشان ادامه دهند، با توجه به اینکه قدرت را در دست دارند، بعید نیست که این طرح هم مثل طرح‌های قبل مسکوت بماند؛ چرا که آنها می‌توانند باز هم کارشکنی و تندروی کنند. ولی ما نباید ناامید شویم باید به تلاش‌های خودمان ادامه دهیم. مهم این است که با اطلاعاتی که من دارم رهبر انقلاب هم با تندروی این افراد موافق نیستند. اخباری دارم از اینکه ایشان از بعضی تندروی‌ها ناراحت هستند.

بعضی از مراجع قم و چهره‌های جامعه روحانیت یا مجمع روحانیون عنوان کرده‌اند اگر وارد این ماجرا شوند، متهم به همراهی با اغتشاشگران می‌شوند. در واقع سکوتشان به دلیل این است که بعد از 30 سال خدمت به نظام، متهم به همراهی با اغتشاشگران شوند.

اگر انسان برای خدا کار می‌کند نباید به این چیزها توجه کند. اگر ما احساس تکلیف کنیم و به اینجا برسیم که برای نجات و سربلندی کشور و رفع مشکل باید فداکاری کنیم و حتی از آبروی خودمان مایه بگذاریم حتماً وارد می‌شویم، نباید فقط به موقعیت خودمان فکر کنیم. باید روحیه‌ای مثل روحیه شهید مطهری داشته باشیم. ایشان در این گونه مواقع خودشان را فدا می‌کردند. من این ملاحظه کاری‌ها و احتیاط‌ها را اصلاً قبول ندارم.

فکر می‌کنید اگر شهید مطهری و بهشتی الان بودند چه کار می‌کردند؟

قاطعانه وارد می‌شدند. البته بستگی به قوت شخصیت افراد هم دارد. باید کسانی باشند که دو طرف از آنها تمکین کنند. با این وجود در حال حاضر شخصیت‌های بزرگی که مورد قبول دو طرف باشند داریم ولی به دلیل ملاحظه کاری وارد میدان نمی‌شوند.

اصلاً شما قبول دارید که ما در دهه 60 هم با وضعیتی مشابه وضعیت فعلی مواجه شدیم.

نه، اما تاکنون با چنین پدیده‌ای روبه رو نبوده ایم که یک طرف اساساً نتیجه انتخابات را باطل اعلام کند و خواستار ابطال انتخابات باشد. فقط در انتخابات مجلس سوم (ظاهراً) که یک طرف معترض بود امام هیاتی را برای بررسی و قضاوت تشکیل دادند و در نهایت هم بحران حل شد.

تنها در طول دو روز شاهد هستیم که چهره‌های میانه روی اصولگرا مانند عسگراولادی، احمد توکلی و حتی رسانه‌های میانه روی این جناح نسبت به خطر تندروهایی در درون اصولگرایان هشدار داده و اعلام کرده‌اند این تندروها وضع را بدتر می‌کنند. به نظر شما این هشدارها تصادفی است یا واقعا اصولگرایان به وجود چنین تندروهایی بین خودشان واقف شده‌اند؟

اصولگرایان از تندروی‌های هر دو جناح نگران هستند و معتقدند این مشکل را باید از طریق عقل و تدبیر حل کنیم. مثلاً حمله به حسینیه جماران کار اشتباهی بود. اگر در همان شب عاشورا وزارت اطلاعات و وزارت کشور با این افراد برخورد می‌کردند شاید آن اهانت‌های روز عاشورا هم صورت نمی‌گرفت.

یعنی شما معتقدید حمله به جماران باعث تحریک بخشی از جامعه شده است؟

بله، قطعاً عده‌ای را تحریک کرد. طبیعی است عده‌ای که در آن مکان کتک می‌خورند به فکر انتقام و پاسخ دادن برآیند. در روز عاشورا هم که تجمع آزاد بود و زمینه برای برگزاری چنین تجمعاتی فراهم بود. البته در این میان افرادی که اساساً اسلام و دو طرف ماجرا را قبول ندارند از این شرایط سوء استفاده کردند و علیه اصل انقلاب و اسلام شعار دادند و دست به تخریب زدند.

عده‌ای معتقدند ماجرای پاره کردن عکس امام(ره) و حمله به حسینیه جماران را نباید با هم مقایسه کرد و حمله به حسینیه جماران را مصداق توهین به امام نمی‌دانند. آیا این نظرات را قبول دارید؟ اصلاً به نظر شما جماران حرمت دارد ؟

هر مکانی در ذات خودش حرمتی ندارد. ولی اعتبار تاریخ و انتسابش به یک فرد بزرگ حرمت پیدا می‌کند. مثلاً حرم امام رضا(ع) و امام حسین(ع) هم مثل بقیه جاها و مکان‌ها هستند اما به اعتبار انتساب به این دو بزرگوار حرمت پیدا می‌کنند. بنابراین حمله به حسینیه جماران کمتر از پاره کردن عکس امام نیست.

یعنی شما معتقدید اگر وزارت اطلاعات با حمله کنندگان به جماران برخورد می‌کرد شاید اتفاقات ظهر عاشورا نمی‌افتاد؟

اگر هم می‌افتاد کمرنگتر بود. به هر حال عده‌ای به تبع تحریکات رسانه‌های بیگانه به دنبال ایجاد آشوب و مبارزه با اسلام و انقلاب هستند اما ما نباید بهانه به دست آنها بدهیم. بپذیریم ماجرای جماران آن عده‌ای را نیز که نظام اسلامی را هم قبول دارند عصبانی کرد و آنها در بین جریان‌های مخالف قرار گرفتند و تبدیل به سیاهی لشگر افراد مخالف جمهوری اسلامی شدند.

من معتقدم حساب معترضان قانونی از افراد مخالف اسلام جداست. حرف و خواسته معترضان قانونی با خواسته‌های این افراد متفاوت است. معترضان قانونی به بازداشت‌های گسترده، تعطیلی مطبوعات و نبودن آزادی بیان اعتراض دارند. آنها با اصل نظام مخالف نیستند بلکه به دنبال اجرا شدن اصول بر زمین مانده قانون اساسی هستند ولی طرف مقابل از این نقاط ضعف جنبش سبز استفاده می‌کند و آنها را مخالف اسلام و مقدسات جلوه می‌دهد.

البته حواس مان باشد که یک گروه غربگرای مخالف اسلام وارد این جنبش شده و در صدد به دست گرفتن رهبری آن است. بنابراین رهبران این جنبش باید زودتر حساب خودشان را از این افراد جدا می‌کردند.

پیشنهاد شما به جنبش سبز برای اینکه چنین نقاط ضعفی پیدا نکند، چیست؟

من معتقدم جنبش سبز باید راه، هدف و شعارهایش را کاملاً روشن و مشخص کند تا از سوءاستفاده‌های احتمالی جلوگیری کند. و اگر کسانی شعار انحرافی می‌دهند بلافاصله اعلام موضع کنند و سکوت نکنند تا متهم به مبارزه با اصل انقلاب و مقدسات نشوند.

منبع: اعتماد
دسته ها : گفتگو - سیاسی
دوشنبه جهاردهم 10 1388
X