دسته
وبلاگهاي برگزيده
ارتباطات
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 1430840
تعداد نوشته ها : 2594
تعداد نظرات : 825
Rss
طراح قالب
موسسه تبیان
گاف جدید فدراسیون کاراته لو رفت
این خانواده که متشکل از پدر، مادر و دو فرزند دخترشان بوده‌اند به این بهانه که تنها می‌خواهند همراه فرزندشان باشند و مسابقه‌هایش را از نزدیک ببینند، هزینه‌هایشان را پرداخت کردند و آبانماه همراه تیم کاراته سبک شیتوریو شوکوکای یونیون عازم آلمان، محل برگزاری مسابقات شدند.
شبکه ایران: در حالی که هنوز ماجرای دختران کاراته کایی که بدون حجاب در مسابقات برون‌مرزی بازی کردند، تمام نشده، محافل خبری ، از عدم بازگشت خانواده ای که دو ماه پیش همراه تیم ملی ایران به آلمان سفر کرده بودند خبر می دهند تا یکبار دیگر این رشته ورزشی خبرساز شود.

این خانواده که متشکل از پدر، مادر و دو فرزند دخترشان بوده‌اند به این بهانه که تنها می‌خواهند همراه فرزندشان باشند و مسابقه‌هایش را از نزدیک ببینند، هزینه‌هایشان را پرداخت کردند و آبانماه همراه تیم کاراته سبک شیتوریو شوکوکای یونیون عازم آلمان، محل برگزاری مسابقات شدند.

حال نزدیک به دو ماه از این مسابقات می‌گذرد و هنوز خبری از بازگشت آنها نیست. اگرچه از سوی مسئولان فدراسیون گفته می‌شود آنها هنوز پناهنده نشده‌اند اما مساله اینجاست که تا وقتی این مساله علنی نشده‌ بود آب از آب تکان نخورده بود و کسی هم پیگیر این موضوع نبود.

مدیر روابط عمومی فدراسیون کاراته در این باره می‌گوید: بلافاصله بعد از بازگشت سبک شیتوریو شوکوکای یونیون از این مسئله با خبر شده و پیگیری‌های لازم را انجام داده ایم.

مجید اشجعی تاکید می‌کند: مدارک در دست بررسی است و منتظریم تا استعلام های رسمی را از سفارت آلمان دریافت کنیم تا به اقدامات بعدی بپردازیم.البته حراست سازمان تربیت بدنی کاملاً در جریان ماجرا هست و طبق قانون با این مسئله برخورد می کند.

مدیر امور عمومی فدراسیون کاراته گفت: منتظر دریافت استعلام پناهنده‌شدن از سفارت آلمان هستیم تا مدارک کتبی در اختیار داشته باشیم.
منبع : فردا
دسته ها : خبر - ورزشی
چهارشنبه شانزدهم 10 1388
محرومیت مادام العمر رضازاده بدلیل دوپینگ
درپی اتفاقات غیر منتظره چند سال اخیر در وزنه‌برداری ایران و تکرار محرومیت‌های ملی‌پوشان ایرانی به دلیل دوپینگ، روز سه‌شنبه کمیته‌ی فنی فدراسیون وزنه‌برداری به ریاست افشارزاده تشکیل جلسه داد و در پایان با استناد به عملکرد غیر قابل قبول مربیان؛ اعضای کادرفنی این تیم را مادام‌العمر از مربیگری در وزنه‌برداری محروم کرد.
کادرفنی تیم ملی وزنه‌برداری ایران برای همیشه از مربیگری در این رشته محروم شدند.

به گزارش ایسنا، درپی اتفاقات غیر منتظره چند سال اخیر در وزنه‌برداری ایران و تکرار محرومیت‌های ملی‌پوشان ایرانی به دلیل دوپینگ، روز سه‌شنبه کمیته‌ی فنی فدراسیون وزنه‌برداری به ریاست افشارزاده تشکیل جلسه داد و در پایان با استناد به عملکرد غیر قابل قبول مربیان؛ اعضای کادرفنی این تیم را مادام‌العمر از مربیگری در وزنه‌برداری محروم کرد.

در نشست کمیته‌ی فنی فدراسیون وزنه‌برداری کلیه‌ی اعضای کادرفنی تیم ملی وزنه‌برداری که در مسابقات جهانی کره حضور داشتند، دلایل و توجیهات خود را برای مشکلات اخیر تیم ملی مطرح کردند که درنهایت به دلیل غیر مستند بودن این دلایل، کمیته‌ی فنی رای به محرومیت کلیه‌ی اعضای این کادر داده است.

پرویز جلایر، دبیر فدراسیون وزنه‌برداری ایران نیز این محرومیت را تایید کرد و گفت: این محرومیت طبق قوانین جهانی اعمال شده است.

کادرفنی تیم ملی وزنه‌برداری با مدیریت حسین رضازاده و مربیگری بهمن زارع، هادی پانزوان، هدایت تیم ملی وزنه‌برداری را برعهده داشته است.

جلایر اظهار کرد: در جلسه‌ روز سه‌شنبه کمیته‌ی فنی که با حضور افشارزاده رییس فدراسیون، رضازاده سرمربی، زارع مربی و دیگر اعضای کادرفنی به همراه اعضای این کمیته برگزار شد، کادرفنی دلایل خود را درمورد نتایج و اتفاقات اخیر ارایه کردند که این دلایل و توجیهات قانع کننده نبود. در این جلسه تصمیماتی گرفتیم و مطابق قوانین جهانی کادر فنی تیم ملی محروم خواهد بود.

وی افزود: شنبه یا دوشنبه هفته‌ آینده پس از نشست مجدد کمیته فنی این نظرات و تصمیمات کمیته‌ فنی در بیانیه‌ای به صورت رسمی اعلام خواهد شد.

وی افزود: طبق قوانین فدراسیون جهانی وزنه‌برداری اگر ورزشکاری دو بار دوپینگ کند، به صورت مادام العمر از ورزش محروم می‌شود. این مساله شامل حال کادرفنی نیز می‌شود که صد درصد کادرفنی تیم ملی بزرگسالان ایران را هم شامل می‌شود.

دبیر فدراسیون وزنه‌برداری با تاکید بر اینکه برآورد کمیته‌ی فنی این است که کادرفنی فعلی تیم ملی دیگر در وزنه‌برداری مربیگری نخواهند کرد، یادآور شد: چند سال پیش زمانی که ایوانوف نیز در تیم ایران فعالیت می‌کرد، پس از اعلام شدن دوپینگ تیم ملی به صورت مادام العمر از مربیگری محروم شد. کسانی که آلوده این مسایل می‌شوند، جوانان را هم آلوده می‌کنند. آنها صلاحیت این را ندارند که جوانان را رهبری کرده و به آنها تعلیم و تربیت بیاموزند.
منبع : فردا
دسته ها : خبر - ورزشی
چهارشنبه بیست و پنجم 9 1388
پاداش نفر دوم 7 برابر نفر اول
اتفاقی که فقط در ورزش ایران می‌افتد

پاداش نفر دوم 7 برابر نفر اول

 فردین معصومی آنقدر افتخار کسب کرده که محبوبیتی غیر قابل تصور در استان گیلان داشته باشد اما تکلیف قهرمان جهان چه می‌شود؟

 درحالی که سهم قهرمان کشتی دنیا از پاداش‌های بعد از قهرمانی 20 سکه بوده، نایب قهرمان این مسابقات برای افتخار آفرینی‌اش 150 سکه جایزه گرفته است. این البته اولین باری نیست که چنین اتفاقاتی در پرداخت جوایز به قهرمانان ورزشی رخ می‌دهد. مهدی تقوی جوان 21 ساله تیم‌ملی که برای اولین بار در مسابقات جهانی شرکت می‌کرد ایران را پس از سه سال صاحب گردن آویز طلا کرد تا سایه تلخ تحقیر از سر کشتی (ورزش ملی ایران) برای مدتی برچیده شود. به رسم همه افتخارآفرینی‌های اینچنینی در بازگشت از کشور جشن‌های گلریزان برای تجلیل آغاز شد. جشن‌هایی که البته در سال ناکامی‌های متوالی ورزش، شکوه همیشگی شان را از دست داده‌اند.

قهرمان جوان که همه هزینه‌های زندگی‌اش از همین کشتی تأمین می‌شود و 9 ماه متوالی را برای اعزام به بازی‌های جهانی در اردو بوده است مسئولان ورزش استان مازندران با 20 سکه طلا او را تشویق می‌کنند. این اتفاق درحالی می‌افتد که همزمان فردین معصومی، کاپیتان تیم‌ملی و نایب قهرمان جهان در دانمارک همزمان با تقوی به استانش رفت. سهم این قهرمان با تجربه اما برای مدالی که گرفته بود چند برابر بیش از تشویقی شد که برای تقوی در نظر گرفتند. جوایزی که البته نه به صورت رسمی که از سوی ارگان‌های دولتی و چهره‌های استانی اهدا می‌شوند. فردین برای این نایب قهرمانی 150 سکه از دستگاه‌های ذی‌ربط در ورزش استانش پاداش گرفت درحالی که سهم تقوی فقط 20 سکه بود.

****

 «مگر برای یک قهرمان چه کاری انجام می‌دهیم که او بتواند خود را در اوج حفظ کند؟» این جمله را هادی عامل کارشناس برجسته کشتی می‌گوید و ادامه می‌دهد: «مثلاً جوانی چون تقوی می‌آید و چند سال تلاش می‌کند آن وقت برای تجلیل از او برخوردی سرد می‌شود. این برای کشتی‌گیری که دارد ورزش حرفه‌ای انجام می‌دهد سخت است. البته مشکل امروز و دیروز نیست و فقط در این ورزش اگر خود ورزشکار زرنگ نباشد و تا قهرمان می‌شود با تلاش خودش حقش را نگیرد به چیزی نمی‌رسد.» این نکته‌ای است که بسیاری از قهرمانان کشتی بر آن تأکید دارند. چون پرداخت پاداش‌ها حسابی منطقی ندارد.

بعد از هر قهرمانی عده‌ای از نهادهای دولتی به‌خصوص در شهرستان‌ها در پی استفاده از این برند تبلیغاتی هستند. عباس جدیدی قهرمان سابق کشتی جهان در این باره می‌گوید: «همه فقط به فکر استفاده از نام قهرمان‌ها هستند. بیشتر می‌آیند که وعده بدهند و نامشان را سر زبان‌ها بیندازند و دیگرخبری از آنها نمی‌شود.»

البته این بار انگار دیگر کسی به تقوی وعده هم نداده است؛ «قدیمی‌تر‌ها می‌گفتند وعده می‌دهند اما به ما که رسیدحتی از وعده هم خبری نیست. البته من دنبال مسائل مالی نیستم. حالا که شما پرسیدید این حرف را زدم. بدون شک همه بچه‌ها هرچه هم که بگیرند، حق‌شان را گرفته‌اند.»

****

(عباس ح) بی‌شک ستاره کشتی جهان در سال‌های میانی دهه 1990 دنیا بود. پسر ریزنقش شمالی با توانایی و تکنیکش این حس را که او یک تنه می‌تواند تا سال‌ها با این تکنیک جادویی برای ایران مدال آور باشد در دل‌ها زنده کرده بود. عباس پس از قهرمانی در بازی‌های سال 1997 جهان در مراسمی باشکوه رسماً ازدواج کرد. او که تازه از بازی‌های جهانی برگشته بود وعده‌های بسیاری را از مسئولان استانی و کشوری برای حمایت گرفته بود.

عروسی میلیونی قهرمان و همه قرض‌هایی که برای ساختن زندگی که بر اساس رویای ساخته شده از وعده‌های گرفته شده از مسئولان عالیرتبه استان رخ داد، قهرمان را با تعداد زیادی چک برگشتی متواری، در بند اعتیاد و روانه زندان کرد تا ورزش ایران در سوگ سوختن ستاره‌ای استثنایی بنشیند. این اتفاق بارها و بارها درباره بسیاری دیگر از ستاره‌های اسمی ورزش ایران رخ داده است. هادی ساعی قهرمان شاخص تکواندوی ایران خود یکی از قهرمانانی است که بارها قربانی این عدم مکانیسم تشویق قرار گرفته است. مدال المپیک او از بازی‌های آتن حتی نیمی از جوایزی را که عاید دیگر طلایی ایران در رشته‌ای دیگر کرد برایش به همراه نیاورد. او در این باره می‌گوید: «این کمک‌ها هیچ سیستمی ندارد و بر همین اساس است که مشکلاتی ایجاد می‌شود.»

****

 «این جایزه که جوایز اهدایی از سوی مسئولان ورزش کشور نیست. ما هنوز مراسمی برای تجلیل از این ورزشکاران برگزار نکردیم. مهدی کشتی گیر جوانی است. او اگر کمی صبر کند، فدراسیون هم برایش جوایزی درنظر می‌گیرد.» این را محمدرضا یزدانی‌خرم درباره اتفاقی که رخ داده می‌گوید. او معتقد است برای جوایزی که از سوی نهادهای غیررسمی به افراد تعلق می‌گیرد، نمی‌توان حرفی زد. سازمان ورزش به تازگی قانونی را به تصویب رسانده که هر مدال جهانی پاداشی 150 سکه‌ای را برای قهرمانان به همراه بیاورد اما این پاداش هنوز به قهرمانان ماه‌های اخیر تعلق نگرفته.

علیرضا دبیر قهرمان پیشین جهان در این باره می‌گوید: «دوره ما هم همین مشکل بود. معمولاً کسانی سهمی بیشتر می‌گیرند که خودشان بیشتر بروند و پیگیر باشند. وقتی هم که ورزشکار دنبال کسب درآمد می‌رود و وارد بیزنس می‌شود از قهرمانی‌اش دور می‌شود. اگر همدوره‌ای‌های ما را بررسی کنید می‌بینید چه می‌گویم.» او معتقد است آنچه سازمان ورزش به قهرمانانش می‌دهد حتی این قدر نیست که بتواند یک زندگی معمولی را برای آنها سازد.

دبیر البته خود به ازای گرفتن پاداش قهرمانی از مسئولان ورزش کشور ادامه تحصیل را خواست و حالا ترم آخر دکترایش در رشته اقتصاد را سپری می‌کند و تبدیل به سیاستمداری با نفوذ شده است. او اما می‌گوید: «چند قهرمان جهان را می‌خواهی برایت اسم بیاورم که چون هیچ آتیه‌ای از روزهایی که به پای ورزش گذاشتند نصیب‌شان نشد حالا زندگی‌های دشواری دارند؟» شاید بهترین مثال برای آنچه دبیر می‌گوید اکبر استاد اسدی باشد. ملی‌‌پوش سابق تیم‌ملی که حالا شرایطی سخت را پشت سر می‌گذارد. او در این‌باره می‌گوید: «تیم‌ملی که به جام جهانی 98 رفت به همه تیم کلی جوایز دادند. هر بازیکن یک واحد مغازه در مجتمع میلاد نور گرفت اما به من و تهامی که شهرستانی بودیم هیچ چیزی ندادند. چون  زبان نداشتیم داد و بیداد کنیم. حتی بودند بعضی‌ها که جای یک مغازه چند مغازه گرفتند.»

و دبیر درباره راهکار حل این مشکل می‌گوید: «همه دنیا برای این کار بیمه آتیه برای قهرمانان و امتیازات ویژه شهروندی برایشان قائل شده‌اند. ما هم تا زمانی که به چنین مکانیسمی نرسیم، مشکلات باقی می‌ماند.»

منبع : خبر ان لاین

دسته ها : مقالات - ورزشی
دوشنبه بیست و هفتم 7 1388
معرفی دایی به عنوان نخستین گلزن جهان  
 

علی دایی به عنوان نخستین گلزن جهان و تیه ری هانری فرانسوی با بیست و شش رتبه پایین تر به عنوان بیست و هفتمین گلزن معرفی شد.

به گزارش ایرنا از پاریس، این خبر که امروز بر اساس آخرین درجه بندی گلزنان معروف جهان اعلام شد، پله چهره معروف فوتبال جهان در جایگاه سوم قرار گرفته است.

این گزارش حاکی است علی دایی با 109 گل در 149 بازی در جایگاه نخست قرار دارد و تیه هانری با 51 گل در 115 بازی، رتبه 27 را به خود اختصاص داده است.

منبع : بازیاب
دسته ها : خبر - ورزشی
شنبه بیست و پنجم 7 1388
خودرو فرمول یک با لباس کهنه

خودرو فرمول یک با لباس کهنه

 خودرویی شبیه خودرو شرکت فراری در مسابقات فرمول یک اخیراً در فروشگاهی در شهر برلین به نمایش گذاشته شده است.

 این خودرو نمایشی با سرمایه‌ای 40 هزار یورویی ساخته شده و از 1999 ایتم از جمله 1682 تیشرت و 88 شلوار جین و 64 جفت کفش ساخته شده است.

یک تیم هشت نفره از علاقه‌مندان مسابقات فرمول یک برای پنج ساعت در فروشگاه اصلی شرکت پوما در برلین این خودرو را بر اساس مدل خودرو کیمی رایکونن راننده فنلاندی تیم فراری ساختند. چرخ‌های این خودرو با بطری‌های پلاستیکی آب ساخته شده و آینه بغل‌ها از جنس کوله پشتی است. از شلوارهای جین مشکی برای تایرها استفاده شده و تیشرتها هم برای بدنه مورد استفاده قرار گرفته است.

در روزهای اخیر علاقمندان زیادی برای تماشای این خودرو به فروشگاه آمده‌اند اما نمی‌توانند روی آن بنشینند ویا اینکه به آن دست بزنند. فیلم روند ساخت این خودرو در سایت یوتیوب نیز تاکنون بیش از 130 هزار بازدید‌کننده داشته است.
پیتر هیل یکی از مهندسین شرکت جی بی‌اچ و سرتیم طراحی خودرو در این زمینه می‌گوید: این کار تفریح بزرگی بود و هر کدام از ما مسئول ساخت بخشی از این خودرو بودیم.

اما مشکل‌ترین بخش تأمین لباس‌های لازم برای ساخت خودرو و انتقال آن به فروشگاه بود و ما ناچار شدیم برای تأمین لباس‌های استوک به چاپ آگهی در روزنامه‌ها اقدام کنیم. اما بازخورد این کار خیلی خوب بوده هر چند که خودرو ما قابلیت جابجایی ندارد.

شرکت پوما تأمین‌‌کننده رسمی لباس‌های تیم فراری در مسابقات فرمول یک است.

منبع : خبر آن لاین

دسته ها : خبر - ورزشی
سه شنبه جهاردهم 7 1388
پشت پرده انتخاب داور دربی

پشت پرده انتخاب داور دربی


دربی شصت و هفتم دو تیم پرسپولیس و استقلال تهران در حالی روز گذشته با قضاوت محسن ترکی برگزار شد که حرف و حدیث هایی در خصوص عملکرد این داور به وجود آمد.

به گزارش ایلنا، پیش از این دیدار، انتخاب محسن ترکی برای این دیدار به عقیده بسیاری از کارشناسان به جهات مختلف پیشنهاد نمی شد، اما کمیته داوران فدراسیون فوتبال در نهایت علیرغم طرح نفراتی همچون مرادی، افشاریان، ممبینی، ترکی و.... مجبور به استفاده از محسن ترکی برای این بازی شد.

انتخاب محسن ترکی برای قضاوت این دیدار تحت شرایط متفاوتی انجام شد، آنجا که کمیته داوران اصرار به حضور مسعود مرادی در این دیدار را دارد اما فدراسیون فوتبال ترجیح می دهد که با توجه به حواشی اطراف مرادی و همچنین واکنش های مسئولان پرسپولیس در خصوص انتخاب وی، ترکی این دیدار را قضاوت کند.

اما محسن ترکی که دو روز پیش در کردستان عراق و شهر اربیل قضاوت کرده بود، به نوعی مجبور به قضاوت این دیدار شد. وی که به دلیل عدم پرواز مستقیم هواپیما از ایران به این شهر مجبور به استفاده از اتومبیل شخصی برای مسافرت به عراق( از سنندج تا اربیل) شده بود، در راه بازگشت و با وجود خستگی مفرط از طریق تلفن همراهش متوجه می شود که قضاوت در دربی را به گردن وی انداخته اند.

ترکی در مرحله اول با این انتخاب مخالفت می کند اما وقتی که متوجه اوضاع در فدراسیون می شود به ناگزیر مجبور به پذیرش این کار می شود.

نکته جالب توجه این انتخاب که تا آخرین لحظات هم به درازا کشید، اصرار کمیته داوران به قضاوت مرادی در دربی بود اما در نهایت فدراسیون فوتبال با اصرار خود محسن ترکی را برای جلوگیری از ایجاد حاشیه های احتمالی به کمیته داوران تحمیل کرد.
در جریان بازی دو تیم استقلال و پرسپولیس خستگی در چهره محسن ترکی به راحتی دیده می شد که ناشی از فشار بازی و همچنین مسافرت سنگین وی بود. با این حال قابل بررسی است که چرا با وجود چندین و چند داور بین المللی در کشور ما می بایست یک داور در این چنین شرایطی قضاوت به این مهمی را انجام دهد.

منبع : خبر آن لاین

دسته ها : خبر - ورزشی
شنبه یازدهم 7 1388

به امبد تساوی تازه‌تر...!

 مطمئن باشید اگر به جای پرسپولیس و استقلال،جومونگ در یکی از نبردهایش به تساوی می رسید،مردم ایران آن را از پیش تعیین شده می دانستند

 احسان پیربرناش در وبلاگش درباره بازی استقلال و پرسپولیس نوشت: 

قدیم‌ترها داربی حساسیت های زیادی داشت.چرا؟ چون امکان داشت گاهی اوقات یک تیم به برتری برسد و هواداران یکی از دو تیم تا مدتی شاد باشند و به تیم شان ببالند.خوشبختانه چند سالی است که این شادی پوچ و برنامه ریزی شده با مدیریت دوستان برچیده شده تا مبادا گروهی ناراحت به خانه بروند.

با اینکه نتایج دربی هیچ گاه از قبل تعیین نمی شود اما این بازی مساوی به پایان می رسد؛حتی اگر خلافش ثابت بشود!چون اگر هم مساوی تمام نشود معلوم است که بازی از دست داور در رفته، وگرنه نتیجه همان مساوی است که همه می دانند!

 خصلت عجییب ایرانی ها!

ما ایرانی ها خصوصیات عجیب و غریب کم نداریم.به طور مثال 100 هزار نفر جمع می شویم که دسته جمعی شاهد رویدادی باشیم که می دانیم مساوی تمام می شود.همین کارها باعث می شود تا مسوولین پیش خودشان بگویند اینها که می دانند بازی مساوی می شود و اینهمه هجوم می آورند،اگر خدای ناکرده،زبان مان لال،روی مان به دیوار ببینند فوتبال غیر از تساوی نتایج دیگری هم دارد با خانواده به ورزشگاه می آیند که این قضیه به هیچ عنوان قابل هضم نیست!

 مساوی که خجالت ندارد!

مساوی می کنند،جنایت که نمی کنند،به ناموس مردم که نگاه چپ نمی اندازند،سیگار که نمی کشند.برای همین هم است که سرشان را بالا می گیرند و از این تساوی های برنامه ریزی نشده و از قبل تعیین نشده و صد در صد طبیعی ابراز رضایت می کنند.

جذابیت فوتبال به همین چیزهاست دیگر؛ یک بار مساوی می شود،دو بار مساوی می شود،سه بار مساوی می شود،اما دفعه چهارم که شما فکر می کنید یکی برنده می شود باز هم مساوی می شود تا هم چنان جذابیت داشته باشد و غیر قابل پیش بینی باقی بماند.

 اگرجومونگ بود....

مطمئن باشید اگر به جای پرسپولیس و استقلال،جومونگ در یکی از نبردهایش به تساوی می رسید،مردم ایران آن را از پیش تعیین شده می دانستند و می گفتند امکان ندارد جومونگ مساوی کند و به نتیجه این نبرد اعتراض می کردند، اما تساوی در دربی آنقدر ملموس و بدون حرف و حدیث پیش می آید که نمی توان آن را نپذیرفت! البته ما انتظار نداریم که دربی به اندازه جومونگ حساسیت داشته باشد،چون در فوتبال قاعدتا عنصری به نام سوسانو هم وجود ندارد و صد البته امکان هیچ ازدواجی هم وجود ندارد!

 ...و یک تساوی دیگر!

اگر تا حدی که برای تساوی در دربی تلاش نمی شود،برای تساوی حقوق زن و مرد تلاش می شد لااقل معترضین زن در مملکت مان به حداقل می رسیدند.اگر فکر می کنید با این قبیل نوشته ها تغییری در نتیجه بازی رخ می دهد بهتر است امیدتان را صرف کارهای واجب تری بکنید چون این فوتبال حالا دیگر به خواست دیگران هم کاری ندارد و یاد گرفته که نباید به خاطر شاد کردن عده ای،عده دیگری را ناراحت کرد.

حالا بهتر است با همان هیجان همیشگی به تماشای این دربی بنشینیم!

منبع : خبر آن لاین

دسته ها : طنز - ورزشی
جمعه دهم 7 1388
کدام گزارشگر آبی و کدام قرمز است؟
در آستانه دربی 67 گزارش جالبی را در خصوص این گزارشگران تهیه کردیم و به شما توصیه می کنیم حکایت میکروفون های رنگی را با احتیاط بخوانید !
جهان: بی تردید همه علاقه مندان به فوتبال دوست دارند بدانند گزارشگران فوتبال استقلالی هستند یا پرسپولیسی. در واقع شاید در نحوه گزارش آن ها مشخص نباشد به چه رنگی علاقه دارند، ولی قعطا این گزارشگران قبل از اینکه وارد این شغل شوند به یکی از تیم های سرخابی تعلق خاطر داشته اند.

بر همین اساس در آستانه دربی 67 گزارش جالبی را در خصوص این گزارشگران تهیه کردیم و به شما توصیه می کنیم حکایت میکروفون های رنگی را با احتیاط بخوانید !

بهرام شفیع پرسپولیسی متعصب!
بهرام شفیع یکی از گزارشگران قدیمی فوتبال ایران است که همچنان تهیه کننده و مجری برنامه ورزش و مردم است. شفیع در اواخر دهه شصت و در مقطعی عضو هیئت مدیره باشگاه پرسپولیس بود. بنابراین او از زمانی که به فوتبال علاقه پیدا کرده، یک پرسپولیسی بوده و هنوز هم طرفدار سرخپوشان است.

شفیع سابقه گزارش در دربی را دارد و شاید مهمترین گزارش او در سال 74 بود که در آن بازی استقلال با نتیجه 3 بر صفر پرسپولیس را شکست داد تا پرسپولیسی ها به شوخی عنوان کنند هر زمان او گزارشگر داربی باشد، ما بازی را واگذار می می کنیم !

به هر حال بهرام خان شفیع چیزی برای پنهان کردن ندارد و او را می توان کاپیتان سرخپوش گزارشگران خواند. البته او سالهاست که کار گزارشگری را کنار گذاشته و فقط مجری گری والبته فدراسیون داری میکند!

جهانگیر کوثری : کاپیتان استقلالی ها
جهانگیر کوثری پیش از آنکه مفسر و گزارشگر شود یک فوتبالیست مطرح بود و در مقطعی نیز عضو تیم استقلال. کوثری یک استقلالی تمام عیار است و در آن هیچ شکی نیست. این گزارشگر هم سابقه گزارش داربی را در پرونده خود دارد و بی شک هیچگاه دوست ندارد تیم سابقش بازنده این بازی تاریخی باشد. می گویند جهانگیر خان همواره در تصمیمات مدیریتی باشگاه استقلال موثر بوده و دستکم از او به عنوان یک مشاور ویژه نام می برند. به هر حال جهانگیر کوثری، کاپیتان آبی پوش گزارشگران است!

عادل فردوسی پور; پرسپولیسی دو آتشه!
عادل در نوجوانی یک پرسپولیسی دوآتشه بود و همین حالا هم خیلی دوست دارد پرسپولیس در دربی استقلال را مغلوب کند! او البته وقتی وارد کار روزنامه نگاری شد کمی منطقی تر به قضایا نگاه کرد. عادل چون میخواهد به همه نشان دهد که پرسپولیسی نیست ادای استقلالی ها را در می آورد وبعضا طوری وانمود میکند که انگار از اول استقلالی بوده! در حالیکه چنین چیزی نیست و بهترین مجری ورزشی تلویزیون یک پرسپولیسی دو آتشه است.

مزدک میرزایی; استقلالی و البته یوونتوسی
مزدک درست برعکس عادل, استقلالی است و درست برعکس او میخواهد ثابت کند که استقلالی نیست و ادای پرسپولیسی ها رو در می آورد. میرزایی استقلال رو خیلی دوست دارد و گاهی اوقات استقلالی بودنش بدجوری توی ذوق میزند. او یکی از بهترین و با اخلاق ترین گزارشگران و مجریان شبکه3 است و دوستی بسیار نزدیکی با عادل دارد. کرکری های عادل و مزدک قبل از دربی ها جالب توجه خواهد بود! مزدک البته علاقه خاصی به تیم ملی ایتالیا و باشگاه یوونتوس دارد.

پیمان یوسفی; پرسپولیسی است
یوسفی هم مثل عادل پرسپولیسی است. او در این چندساله کمی بر اطلاعات فوتبالی خود افزوده وسعی دارد یک گزارشگر بی طرف باشد اما خوب هنوز با عادل و مزدک فاصله دارد. یوسفی هم طبعا دوست دارد پرسپولیس ,استقلال را شکست دهد.

جواد خیابانی; استقلالی قدیمی
خیابانی چندی قبل در مصاحبه ای گفت: من یک زمانی در استادیوم تخمه می فروختم! او در جوانی از طرفداران پروپا قرص استقلال بوده و با پرچم و هدبند آبی به استادیوم ها می رفته است اما اگر از خودش بپرسید شدیدا منکر این موضوع میشود. دوستان آقا جواد میگویند او علاقه زیادی به رضا نعلچگر و ناصر حجازی داشت. اما در گزارش دربی ها خودش را لو نداد!

علیفر; او هم استقلالی است
علیفر هم از طرفداران استقلالی بوده اما در گزارشهای خود بی طرفی را رعایت میکند. این روزها علیفر خیلی کم کار گزارشگری را انجام می دهد. او علاقه ویژه ای به محوطه 5/5 متر دارد!

رضا جاودانی; ابومسلمی و استقلالی
رضا جاودانی اهل مشهد و از طرفداران ابومسلم است اما از میان قرمز و آبی دومی را ترجیح میدهد و استقلالی است. جاوانی مجری برنامه های مربوط به کشتی و قوی ترین مردان ایران هم هست اما به فوتبال نیز علاقه خاصی دارد.
منبع : تابناک
دسته ها : خبر - ورزشی
پنج شنبه نهم 7 1388
شش میلیارد کوته‏فکر در نگاه رئیس‏جمهور
مهدی خرم‏دل
معارفه رئیس جدید دستگاه ورزش کشور و تودیع نفر پیشین با صحبت‏هایی همراه بود که از عمق وجود هر چهره آگاه و دلسوزی را برای منافع ایران در این حوزه تاثیرگذار در سطوح ملی و فراملی می‏سوزاند.

رئیس دولت دهم که علی‏الظاهر فراموش کرده بود جایزه‏ای بالغ بر صد میلیون‏تومان برای قهرمانان ایرانی المپیک 2008 پکن در نظر گرفته بود، عنوان کرد: "عده ای گفتند که در المپیک نتیجه نگرفته‏ایم اما به نظر بنده ما در المپیک نتیجه خوبی را گرفتیم چرا که بیشترین سهمیه را برای حضور در المپیک کسب کردیم که این خود یک نوع پیروزی بود. بالاخره همه کشورها در المپیک برای پیروزی حاضر می شوند... گرفتن مدال در المپیک ظاهر قضیه است و این مربوط به آدم های کوته فکر است که فکر می کنند حتما باید مدال هم کسب شود البته مدال های کسب شده از سوی ورزشکاران کشورمان در دوره آقای علی آبادی از 950 به 1530 مدال رسیده است."

این گفته‏ها به قدری بار معنایی سنگینی داشت که چنین تصوری را به وجود آورد شاید رئیس‏جمهور از مشاور ورزشی بی‏بهره بوده که چنین تعابیری را برای سکوهای المپیک و عملکرد چهار سال گذشته ورزش به کار برده است اما از این حیث که شاید مشاوره‏های ناصحیح باعث شده، رئیس‏جمهور به این نتیجه رسیده است که در المپیک ایران خوش درخشید یا موفق ظاهر شد، نگارنده آقای احمدی‏نژاد را به توجه به چند نکته جلب می‏کند.

ابتدایی‏ترین و ساده‏ترین بحث آنکه به گواه بخش اعظمی از دلسوزان، کارشناسان و جمع کثیری از آنهایی که نزد جامعه ورزش دارای بار فنی و سوابق مشخص مدیریتی هستند، ورزش در چهار سال اخیر حال و روز خوشی را نه در فوتبال که در اکثریت ورزش‏های مدال‏آوری سپری نکرد و این واقعیت پس از بازیهای آسیایی دوحه، آهسته آهسته نمود عینی پیدا کرد و با ابراز نگرانی مداوم خاک‏خورده‏های ورزش همراه شد، لکن دریغ که ورزش برای عده‏ای فضایی برای گرفتن تصاویر یادگاری بود و گفته‏ها تا زمین خوردن ورزش ایران در صحنه المپیک و سپس جام‏جهانی استماع نشد و پس از آن نیز این گفته‏ها به واسطه آنکه با منافع همخوانی نداشت، نادیده انگاشته شد.

جایگاه کارشناسی در ماه‏های پیاپی که می‏آمد و می‏رفت نزد مدیران ورزش همین بود و شخصاً چه توصیه‏هایی در بدو ورود این مدیران انجام دادم که دریغ از عمل به کوچک‏ترین آنها و افسوس که سر بسیاری از این مدیران به واسطه عدم توجه به توصیه‏های مشفقانه و روحیات انضمام یافته به لجبازی به سنگ خورد لکن ضررش بیش از کرسی‏ای که از چنگ ایشان درآمده بود، به اهالی ورزش خورد که با هر شکست در عزای فاصله‏گرفتن مردم را از فضای ورزش خون گریه می‏کردند.

آقای احمدی‏نژاد؛ فاصله گرفتن مردم از ورزش و میادین ورزشی که به منزله فاصله گرفتن ایشان از سلامت و نشاط است، ساده‏ترین محصول عدم مدال‏آوری در میادین بزرگ جهانی و المپیک مورد ارزیابی قرار می‏گیرد، کما اینکه به گرفتن یک نشان زرین المپیک در رشته تکواندو، خیل علاقمندان این رشته پربرخورد دوچندان می‏شود و همین مردم که امروز با تربیت بدنی قهری نصفه و نیمه کرده‏اند، را کنار شیاپ‏چانگ می‏نشاند.

به واقع سالیانه چند صد میلیارد تومان در بخش‏‎های مختلف ورزش هزینه می‏شود تا مردمی که بخشی از ایشان از مشکلات معیشتی و حتی فقدان نیازهای اولیه رنج می‏برند، دقایق یا ساعاتی را بی‏دغدغه با نشاط به تماشای ورزش سپری کنند و یا طبقه عیانشان نیز لباس ورزش به تن کنند و در مجموعه‏های دولتی شمال شهر، به ورزش‏هایی بپردازند که امثال نگارنده علی‏رغم سطح درآمد قابل قبول، فرصت مشاهده‏شان را نیز ندارد.

شاید حرف شما هم همین بوده است؛ هنگامی که هنوز در ورزش عدالت برقرار نیست و برای پیاده‏روی در محوطه یک مجموعه ورزشی باید بالغ بر صدهزار تومان پرداخت کرد و زمانی که برخی نوجوانان این مملکت با آه ورزش کردن هم‏سن و سالانشان را نظاره می‏کنند، چگونه باید از مدال‏آوری در المپیک سخن به میان آورد؟

راستی در چهار سال اخیر برای عدالت‏گستری در ورزش چه حرکت گسترده‏ای جز توسعه اماکن ورزشی انجام شد؟ اگر مشکل تبعیض در ورزش توسعه اماکن ورزشی بود، چرا هیچ اتفاقی در کاهش این فاصله‏ها نیافتاده و نه تنها این ارقام کاهش پیدا نکرده، بلکه شاهد افزایش قابل توجه دریافتی از مردم هستیم و این اتفاق آیا جز چنین تعبیری القاء می‏کند که سلامت و نشاط نیز صرفاً متعلق به طبقه مرفه است؟

با این حال چنین اختلاف طبقاتی در ورزش نیز نمی‏توان گفته‏هایتان را توجیه کند، چرا که در هنگامه جنگ تحمیلی نیز المپیک فرصتی نبود که از دست برود و اگرچه نتایج قابل قبول نبود اما قطعاً در صورتی که سنگرها را هر قشری از جمله ورزشی‏ها پر نکرده بودند، از نتایجی که سال اخیر در بازیهای المپیک حاصل آمد، به مدد غیرت ایرانی ورزشکاران موفق‏تر ظاهر می‏شدیم.

غیرت این بار اما به فریادمان نرسید و تک‏ستاره‏ها نیز کم‏فروغ ظاهر شدند تا چند صدمیلیون به نفع ورزش شود و کمتر جایزه به قهرمانان المپیک از سوی حضرتعالی اهداء شود. طرح این پرسش نیز مغفول نماند که اگر ضرورت مدال‏آوری در المپیک مورد توجه نبود و باطن قضیه موضوع دیگری است، انگیزه چهل میلیارد هزینه ظرف چهار سال برای تدارک تیم‏های ورزشی و جایزه صد میلیون تومانی برای هر مرد طلایی ایران در المپیک چه بود؟

به هر حال ایران در این عرصه همچون دوره‏های گذشته شرکت کرده بود و با کاروانی که برخلاف اظهارات‏تان با بیشترین سهمیه راهی این رویداد نشده بود و تنها تیم ملی بسکتبال و چند ورزشکار دیگر بیش از ادوار پیشین همراهی‏اش می‏کردند و اگر مدالی نیز به دست نمی‏آورد، ماموریتش را انجام داده بود. با این تفاسیر باید با اشخاصی که این چند ده میلیارد را با هدف هیچ و پوچ که مدال‏آوری در المپیک است هزینه کرده‏اند، برخوردی قانونی داشته باشید و آنانی که اینچنین بیت‏المال را به باد فنا داده‏اند تا ایران در این عرصه ناکام بماند را به دستگاه قضا بسپارید.

آقای دکتر بیش از این حاشیه رفتن جایز نیست و از این جهت به یک بار راس مطالباتان را مورد اشاره قرار می‏دهم. قهرمانی از پایین‏ترین سطح تا بالاترین سطح یک ارزش است و المپیک نه برای قهرمانان که برای بخش اعظمی از مردم جهان یک فرصت برای یافتن اسطوره‏هایی که با آنها روز را شب کنند؛ از مردم گرسنه و قانع به حداقل‏ آفریقا که دونده‏های چابک‏شان برای کودکان نحیف الگویی می‏مانند تا مردم دموکراسی خواه و متوقع آمریکا که شناگرانشان را در جامعه‏ای که الگو مفهوم متفاوتی با انچه نزد من و شما وجود دارد، به عنوان الگو برمی‏گزینند و کوچک‏ترین بی‏اخلاقی را از سوی اسطوره‏شان برنمی‏تابند.

شاید دکتر حسابی را بسیاری از مردم ایران آنچنان نشناسند اما 17 دی تختی برای کمتر کسی است که در ایران معنا و مفهومی همچون غم از دست رفتن یک پهلوان را نداشته باشد و این از آن جهت نیز که مردم ایران همچون سایر نقاط جهان برای ورزش بیش از علم و فرهنگ ارزش قائل باشند، بلکه از آن منظر توجه اینچنین به وفور مشهود است که همزادپنداری عجیبی میان عموم مردم و قهرمانان ورزش وجود دارد.

تقویت روحیه امید ثمره همین همزادپنداری میان عوام و قهرمانان است و به عبارت ساده‏تر بسیاری از اقشار مردم با مشاهده شکستن مرزهای زمانی و مکانی بر خودباوری‏شان افزوده می‏شود و حال اگر آن قهرمان از جنس ملت ایران باشد، این غرور ملی است که در سطح جامعه پدیدار شده و بسیاری از خلع‏ها و کم‏کاری‏ها را در حوزه‏های فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و حتی سیاسی برای مدت زمانی نزد افکار عمومی کمرنگ می‏سازد.

المپیک بهترین و بزرگ‏ترین میدان برای دستیابی به این هدف است که شش میلیارد و چند صد میلیون نفر از مردم 205 کشور جهان نمایندگانشان را در این عرصه نظاره می‏کنند و مردم ایران نیز چنین کردند اما ناکامی در پی ناکامی حاصلی بود که نصیب‏شان شد و با آه و حسرت به افتخارآفرینی قهرمانان سایر ملل قبطه خورند و شادی سایر ملل را به نظاره نشستند.

ختی تندروترین اهالی افغانستان نیز از مدال‏آوری نماینده‏ای از این کشور خرسند شدند، چرا که می‏توانستند بیان کنند که یک افغانی نیز می‏تواند با حداقل‏ها در رویارویی با قدرت‏هایی که آخرین تکنولوژیهای علمی را در ورزش به کار بسته‏اند، موفقیت کسب کند و فعل توانستن را به عنوان نماینده ملتش صرف نماید اما در ایران چه گفتند جز اینکه مدال‏آوری در المپیک هدف اصلی نیست؟

آقای رئیس‏ جمهور؛ آنچه راقم این سطور از نگاه‏تان استنباط کرد، آن است که لزوم مدال‏آوری و توقعی برای این موفقیت داشتن، یک کوته‏نظری است که اگر این استدلال از لسان حضرتعالی خارج شده باشد، باید متذکر شوم با توجه به آنکه اکثریت ملل با جدیت سکوهای المپیک را از قهرمانانشان طلب می‏کنند، شاید بالغ بر شش میلیارد کوته‏فکر در جهان وجود داشته باشد!

بپذیرید یک مدال المپیک تاثیرگذاری به مراتب عمیق‏تری از هزار و چند صد مدالی که بخشی از آنها نیز در رویدادهای کم‏اعتبار حاصل آمده نزد جامعه جهانی و از آن پراهمیت‏تر مردم ایران دارد. رسانه‏های جهان و حتی رسانه‏های منتقد دولت شاید بتوانند هر دستاوردی را در هر عرصه‏ای زیرسوال ببرند اما با سکوهای المپیک کاری نمی‏توانند انجام دهند.

بر این اساس انتظار می‏رود، فرصت‏های از دست رفته در چهار سال اخیر را با کم‏ارزش خواندن این فرصت‏ها نادیده نگرفت تا اینچنین طرز تلقی نزد افکار عمومی پدیدار نشود که چون دولت نهم در حوزه ورزش علی‏الخصوص در زمینه صعود به جام‏جهانی و مدال‏آوری در المپیک ناموفق بوده، برخلاف منویات مقام معظم رهبری، جایگاه والای قهرمانی در این میدان که هنگامه سنجش وزن عصاره ورزش ملل است، زیر سوال برود.

دبیر سرویس ورزشی
منبع : تابناک
دسته ها : مقالات - ورزشی
شنبه بیست و هشتم 6 1388
وقتی آقای سرمربی همسرش را کتک می زند
اگر این گزارش را بخوانید شاید فکر کنید منظور ما اکبر میثاقیان است. اما اکبر‌آقا گرچه مربی بزن بهادری است اما بسیار خانواده دوست است، ضمن اینکه او مربی لیگ برتری هم نیست
شفاف : یک روزنامه ورزشی مدعی شد همسر یکی از مربیان صاحب نام لیگ برتری به دلیل ضرب و شتم توسط توسط وی در بیمارستان بستری شده است.
روزنامه دنیای فوتبال نوشت :
ضد قهرمان قصه ما یکی از مربیان لیگ برتری است که در یکی از تیم‌های صاحب نام مربیگری می‌کند. اگر بخواهیم وارد جزییات شویم باید بگوییم او مربی یکی از تیم‌های متمول است. این مربی به خاطر برخی مسائل خانوادگی با همسرش اختلاف پیدا کرده که تا اینجا موردی نیست، قصه از آنجا ناراحت کننده می‌شود که همسر این مربی شهیر از شدت جراحات وارده به بیمارستان منتقل شده است و خانواده همسر او به دادسرا نیز شکایت کرده‌اند. این مربی بزن بهادر به خاطر این ماجرا فعلا با اعصابی ناراحت سر تمرینات حاضر می‌شود و نزد برخی نزدیکان خود بابت این ماجرا حسابی ابراز ندامت کرده است. ماجرای ضرب و شتم این مربی با تماس مادرزن وی با یکی از روزنامه‌های سیاسی به مطبوعات کشیده شده است. او که از رفتارهای این مربی با دخترش حسابی به تنگ آمده بود بالاخره گوشی تلفن را برمی‌دارد و خبر را به سرویس حوادث یکی از روزنامه‌ها اطلاع می‌دهد. با توجه به اینکه همسر این مربی گفته به هیج وجه گذشت نخواهد کرد باید شاهد دادگاه یکی دیگر از اهالی فوتبال باشیم. راستی این روزها چقدر دادگاه اهالی ورزش زیاد شده، نه؟
منبع : شفاف
دسته ها : خبر - ورزشی
جمعه ششم 6 1388
X