دسته
وبلاگهاي برگزيده
ارتباطات
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 1454234
تعداد نوشته ها : 2594
تعداد نظرات : 825
Rss
طراح قالب
موسسه تبیان

حکایت «حال» و «نت فالش» و «به رنگ ارغوان»

 جشنواره فیلم فجر  - ابراهیم حاتمی‌کیا

همیشه گفتم که خود را متعلق به سینمای حرفه‌ای نمی‌دانم و البته می‌دانم که خیلی توضیح نداده‌ام این سینمای حرفه‌ای چه موجودی است. شاید تعریفی که من از سینماگر حرفه‌ای می‌دهم، تعریف ناقصی باشد، ولی برای خودم قابل درک است.

مثلاً فیلمنامه‌نویس حرفه‌ای برای نوشتن، یک قلم می‌خواهد و یک کاغذ سفید و کلی اطلاعات آماده در حول و حوش موضوع. حال می‌شود منتظر ماند تا فیلمنامه در یک زمان معقول آماده شود، ولی من هر وقت چنین برنامه‌ای را برای خودم چیدم با مغز، زمین خوردم.

من برای نوشتن، همه این ابزار بالا را می‌خواهم به اضافه یک عنصر، و آن چیز مزاحمی است به نام «حال». این حال، بیچاره می‌کند. چنان کاسه و کوزه عقل و درایت و برنامه‌ات را به هم می‌ریزد که می‌شوی ذلیل فی‌الارض. این حال چه قالبی دارد که تا اعلام آمادگی نکند، هر تدارکی را دیده باشی باز مجبوری رهایش کنی. این حال، زمان‌شناس نیست.

اصلاً منطق و ادب سرش نمی‌شود. وقت و بی‌وقت، سروکله‌اش پیدا می‌شود. احترامی و اعتنایی به تجربه‌های درخشانت نمی‌کند! چنان بی‌اعتنا به ارض و سماست که گویی از عالم دیگری است و هیچ محتاج این القاب نیست. فیلمنامه به رنگ ارغوان چهار سال با همین حال بر زمین نشست و ما سراغ دیگری رفتیم. تا این که در شرایطی که «نت فالش» نیاز به «حال» داشت، سراغمان آمد.

حس می‌کردم این موجود نامرئی، مثل بارداری ناخواسته در حال عرض اندام است. حس آدم خیانتکاری را داشتم که نباید دل در گرو کس دیگری داشته باشم؛ ولی او بی‌رحمانه حجم ذهن و روحم را اشغال کرد و من ناگهان فهمیدم در شهر تورنتو کانادا، آن هم در دل پروژه «نت فالش» در حال نگارش به رنگ ارغوانام. من با این حال چه کنم. می‌دانم که دوستان حرفه‌ای به ریش بنده می‌خندند و این ادا و اطوار را بازی می‌دانند.

نمی‌دانم، شاید آنها به همین وضع من دچار می‌شوند، ولی غم نان، چنان تحت فشارشان قرار می‌دهد که به روی مبارکشان نمی‌آورند و چنین است که کورتاژهای عجیب و غریب می‌کنند و سینمای ما پر است از فکرهای دو ماهه و سه ماهه که به دلیل روح حرفه‌ای ناخواسته وارد دنیای واقعی شده‌اند.

این نجوا را بلند گفتم که دوستان منتقد مدادها را تیز کنند تا مشروعیت به رنگ ارغوان را زیر نوک تیز مدادهایشان کالبدشکافی کنند. بسم‌الله.

منبع : خبر آن لاین

دسته ها : نامه - فرهنگی
چهارشنبه هفتم 11 1388
واکنش علی مطهری به اظهارات رحیم‌مشایی:
بهتر است آقای مشایی وارد معقولات نشوند
آقای مشایی هم بهتر است به انکار ضروری مذهب یعنی عصمت انبیاء ادامه دهند و درباره نقص مدیریت انبیا سخن بگویند. اگر برخی انبیا موفق به اجرای کامل عدالت نشدند به خاطر وجود افرادی مانند آقای مشایی بوده که عدالت پذیر نبودند و مصلحت دوست و رفیق را بر مصلحت جامعه ترجیح می‌دادند،با علم به اینکه رهبری از تصدی پست حساس حکومتی توسط ایشان ناراضی است، پست ریاست دفتر رئیس جمهور را غصب می‌کردند. بهتر است آقای مشائی به تلاش‌های خود برای دوستی با مردم اسرائیل و بازگشت ایران به ایران باستان و ایران قبل از اسلام ادامه دهند و وارد معقولات نشوند.

علی مطهری، نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی، به اظهارات روز گذشته اسفندیار رحیم‌مشایی، رئیس دفتر رئیس‌جمهور واکنش نشان داد.

در پاسخ دکتر علی مطهری که برای «تابناک» فرستاده شده، آمده است:

سخنان آقای مشایی درباره اظهار نظر اینجانب مبنی بر لزوم عذرخواهی آقای احمدی‌نژاد از مردم به خاطر رفتار انتخاباتی خود، که گفته اند از طریق معاونت حقوقی ریاست جمهوری شکایت خواهیم کرد، حاکی از آن است که ایشان تحمل قبول حق و اجرای عدالت را ندارند. امام علی علیه السلام می‌فرماید: حق، وسیع‌ترین میدان‌هاست در مقام توصیف کردن و تنگ‌ترین میدان‌هاست در مقام انصاف دادن، یعنی ممکن است کسی درباره حق ساعتها سخنرانی کند، اما در مقام عمل و آنجا که باید حق را بگوید و قضاوت منصفانه داشته باشد ناتوان باشد. عدالت نیز همین طور است، زیرا عدالت عبارت است از اینکه «حق هر ذیحقی را به او بدهیم» و ارتباط وثیقی با حق دارد. بنابراین عدالت نیز در مقام توصیف کردن و سخنرانی میدان وسیعی دارد اما در مقام عمل، کمتر افرادی سربلند بیرون می‌آیند.

آقای مشایی هم گرچه دم از حق و عدالت می‌زند، اما در مقام قبول حق و اجرای عدالت درباره دوست و مرید خود ناتوان است و تحمل آن را ندارد، لذا انکار بدیهی می‌کند. این یک امر بدیهی است که رئیس جمهور محترم با مناظره‌های انتخاباتی خود خصوصاً مناظره با آقای موسوی، زمینه این فتنه را فراهم کرد و عدالت حکم می‌کند که علاوه بر عذر خواهی سران معترضان از مردم، ایشان نیز از مردم عذر خواهی نماید گرچه تقصیر این افراد یکسان نیست، و چنانچه از عذرخواهی سر باز زدند و بنا بر محاکمه شد، همه آنها به طور همزمان توسط قوه قضائیه به عنوان مدعی العموم محاکمه شوند و البته اعمال مجازات احتمالی آقای احمدی‌نژاد به بعد از دوره ریاست جمهوری ایشان موکول خواهد شد.

بنابراین اظهارات اینجانب، بر خلاف تصور آقای مشایی، سرپوش گذاشتن بر روی جرم سران معترضان نیست. و البته همان طوری که آقای مشائی گفته اند مردم بیشتر از همه می‌فهمند و قضاوت آنها تعیین کننده است. همچنین ایشان گفته اند «این نوع اظهارات دور از انتظار است» ولی باید بدانند که حق جویی و درخواست اجرای عدالت ـ که این بحران تنها از این طریق حل خواهد شد ـ دور از انتظار نیست بلکه امری است منطبق بر فطرت انسانها.

اتفاقاً مطرح شدن آقای احمدی‌نژاد به عنوان زمینه ساز این بحران، لازم و ضروری است زیرا ایشان مانند راننده‌ای است که باعث تصادف دو خودروی دیگر شده و از صحنه گریخته است و باید او را به صحنه بازگرداند. توهین‌هایی که در طول این چند ماه توسط افراد ضد اسلام به رهبر انقلاب شد، بخش عمده آن ناشی از اقدامات آقای احمدی‌نژاد بود. لذا عملکرد ایشان باید رسیدگی شود.

آقای مشایی هم بهتر است به انکار ضروری مذهب یعنی عصمت انبیاء ادامه دهند و درباره نقص مدیریت انبیا سخن بگویند. اگر برخی انبیا موفق به اجرای کامل عدالت نشدند به خاطر وجود افرادی مانند آقای مشایی بوده که عدالت پذیر نبودند و مصلحت دوست و رفیق را بر مصلحت جامعه ترجیح می‌دادند، بلکه ولایت‌پذیر نبودند و با علم به اینکه رهبری از تصدی پست حساس حکومتی توسط ایشان ناراضی است، پست ریاست دفتر رئیس جمهور را غصب می‌کردند. بهتر است آقای مشائی به تلاش‌های خود برای دوستی با مردم اسرائیل و بازگشت ایران به ایران باستان و ایران قبل از اسلام ادامه دهند و وارد معقولات نشوند.

دسته ها : سیاسی - نامه
يکشنبه بیست و هفتم 10 1388
اختصاصی «تابناک»؛
نامه سرگشاده علی مطهری به رئیس قوه قضاییه
علی مطهری نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی به آیت‌الله صادق لاریجانی،‌ رئیس قوه قضاییه نامه سرگشاده نوشت. وی‌ در نامه خود به انتصاب قاضی مرتضوی به عنوان رئیس ستاد مبارزه با قاچاق کالا و ارز اعتراض کرده است.
علی مطهری نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی، به آیت‌الله صادق لاریجانی،‌ رئیس قوه قضاییه نامه سرگشاده نوشت.

به گزارش خبرنگار «تابناک»، نماینده مردم تهران، در نامه خود به انتصاب قاضی مرتضوی به عنوان رئیس ستاد مبارزه با قاچاق کالا و ارز اعتراض کرده و خواستار انجام اقداماتی علیه وی شده است.

بنا بر این گزارش، متن کامل این نامه به این شرح است:

آیت‌الله صادق لاریجانی دامت برکاته
ریاست محترم قوه قضائیه

با اهداء سلام و آرزوی توفیق برای جناب عالی، همان گونه که استحضار دارید آقای سعید مرتضوی، قاضی دادگستری و دادستان سابق عمومی و انقلاب تهران به موجب گزارش هیأت تحقیق و تفحص مجلس شورای اسلامی دوره هفتم از قوه قضائیه در خرداد ماه سال 1387 و همچنین گزارش اخیر کمیته حقیقت یاب مجلس شورای اسلامی، متهم به ارتکاب جرایمی گردیده است که طبق قانون باید در یک مرجع قضایی ذی‌صلاح و خارج از نوبت رسیدگی شود.

با توجه به اینکه نامبرده با حفظ سمت قضایی خود متأسفانه از سوی ریاست محترم جمهوری، علی رغم اطلاع از اتهامات ایشان به عنوان رئیس ستاد مبارزه با قاچاق کالا و ارز منصوب گردیده است و رسیدگی به اتهامات منتسب به مشارالیه مندرج در دو گزارش فوق الذکر مستلزم تعلیق ایشان از سمت قضایی و لغو مصونیت قضایی وی می‌باشد، مستدعی است دستور فرمایید اقدامات لازم قانونی در این باره به دقت و سرعت معمول گردد و نتیجه به هیأت رئیسه مجلس شورای اسلامی اعلام شود.

ضمنا در گزارش کمیته حقیقت یاب مجلس شورای اسلامی آمده بود که غیر از بازداشتگاه تعطیل شده کهریزک، بازداشتگاه‌های دیگری نیز وجود دارد که خارج از نظارت و مدیریت سازمان زندانهاست. خواهشمند است در این زمینه نیز دستور اقدام مقتضی صادر فرمایید. قبلا از حسن توجه و لطف جناب عالی سپاسگزارم.

با تقدیم احترام                     
علی مطهری  
دسته ها : سیاسی - نامه
چهارشنبه بیست و سوم 10 1388

علی مطهری:آقای شریعتمداری! چندماه به منطقه ای مصفابرویدواستراحت کنید،آتش فتنه خاموش می شود

علی مطهری در واکنش به مقاله کیهان علیه مناظره تلویزیونی وی پاسخی را برای این روزنامه فرستاد.

در بخشی از این پاسخ آمده است:

آقای احمدی نژاد در آن مناظره(باموسوی) به جای ارائه برنامه های اقتصادی، سیاسی و فرهنگی خود، به اجرای یک پروژه از پیش تعیین شده پرداخت و با لگدکوب کردن حرمت و آبروی برخی مومنان- که به گفته معصوم حرمت مومن بالاتر از حرمت کعبه است- درصدد افزایش آراء خود برآمد. این نکته روشن بود که شعار عدالت ورزی به عنوان یک ابزار برای غلبه بر حریف استفاده می شود والا اولا چرا ایشان در چهار سال ریاست جمهوری خود به فکر افشای این افراد نیفتاد و ثانیاً چرا درباره افراد مشابه در میان حامیان خود سخنی نگفت و ثالثاً چرا زمانی که آقای پالیزدار همین مطالب را مطرح کرد از او حمایت نکرد تا آنجا که وی به زندان افتاد؟ این امر هیزم آتش این فتنه را فراهم کرد و سپس آقای موسوی با ادعای تقلب در انتخابات این هیزم را شعله ور ساخت. سکوت امثال جناب عالی در قبال آن حرمت شکنی منجر به حرمت شکنی های دیگر در روزهای قدس، 13آبان، 16آذر و عاشورا شد.

درقسمت دیگری ازنامه مطهری آمده است:

جناب عالی و همفکرانتان چنان از وحدت و آشتی می ترسید که جن از بسم الله، زیرا دوست دارید از این فرصت استفاده نموده و شخصیتهایی را از انقلاب حذف کنید و فکر می کنید دیگر چنین فرصتی به دست نمی آید. پیشنهاد می کنم شما و چند نفر دیگر که علاقه خاصی به شعله ور ماندن آتش این فتنه دارید برای چند ماهی به یک منطقه مصفا سفر کرده و استراحت بفرمایید و البته هزینه آن را دلسوزان واقعی انقلاب اسلامی خواهند پرداخت، آنگاه خواهید دید که این فتنه به آسانی خاموش می شود و قوه قضائیه فرصت خواهد یافت تا فارغ از جنجالها به تخلفات سران دو طرف این بحران قاطعانه رسیدگی کند.

علی مطهری همچنین آورده است:

بدون اینکه قصد مقایسه در کار باشد باید گفت مالک اشتر و بسیاری از اصحاب خاص امیرالمأمنین(ع) باید صدها بار شاکر باشند که کیهان در آن زمان منتشر نمی شد والا آقای شریعتمداری مطمئناً با همین نوع استدلالها نام مالک اشتر را به دلیل اینکه با فرمان امیرالمأمنین(ع) برای عزل ابوموسی اشعری از امارت کوفه مخالفت کرد و حضرت، علی رغم میل باطنی با او موافقت نمود، در میان مخالفان ولایت علی(ع) ثبت می کرد! همچنین همه کسانی را که در جنگ احد نظرشان برخلاف نظر پیامبر(ص) جنگیدن با دشمن درخارج از شهر بود ضد رسالت و نبوت اعلام می نمود!

منبع : خبر آن لاین

دسته ها : سیاسی - نامه
سه شنبه بیست و دوم 10 1388
پاسخ سردار خورشیدی به سردار باقرزاده
چرا که گرچه نمی‌دانم از قبل تا بعد از انقلاب و به ویژه 8 سال جنگ چه عملکردی داشتید، اما چون بعد از اینکه شهید علی محمودوند با پول توجیبی‌اش جریان تفحص را آغاز کرد و سرانجام در همین راه نیز آسمانی شد، بچه‌های دیگر نیز داوطلبانه آمدند، شما نیز چند سال بعد توفیق یافتید که پیکر مطهر عزیزانمان را شناسایی و به خانواده‌هایشان برساند، اگر این چند مدت جهاد مقدس شما نبود، مطمئن باشید حرف‌های خیلی تندی برایت می‌نوشتم.
سردار احمد خورشیدی در یادداشتی در سایت فردا نوشت:

ما و مجنون همسفر بودیم در دشت جنون
او به سر منزل رسید و ما هنوز آواره‌ایم

برادر سردار میرفیصل باقرزاده

در روزنامه کیهان روز سه‌شنبه 15 دی‌ماه 88 صفحه سوم، مطلبی از شما برادر خوبم دیدم و مطالعه کردم که اگر محسن رضایی را از سال 1351 نمی‌شناختم، هرگز خطاب به شما برادر عزیز مطلبی خطاب نمی‌کردم، چرا که گرچه نمی‌دانم از قبل تا بعد از انقلاب و به ویژه 8 سال جنگ چه عملکردی داشتید، اما چون بعد از اینکه شهید علی محمودوند با پول توجیبی‌اش جریان تفحص را آغاز کرد و سرانجام در همین راه نیز آسمانی شد، بچه‌های دیگر نیز داوطلبانه آمدند، شما نیز چند سال بعد توفیق یافتید که پیکر مطهر عزیزانمان را شناسایی و به خانواده‌هایشان برساند، اگر این چند مدت جهاد مقدس شما نبود، مطمئن باشید حرف‌های خیلی تندی برایت می‌نوشتم.

آقای سردار میرفیصل؛

محسن رضایی ـ یا سبزوار خودمان ـ از 16 سالگی و هنگامی که اکثریت جوانان این کشور تحت تأثیر فرهنگ شاهنشاهی بودند، بی‌پروا و بی‌محابا وارد مبازه با رژیم شاه شد. محسن نوجوان به همراه شهید اسماعیل دقایقی، بمب دست‌ساز به گردن مجسمه رضاشاه کثیف انداختند؛ آن هم مجسمه‌ای که دقیقا تا کلانتری شهربانی شاه 12 متر بییشتر فاصله نداشت.

یادم نمی‌رود محسن جزو نخستین دانش‌آموزان این کشور بود که از سوی ساواک دستگیر و بعد از چند ماه شکنجه بدون کلمه‌ای اعتراف، جنازه مجروحش را تحویل پدر ساده زیستش دادند؛ همان جسمی که مادرش تصور می‌کرد شهید شده است. زمانی که سازمان‌ چریک‌های فدایی و منافقین خلق سردمدار مبارزه مسلحانه علیه شاه بودند، محسن رضایی به تنهایی و در حالی که تحت تعقیب بوده و حکم نیز علیه او صادر شده بود، گروه حزب‌اللهی و ولایی منصورون را تشکیل داد که جریان مبارزه مسلحانه از منافقین به حزب‌اللهی‌های ولایی منتقل شد و عامل این مهم آقا محسن بود. همان گروهی که نفت شاه را قطع کرد، شکنجه‌گران و قاتلان مردم جنوب کشور را به سزای اعمالشان رساند؛ همان گروه چریکی ولایی که بدون حکم مجتهدین، هیچ اقدامی نکردند. محسن رضایی سردمدار مبارزه مسلحانه و چریکی ولایی ایران عزیز است، محسن فرمانده 15 هزار چریک محافظ امام (ره) در روز ورودش به ایران اسلامی بود. همین بچه‌ها اگر نبودند، ارتش و ساواک شاه حتما به امام عزیزمان لطمه می‌رساند و البته همان بچه‌هایی که بیشترشان شهید شده‌اند.

سردار میرفیصل عزیز، آیا می‌دانی ولایی‌ترین ولایی‌ها همین آقا محسن است؟ درباره زمانی که مقام معظم رهبری فرمانده کل جنگ بودند، از این عزیز دردانه استعلام فرمایید در جریان درگیری جریان حزب‌اللهی سپاه و ابوشریف و بنی‌صدر کدام عضو شورای عالی سپاه مردانه و بی‌پروا از حضرت آقا و تدابیرش حمایت کرد؟

برادرم، حیف است افرادی چون شما به همراه بدخواهان این نظام، فرمانده مطیع امام (ره) و آقا را تضعیف نمایید. این حقیر خاطرات بسیار زیادی با فرمانده مظلوممان آقا محسن دارم که اگر توفیق یافتم، دست کم سه کتاب در این باره می‌نویسم و خود را نمی‌بخشم از اینگونه سهل‌انگاری‌ها.

روز دوم عملیات والفجر که منطقه حلبچه و سید صادق مالامال از بمب‌های شیمیایی بود، می‌خواستم چند دقیقه آقا محسن را ببینم. وقتی وارد قرارگاه شدم، یکباره چشمم خورد به احمد، فرزند اول آقا محسن که هنوز ده سالش نبود و چون منطقه دائم در معرض اصابت بمب‌های شیمیایی بود، با عصبانیت به محافظان گفتم که چرا این بچه را به اینجا آوردید؟ یکی از آنها گفت: «هم پدرش و هم خودش خواسته، زیرا آقا محسن هفت ماه است خانواده را ندیده، خانواده را آورده‌ایم کرمانشاه که این عملیات (والفجر 10) آغاز شد. که با اجازه آقا محسن او را آوردیم تا چند ساعتی پدرش را ببیند.» سردار عزیز، این قضیه شاید پاسخ خیلی از شایعات نیز باشد که عاقبت بچه‌ای که پدر را 7 ماه، 7 ماه نبیند، چه بر سرش خواهد آمد.

برادر؛ به طور قطع، آقا محسن انقلاب را از همه داشته‌هایش بیشتر دوست دارد و قلبش برای آقا می‌تپد و چند سال باید این‌گونه تبعیت را ثابت نماید؟

به یاد دارم هنگامی که یکی از روحانیون بزرگ واسطه ازدواج آقا محسن در سال 53 شد و بعدها خانواده فهمید آقا محسن یک چریک تحت تعقیب است، آن روحانی عزیز روبه‌روی دانشگاه تهران به برادر «ذ ـ خ» گفت: شما کار بدی کردید که مرا واسطه ازدواج یک خرابکار کردید، من جواب پدر و مادر عروس را چه بدهم؟ در حالی که نخستین شرط ازدواج عروس و داماد این بود که عروس اسلحه بردارد و پشت سر داماد (محسن) علیه شاه مبارزه کند.

برادر میرفیصل؛

به خدا پناه ببر! بزرگ شده توسط روحانیت، به ویژه حضرت امام (ره) همواره ولایی بوده و خواهد ماند و به قول خودش: «قشنگترین آرزویم این است که حضرت آقا از من راضی باشد». آقا محسن با 55 سال سن، دقیقا از چهارده سالگی اهل تقلید از امام (ره) و تبعیت از روحانیت بوده و انشاءالله با لباس پاسداری و تحت بیرق اهل بیت عصمت و طهارت (ع) و ولایت فقیه، به یاران شهیدش خواهد پیوست و برای برادری چون شما خوب نیست که یار و رفیق بی‌بدیل و خالص شهدا را که خود شما مفتخر به خدمتگزاری آنها هستید، فرمانده بزرگ و بی‌ادعای رزمندگان هشت سال جنگ تحمیلی و شش سال نبرد چریکی علیه رژیم شاه و نوکر بی‌بدیل روحانیت، این‌گونه یاد نمایید و بدانید وضعیت ما در حال حاضر به گونه‌ای نیست که ذره‌ای به اختلافات دشمن ساخته بیفزاییم.

ان‌شاءالله از تذکر برادرت که از سال 1354 تاکنون، لحظه‌ای دور از مبارزه نبوده و خود و برادران شهید و مجروحش ولایی بودن را زیباترین خصلت هر مسلمانی می‌دانند، دلخور نباشید و حتما از آقا محسن سردمدار لشکر ولاییان عذرخواهی نمایید.

ارادتمند
احمد خورشیدی
منبع : تابناک
دسته ها : سیاسی - نامه
جمعه هجدهم 10 1388

محسن رضایی، دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام ، پس از حضور میلیونی مردم در راهپیمایی روز چهارشنبه نامه‌ای را به خطاب به رهبر معظم انقلاب اسلامی نوشت.

متن کامل این نامه به این شرح ذیل است:

"محضر مبارک رهبر عظیم الشان انقلاب اسلامی
با سلام وعرض ادب؛
حضور باشکوه و میلیونی و یکپارچه ملت ایران در روز چهارشنبه درخیابان‌های تهران و شهرستان‌های سراسر کشور، نه تنها شرمندگی ناشی از اهانت به مراسم عاشورا را جبران کرد که در خنثی نمودن برنامه های دشمن نیز نقش بی بدیلی خواهد داشت. یکبار دیگر ثابت شد که توسل به امام حسین (ع) و ادامه پیروی از مرام و مکتب حیاتبخش او، وسیله نجات ملت ایران است.

اینجانب که از میدان فردوسی تا دانشگاه تهران در جمع راهپیمایان حضور داشتم، شور و احساس خالصانه و عاشقانه مردم نسبت به امام حسین(ع)، ولایت و نظام مقدس جمهوری اسلامی را مشاهده کردم. از همه اقشار و گروه‌های سیاسی در میان جمعیت دیده می شد.

بعد از انتخابات، این اولین بار بود که ملت ایران یکپارچه و یک صدا دیده می شدند. زنان و مردان و جوانان بسیاری را از نزدیک می دیدم که ضمن آنکه از حوادث روز عاشورای تهران متاثر بودند، ولی اشک شوق هم در چشمانشان حلقه زده بود و از این‌که دوباره خود را در پرتو امام حسین(ع) و ولایت یافته‌اند شاد بودند. صحنه تظاهرات دیروز، مصداق بارز پیام وحی بود که " واعتصموا بحبل الله جمیعا و لاتفرقوا ".

این حادثه می‌تواند سر آغاز یک تحرک جدی در پیشرفت امور کشور و پایان بخشیدن به نگرانی‌ها و ابهامات ماه‌های اخیر در سرمایه گذاری‌های اقتصادی و سایر فعالیت‌های کشور گردد، ولی شک ندارم که افراط گرایانِ هردو طرف، با رفتارهای نادرست از یک سو و دشمنان کمین کرده ملت ایران با بغض و عصبانیت از سوی دیگر، تلاش خواهند کرد آثار و دستاوردهای این حرکت عظیم را خنثی کنند.

اینجانب به عنوان سرباز رهبری و ملت ایران ضمن تشکر از مردم و تبریک به جنابعالی ،تقاضا می کنم که تمام فعالان سیاسی و بزرگان انقلاب به پیروی از ملت ایران به صورت دسته جمعی در سپاسگذاری از حرکت مردم به یک حرکت نمادین دست بزنند.

عقب نشینی آقای میر حسین موسوی از انکار دولت آقای احمدی نژاد و پیشنهاد سازنده ایشان به این‌ که مجلس و قوه قضاییه به وظایف قانونی خود در قبال پاسخگو کردن دولت عمل کنند، هر چند دیر هنگام بود، ولی می تواند سر آغاز یک حرکت وحدت بخش در جبهه معترضین با دیگران باشد.

صدور پیامی از سوی حضرتعالی و یا رهنمودهایی در یک سخنرانی می‌تواند حرکت جدیدی که برای وحدت ، همدلی، برادری ،گذشت و ایثار در جامعه شروع شده را تقویت و استمرار بخشد تا هم کسانی که در جناح‌های سیاسی اشتباهاتی داشته‌اند از اشتباه خود برگردند و همکاری با یکدیگر را آغاز کنند و هم ازشروع فعالیت افراط گرایان جلوگیری و دشمن کمین کرده را ناامید سازند.

از طرف دیگر،نشاط سیاسی جدیدی همراه با تقویتِ اعتماد عمومی برای سرعت بخشیدن به فعالیت‌ها و پیشرفت کشور و رسیدن به اهداف چشم انداز ایران 1404 بوجود آید و در ماه محرم امسال نیز، دیگر بار، مشابه محرم های دوران انقلاب و دفاع مقدس ، فرهنگ عاشورایی در میان مردم و بزرگان کشور گسترش یابد.

منبع : فرارو

دسته ها : سیاسی - نامه
جمعه یازدهم 10 1388
پیام تسلیت موسوی و بهشتی
میرحسین موسوی در پیامی خطاب به فرزند آیت الله منتظری ضایعه در گذشت ایشان را تسلیت گفت.

دوست گرامی جناب حجت الاسلام و المسلمین احمد منتظری

با سلام درگذشت فقیه مبارز مرحوم آیت الله العظمی منتظری را به حضرتعالی و بیت مکرم منتظری تسلیت عرض می‌کنم واز خداوند منان برای آن عالم بزرگ علو درجات و مغفرت و رحمت آرزومندم. این ضایعه عظیمی است که مجموعه علمای دین باید نسبت به جبران آن اقدام کنند. وجود کسانی چون آیت‌الله العظمی منتظری برای نسل جوان این کشور مدرکی بود که آنان را به برخوردی عمیق‌تر با نیازهایشان برای بهره‌مندی از پشتوانه‌های روحانیت آگاه متقاعد می‌کرد. امیدوارم اینک که او از میان ما رفته است دانشمندانی دیگر این ضرورت انکارناپذیر را پاسخ بگویند و اجازه ندهند که وسوسه‌ها و زمزمه‌ها آنان را از تکالیفی که نسبت به اسلام و نسل‌های امروز و فردا دارند منصرف کند.

میرحسین موسوی

خانواده شهید آیت الله دکتر بهشتی در پیامی خطاب به فرزند آیت الله منتظری ضایعه در گذشت ایشان را تسلیت گفتند.

بسمه تعالی

خدمت حجت الاسلام والمسلمین حاج شیخ احمد منتظری

فقدان جانگداز فقیه نامدار و مرجع عالی قدر شیعه حضرت آیت الله العظمی منتظری رحمة الله علیه که یکی از قلل رفیع تاریخ فقه شیعه بوده و خواهند بود و مبارزات مستمر ایشان با ظلم و ستم و تلاش برای برپایی جامعه مبتنی بر قسط وعدل و ارزش‌های دینی از خاطره ملت ایران محو نخواهد شد را خدمت جناب عالی و آن بیت شریف تسلیت می گوییم و از خداوند متعال برای همه‌ی بازماندگان صبر و اجر جزیل خواستاریم.

خانواده شهید آیت الله دکتر بهشتی
منبع : تابناک
دسته ها : مذهبی - نامه
دوشنبه سیم 9 1388

سلام جناب سلیم آبادی .

من فکر کنم شما نمی توانید نظراتتان را بخوانید . در صفحه مدیریت شخصی سمت چپ روی گزینه نظرات کلیک کنید . بعد در انتظار تایید یا خصوصی را انتخاب کنید .نظرات نمایش داده می شوند . گمان کنم بعد از دیدن نظراتتان دیگر جای گله و شکایت باقی نماند . البته امیدوارم این مطلب را ببینید .

                                   با تشکر

دسته ها : نامه
دوشنبه دوم 9 1388
نامه‌ای به فرمانده گردان نصرالله

نامه‌ای به فرمانده گردان نصرالله

 رضا مقدسی

ادای احترامی به پیشگاه سرداران شهید رجبعلی محمدزاده و نورعلی شوشتری

نمی‌دانم مرا به خاطر می‌آوری یا نه، 23 سال قبل پادگان 92 زرهی اهواز، مقر لشکر 5 نصر خراسان. اولین روزهایی بود که گردان نصرالله را تحویل گرفته بودی، تو و یار و همراه همیشگی ات شهید علی نوری، آرام و قرار نداشتید تا هرچه زودتر گردان سرو سامان بگیرد.

23 سال قبل، پادگان 92 زرهی اهواز، اولین باری بود که چهره محجوب و خندان ترا زیارت کردم، آری زیارت کردم، از بس که مخلص بودی، بی‌ریا، بی‌تکبر، چیزی که این روزها بین ما آدمها کمیاب، بلکه نایاب شده است.

23 سال قبل با نامت برای اولین بار آشنا شدم، صدایت می‌کردند «برادر رجب».

آغاز آشنایی ما هم اول «ماه رجب» بود و تو روزه بودی و غسل اول ماه بجا آورده بودی، خوی نیکوی رجبیون در وجودت خانه داشت و مگر نه اینکه: «الاسماء تنزل من السماء»!

23 سال قبل، ماه‌های اول سال بود که خبر آمد، نیروهای ارتش بعثی عراق دوباره شهر مهران را تصرف کرده‌اند. آرام و قرار نداشتی تا گردان تازه سامان گرفته را زودتر در منطقه عملیاتی مستقر کنی. و تو چنان گردانی ساختی که بسیجیان دلاور آن در هجوم بی‌امان دشمن، در دشت مهران به شکار تانکهای دشمن رفتند، بی‌آنکه ذره‌ای خوف به دل راه دهند.

نبرد پشت رودخانه کنجانچم را می‌گویم که وقتی تانکهای دشمن پشت دیواره رودخانه گیر کردند با حمله شجاعانه بچه‌های گردان و به آتش کشیده شدن اولین تانک، تانک‌های دیگر فرار را برقرار ترجیح دادند.

23 سال قبل، چه سال قشنگی بود سال 1365، ماههای آغازینش اینچنین بود و ماههای پایانی‌اش در عملیات کربلای 4 و 5 بچه‌های گردان تو، با خون خود قیامتی در شلمچه بپا کردند. یارانت یک به یک پر کشیدند و تو در فراغ تک تک آنها گوهر جان را می‌سفتی، که در باغ شهادت را بستند و ما پشت در ماندیم. بغض ات را به خاطر می‌آورم که با چه حسرتی از شهیدان گردان یاد می‌کردی و قطرات اشکی که با سوز و گداز در هجران آن عزیزان می‌فشاندی. جانبازی ترا راضی نکرد می‌خواستی که سر ببازی!

آن روزها و این حالات و روحیات البته بین بچه‌های جنگ کم و بیش مرسوم بود، اما نگه داشتن این گوهر ناب آن هم 23 سال کار هرکسی نیست. و حالا پس از این همه سال تو هم به خیل عزیزانی پیوستی که در فراقشان می‌سوختی. خوشابه‌حال شهدای گردان نصرالله که از امروز فرمانده خود را یافته‌اند!

 «برادر رجب»! بگذار به تو تبریک بگویم برای اینکه آن حسرت نابی که 23 سال قبل در وجودت موج می‌زد آنچنان زلال باقی نگه داشتی و اجازه ندادی گذر ایام آنرا بمیراند تا اینکه گوهر زیبای شهادت را صید کردی.

نه، نه؛ بگذار جمله‌ام را اصلاح کنم، تو در امتحانات روزگار و در صحنه جهاد اصغر و جهاد اکبر آنچنان سربلند و سرافراز شدی که شهادت گوهر نابی همچون ترا شکار کرد. آری فکر کنم حالا حق مطلب را بهتر ادا کرده باشم.

 «برادر رجب»! در این 23 سال گرچه تورا دیگر ندیدم اما صادقانه بگویم چهره پرلبخند ترا هیچ‌گاه فراموش نکرده‌ام. تو نمونه یک انسان خالص و بی‌تکلف بودی که در مکتب امام عزیز رشد یافتی، تربیت شدی و به اوج رسیدی پس اجازه بده امروز من به برکت آن آشنایی دیرین از تو بخواهم که تو هم ما را فراموش نکنی و برای حسن عاقبت همه ما دعا کنی.

 «برادر رجب»! راستی چقدر به زبان آوردن این عبارت دشوار شده است! «برادر» را می‌گویم. دیگر سالهاست که افراد یکدیگر را برادر خطاب نمی‌کنند و اگر کسی هم دیگری را برادر خطاب می‌کند با به شوخی و تمسخر است یا مورد تمسخر قرار می‌گیرد. چرا که معادلات زندگیمان دیگر مبنای برادرانه ندارد. حتی خودت که این روزها شاهد بودی برادرانی با ادعای بزرگتری و ریش سفیدی و سابقه مبارزه و پیروی امام و. . . با گرگانی همراه شدند که قصد داشتند «یوسف انقلاب» را به چاه بیندازند، اما به مدد همراهی یاران و سربازان مخلصی همچون تو، یوسف انقلاب همچنان در اوج عزت ماندگار است.

 «برادر رجب»! برادرانی از این آب و خاک این روزها شعار دادند «بسیجی واقعی همت بود و باکری» گواینکه بسیجیان واقعی همان رفتگانند و به ظاهر دفن شدگان؛ اما تو و سردار مخلص نورعلی شوشتری با خون خود اثبات کردید که همه بسیجیان و سپاهیان، همت‌ها و باکری‌های زمان خود هستند که برای فرمان ولی امر خود سرمی‌بازند.

 «برادر رجب»؛ حبذا! خوشا به احوالت که پس از 23 سال، مزد مجاهدت و پایمردیت را ستاندی و صدف شهادت گوهر ارزشمندی چون ترا صید کرد. آفرین بر تو که مراد دل را یافتی و دل به دنیا نسپردی. هنیاً لک

مرغ بر بام توره دارد و من بر سرکوی        

حبذا مرغ که آخر پر و بالی دارد

نیروی گردان نصرالله - لشگر 5 نصر

مهرماه 88

منبع : خبر آن لاین

سه شنبه بیست و هشتم 7 1388
پیام تسلیت خاتمی در پی حادثه سیستان و بلوچستان
من شهادت همه عزیزان را از صمیم قلب به ملت بزرگوار بخصوص بستگان این عزیزان تسلیت عرض می کنم و از خداوند منان سلامت و شفای آسیب دیدگان گرامی و صبر و اجر همه بازماندگان را مسألت می کنم و به روان پاک شهیدان درود می فرستم. امید است که هوشیاری و دست نیرومند عدالت بتواند با کشف و برخورد با ریشه ها و عوامل این جنایت بزرگ و جنایتکاران، التیام بخش دل داغدار مردم و بخصوص بازماندگان شریف این حادثه و موجب رسوایی بیشتر و یأس فزون تر دشمنان اسلام و ایران گردد.
پایگاه اطلاع‌رسانی سید محمد خاتمی: سید محمد خاتمی با صدور پیامی ضمن محکوم کردن جنایت ننگین تروریستی که منجر به شهادت عده ای از سرداران سرفراز، شخصیتها و معتمدان محلی و مردم شریف استان سیستان و بلوچستان شد این فاجعه را به ملت بزرگوار ایران و بستگان داغدار این عزیزان تسلیت گفت. متن کامل این پیام بدین شرح است:

بسم الله الرحمن الرحیم

برادر بزرگوارم حضرت حجت الاسلام والمسلمین آقای محمد اسماعیل شوشتری

با دلی آکنده از اندوه یاد سردار رشید و پرافتخار اسلام و انقلاب و ایران و چهره درخشان دوران شکوهمند دفاع مقدس، سرلشکر شهید نورعلی شوشتری را گرامی می دارم و شهادت او را به جناب عالی و خاندان مکرمش تبریک و تسلیت عرض می کنم.

جنایت ننگین تروریستی که منجر به شهادت عده ای از سرداران سرفراز، شخصیتها و معتمدان محلی و مردم شریف استان سیستان و بلوچستان شد از هر جهت محکوم است. بخصوص که این اقدام جنایتکارانه برای ضربه زدن به تلاش مقدسی بود که برای ایجاد تفاهم و سیر به سوی همدلی و وحدت میان قوم ها و طایفه ها و قشرهای مختلف صورت می گرفت؛ امری که امروز نیز چون دیروز و فردا مورد نیاز جامعه ما است و روشن است که چه کسانی از این اقدام های ننگین پشتیبانی می کنند و عوامل رسوای خود را به این جنایات وا می دارند.

من شهادت همه عزیزان را از صمیم قلب به ملت بزرگوار بخصوص بستگان این عزیزان تسلیت عرض می کنم و از خداوند منان سلامت و شفای آسیب دیدگان گرامی و صبر و اجر همه بازماندگان را مسألت می کنم و به روان پاک شهیدان درود می فرستم. امید است که هوشیاری و دست نیرومند عدالت بتواند با کشف و برخورد با ریشه ها و عوامل این جنایت بزرگ و جنایتکاران، التیام بخش دل داغدار مردم و بخصوص بازماندگان شریف این حادثه و موجب رسوایی بیشتر و یأس فزون تر دشمنان اسلام و ایران گردد.

سید محمد خاتمی
بیست و هفتم مهرماه 1388
منبع : فردا
دسته ها : در محضر شهید - نامه
سه شنبه بیست و هشتم 7 1388
X